اثری برای سفر به سوی کمال

گفت‌و‎‌گو با نیما دلنوازی به بهانه برگزیده شدن اثری به آهنگسازی او در جایزه جهانی موسیقی امریکا

سارا حیدرنژاد- موسیقی کوک| چند روز قبل، خبری درباره برنده شدن یک آهنگساز جوان ایرانی در جایزه جهانی موسیقی امریکا در رسانه‌های مختلف منتشر شد. آلبوم «از ری تا تیسفون» در این جایزه در دو بخش آلبوم و نوازندگی دو مدال نقره را از این جشنواره از آن خود کرده بود.

آهنگساز و تنها نوازنده این آلبوم نیما دلنوازی فرزند محمد دلنوازی و برادرزاده مهرداد دلنوازی است. او که در کارنامه‌اش حضور در ارکستر ملی صداوسیما، همراهی با گروه پایور، نوازندگی تار در گروه مستان و نوازندگی برای بسیاری از آثار صداوسیما را دارد، سه سال قبل این آلبوم را روانه بازار کرد.

 «از ری تا تیسفون» آن زمان از سوی نشر «نغمه هزار دستان» به بازار آمد اما آهنگساز و نوازنده‌اش بعد از انتشار این آلبوم دیگر اثری را با نام خود روانه بازار موسیقی نکرد؛ به‌احتمال چون واکنش‌هایی که بعد از انتشار آلبوم قبلی‌اش از جامعه موسیقی و مخاطبان این حوزه انتظار داشت، دریافت نکرده بود یا شاید به دلیل اینکه معمولاً آلبوم‌های بی‌کلام در کشور ما باید با سرمایه شخص هنرمند روانه بازار شود.

حالا اما ممکن است با برگزیده شدن اثر این آهنگساز و نوازنده جوان ورق برگردد و سرمایه‌گذاران با وجود کسب یک جایزه معتبر بین‌المللی از سوی او برای انتشار اثر جدیدش آستین‌ها را بالا بزنند تا دلنوازی پسر بتواند ساخته‌های تازه خود را به گوش مخاطبان برساند. به بهانه برگزیده شدن نیما دلنوازی در جایزه جهانی موسیقی امریکا با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید: 

ازآنجاکه معمولاً در جوایز بین‌المللی معمولاً آثار منتشرشده در طول سال شرکت می‌کنند، این اثر چطور توانست در globalmusicawards برگزیده شود؟

ظاهراً این قانون برای globalmusicawards وجود نداشت. قواعد این جایزه در سایتش توضیح داده شده و بر اساس همان توضیحات می‌توانم بگویم تمرکز داورانش روی آثار و هنرمندان مستقل است، از سراسر دنیا متقاضی برای شرکت در آن وجود دارد و دوره زمانی انتشار یا میزان فروش اثر صلا برایشان مهم نیست.

بنابراین می‌شود دریافت که آنها اصلاً نگاه بازاری و تجاری به آثار ندارند و وجه هنری اثر برایشان اهمیت دارد.

با نگاهی اجمالی به اوضاع‌واحوال کنونی بازار موسیقی در ایران می‌توان به این نتیجه رسید که انتشار آثار بی‌کلام آن‌هم درزمینه موسیقی ایرانی از نظر اقتصادی شانس موفقیت زیادی ندارد. بنابراین چه انگیزه‌ای باعث شد تا اولین آلبوم رسمی نیما دلنوازی در این فضا منتشر شود؟

راستش را بخواهید، اولین و مهم‌ترین شرط من برای انجام هر کاری درزمینه موسیقی این است که اثر بتواند در گام نخست خودم را راضی کند. اصلاً موسیقی در زندگی من جایگاه ویژه‌ای دارد چون از ۱۰ سالگی به‌صورت جدی فعالیت درزمینه موسیقی را آغاز کردم و تا امروز که بیست‌وسه سال از آن زمان می‌گذرد، کاری به جز موسیقی انجام نداده‌ام.

در طول همه این سال‌ها حضور در محضر استادان بزرگوار و آموزه‌هایی که از بودن در کنار آنها فراگرفته‌ام، برای من ارزش و اهمیت بالایی داشته است. در این مسیر، اصلاً به این فکر نکرده‌ام که بازده مالی این همه سال تمرین و کار چه بوده چون همیشه به جنبه هنری موسیقی فکر کرده‌ام و اینکه بتوانم حرف خودم را بزنم برایم مهم بوده است.

در طول سال‌هایی که مشغول فراگیری نوازندگی تار بودم، مدت‌ها سعی کردم شیوه نوازندگی استاد ظریف را در کارم داشته باشم و بعد از آن تا مدت‌ها تلاشم این بود که تکنیک‌های استاد شریف را روی سازم پیاده کنم و درنهایت چیزی که برایم اهمیت پیدا کرد، این بود که وقتی شنونده اثری با نوازندگی مرا می‌شنود، همان‌طور که با شنیدن ساز استادان بزرگ متوجه می‌شود چه کسی دارد می‌نوازد، تشخیص بدهد که من مشغول نواختنم.

این آرزوی همیشگی من بوده و بر همین اساس تلاش می‌کنم روزبه‌روز نوازندگی‌ام را منحصربه‌فردتر کنم.

در بخشی از خبر برگزیده شدن شما در global Music Awards آمده بود که این جایزه از سال ۲۰۱۱ تا امروز به هنرمندان شناخته‌شده‌ای در حوزه موسیقی اختصاص داده می‌شود. لطفاً در این باره توضیح بدهید…

اگر به سایت این جایزه مراجعه کنید، خواهید دید که عکس ۹ نفر در صفحه اول آن وجود دارد. این ۹ نفر به نردگان مدال طلای این دوره از جایزه بوده‌اند. در ادامه نام برندگان مدال نقره را نوشته‌اند که اگر به ترتیب حروف الفبا نام مرا دنبال کنید، خواهید دید که در دو بخش آلبوم و نوازندگی مدال نقره به من تعلق گرفته است.

در همان سایت می‌شود برندگان دوره‌های قبلی از سال ۲۰۱۱ تا امروز را دید. برخی از افرادی که نامشان در میان برندگان دوره‌های مختلف آمده، نوازندگان و آهنگسازان شناخته‌شده‌ای در سطح جهان‌اند که بعضی‌هایشان حتی موسیقی فیلم هم ساخته‌اند و در گروه‌ها و ارکسترهای معروفی به‌کار مشغول‌اند.

اگر در سایت بخشی با عنوان Enter Now را لمس کنید، صفحه‌ای باز می‌شود که در آن گزینه‌ای با نام LINK وجود دارد و با فشار دادن آن فرمی دانلود خواهد شد که متقاضیان شرکت در این جایزه باید آن را پر کنند. همان‌طور که در این فرم می‌توانید به بنید، همه ژانرهای موسیقی در سراسر دنیا در تقسیم‌بندی این فرم آمده و هر کس بنا به شرایط و ویژگی‌های اثرش می‌تواند در بخش یا بخش‌هایی از این جایزه شرکت کند.

من در بخش Instrumental Music و Album شرکت کردم و در هر دو بخش به مدال نقره رسیدم. یکی از نکاتی که بعد از اعلام نتایج این جایزه واقعاً مرا خوشحال کرد این بود که با وجود بی‌کلام بودن آلبومم و البته حضور تنها یک ساز تار که خودم نوازندگی آن را بر عهده داشتم، این اثر در این جایزه شنیده شد و این اتفاق نشان داد در این فضا امکان کار کردن وجود دارد.

اغلب فرزندان کسانی که در عرصه موسیقی با هر هنر دیگری کار می‌کنند، دقیقاً پا جای پای والدینشان نمی‌گذارند و مثلاً اگر بخواهند درزمینه موسیقی هم فعالیت کنند، دقیقاً همان سازی که پدران و مادرانشان می‌نواختند، انتخاب نمی‌کنند. دلیل انتخاب ساز تار از سوی شما باوجود پدر و عمویی که هر دو نوازندگان تار بودند، چه بود؟

از زمانی که به یاد دارم، موسیقی مهم‌ترین علاقه من در زندگی بود. برای مثال خوب به خاطر دارم که یکی از فامیل‌های ما در خانه کیبوردی داشت و من آرزو می‌کردم هرروز به خانه آنها بروم و پشت آن کیبورد بنشینم و با آن نوازندگی کنم. راستش، ورودم به عرصه موسیقی هم این‌طور نبود که مثلاً پدرم دوست داشته باشد من ساز بزنم و به دلیل علاقه او نوازندگی را انتخاب کنم.

این علاقه برآمده از ناخودآگاهم بود و بالاخره مرا در این مسیر قرار داد. من قبل از رفتن به هنرستان هم تار را به‌دست گرفتم و انگشت گذاری را از پدرم آموختم. خوب به یاد دارم که در سال اول ورودم به هنرستان ناظمی داشتیم که به من گفت تو به درد نوازندگی ترومپت می‌خوری بنابراین باید این ساز را انتخاب کنی.

در آن ایام هنوز بچه‌ها ساز تخصصی‌شان را انتخاب نکرده بودند. خوب به یاد دارم که به‌قدری از گفته او ناراحت شده بودم که تا مدت‌ها به حرفش فکر می‌کردم.

درباره گروه بارنگ هم برایمان بگویید. این گروه از سال ۸۹ شروع به کار کرد و در طول دوران فعالیتش هم توانست چند قطعه را منتشر کند که با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد اما بارنگ مدتی بعد از هم پاشید…

من در بارنگ نوازندگی تار را بر عهده داشتم، نیما قاسمی گیتار الکتریک می‌نواخت، آواز گروه را سپنتا مجتهدزاده می‌خواند، سیاوش ملائیان نوازنده کمانچه بود، مازیار حامدی نواختن سه تار را بر عهده داشت و مهرداد حامدی هم نوازنده گیتار بیس بود. البته گاهی از نوازندگان میهمان هم استفاده می‌کردیم.

شیوه کاری ما در بارنگ این‌گونه بود که بر اساس ایده‌هایی که در لحظه پیش می‌آمد، قطعاتمان را می‌ساختیم و به گمانم در همان تجربه‌های مشترکی هم که داشتیم، توانستیم موفقیت قابل‌توجهی به‌دست بیاوریم اما متأسفانه بعضی مشکلات باعث شد این گروه عمری طولانی نداشته باشد و در برهه‌ای آن‌قدر حجم حاشیه‌ها بیشتر از متن شد که تصمیم به منحل کردن گروه گرفتیم.

به نظرم این گروه اگر به کار خودش ادامه می‌داد می‌توانست اتفاق جالبی را در عرصه موسیقی در ایران رقم بزند اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.

به «از ری تا تیسفون» برگردیم. از نگاه شما چه نکاتی در این اثر باعث شد تا داوران globalmusicawards این آلبوم را به‌عنوان برنده مدال نقره در دو بخش انتخاب کنند؟

من به فضای این اثر بیشتر به‌عنوان یک آهنگساز نگاه کردم تا نوازنده‌ای که بناست به شیوه سنتی بنوازد. در آهنگسازی این اثر سعی کردم ریشه و اصالت موسیقی ایرانی را حفظ کنم و درعین‌حال کاری را ارائه کنم که شنیدنش فضای موسیقی شرق و کل ایران را پیش روی مخاطب تداعی کند.

اگر به نام قطعات در آلبوم هم دقت کنید می‌بینید که مثلاً نام قطعه دوم «شهر سوخته» است. هدف من در آهنگسازی آلبوم، این بود که شنونده بتواند تکنیک‌های نوازندگی تار را حس کند اما با اثر متفاوتی هم روبه‌رو شود. قبلاً هم گفته‌ام که من این آلبوم را شرحی از یک سفر درونی می‌بینم که هر انسانی در طول زندگی آن را تجربه می‌کند تا درنهایت به کمال برسد.

منتشر شده در روزنامه سازندگی