از تکیه دولت تا شمر دوچرخه‌سوار

اوضاع و احوال شبیه خوانی یا تعزیه؛ اپرایی ایرانی که در این سال‌ها رها شده است؛

موسیقی کوک| موسیقی، شعر و نمایش سه وجه مهم و جدانشدنی تعزیه هستند. اگر موسیقی کم‌رنگ شود به سمت سخنرانی می‌رود، با کم‌رنگ شدن وجه نمایشی شبیه به نوحه‌خوانی خواهد شد و با کنار رفتن وزن جملات می‌شود نمایش. تعزیه در بستری تاریخی، با نگاهی اسطوره‌ای و برآمده از باوری مذهبی به وجود آمده است. شاید نشود تاریخ دقیقی برای پیدایش تعزیه در ایران معین کرد اما ریشه‌هایی از تعزیه را می‌شود در دوره آل‌بویه پیدا کرد.

در این دوره سوگواری و شبیه گردانی در ایران رایج شد هرچند دوران صفویه را باید دوره‌ای دانست که در آن با رسمی شدن مذهب شیعه در ایران زمینه برای ایجاد و تکمیل گونه‌های مختلف عزاداری فراهم شد. در کتاب موسیقی مذهبی ایران درباره تعزیه نوشته شده: «نمایش تعزیه نتیجه تکامل سایر مراسم سوگواری مثل نوحه‌سرایی، روضه‌خوانی، شبیه‌سازی، شمایل گردانی، دسته‌گردانی، نقالی و غیره است.

درباره اجرای تعزیه در ایران دوره کریم‌خانی هم اسنادی به جا مانده که از آن جمله می‌شود به قول صادق همایونی از کتاب «تاریخ اجتماعی کاشان»‌ اشاره کرد: «از عهد کریم‌خان زند که تعزیه‌خوانی و شبیه‌سازی باب شد این کار اگر به صورت مجلسی بود که در تکیه یا هر محوطه وسیعی در زیر چادر بزرگی بر پا می‌گردید و تعزیه‌خوان‌ها با صدای طبل و شیپور مردم را دعوت و شروع به کار می‌کردند.

یا آن که در ایام عاشورا همراه دسته‌های عزاداران، تعزیه‌خوان‌ها هم سواره و پیاده در حرکت بودند و صحنه‌سازی‌های این‌گونه تعزیه‌های سیار به‌قدری پر طول و تفصیل بود که گاهی عبور آن‌ها از بازار شهر بیش از شش ساعت به طول می‌انجامید و در این مدت فتنه و فساد و زدوخورد و حتی خون‌ریزی و کشتار هم اتفاق می‌افتاد …».

دوره قاجار؛ اوج رشد و بالندگی تعزیه

این نوع در اصطلاح اپرایِ ایرانی در دوره قاجاریه به موفق‌ترین شکل خودش رسید.  تعزیه را در کنار پرده‌خوانی و روحوضی از قدیمی‌ترین گونه‌های نمایشی در ایران هم می‌دانند. در دوره قاجار شیوه ساده و ابتدایی و صرفاً مذهبی تعزیه در روستاها به همان سیاق حفظ شد اما در شهرهای بزرگ به‌خصوص تهران این شیوه سوگواری از گونه‌ای ساده و نیمه تئاتری به یک نمایش تمام‌عیار تبدیل شد.

شاهان قاجار به مراسم عزاداری ماه محرم توجه ویژه‌ای داشتند و از اجرای آیین‌های عزا، برای ابراز توجه به شرع و علاقه‌مندی به اهل‌بیت استفاده می‌کردند. تعزیه یکی از انواع عزاداری بود که در این دوره با شکل و شمایلی جدید به مراسم دهه اول محرم در ایران اضافه شد. در این شیوه که امروز هم در کشور ما رایج است، عده‌ای صحنه کربلا را با استفاده از چادرها، اسب‌ها و بازیگرانی ملبس به پوشش  نظامی عرب در سال ۶۱ هجری آماده می‌کنند و بازیگرانی هم با استفاده از اشعار خاص این مراسم، به اجرا در میدان می‌پردازند.

لیدی شیل همسر وزیرمختار انگلیس در ایران در اوایل دوره ناصرالدین‌شاه کتاب خاطراتی دارد که در آن، درباره آنچه در دوره قاجار در شبیه‌خوانی اجرا می‌شد، گزارش مفصلی نوشته است.

او در آغاز گزارشش از تعزیه‌ای که به چشم دیده، می‌نویسد: «ماه دسامبر امسال مصادف با ماه محرم، یعنی دوره ماتم و ندبه و زاری ایرانی‌ها بود که با وجود محنت انگیز بودن، برای تمام طبقات مردم ایران ماه استراحت و سرگرمی محسوب می‌شد- در این ماه شیعیان مراسمی به عنوان یادبود و ذکر مصیبت امام حسین (ع) و خانواده‌اش در صحرای کربلا، برگزار می‌کنند.

این واقعه به قدری ایرانی‌ها را تحت تأثیر قرار داده است که جریان آن را به صورت یک برنامه نمایشی درآورده‌اند و شبیه انجام شعائر مذهبی دوران گذشته در انگلستان و سایر جاها، در صحنه اجرا می‌کنند…».

تکیه دولت

تکیه‌ها تا پیش از دوران صفویه مراکزی بودند که صوفیان در آن دور هم جمع می‌شدند و مناسک و مراسم عرفانی ویژه خودشان را آنجا انجام می‌دادند اما با قدرت گرفتن سلسله صفویه تکایا محلی شد برای سوگواری اهل‌بیت به خصوص در ایام محرم و صفر. از تکیه خانوم در حوالی خیابان ۱۵ خرداد امروز در تهران که بگذریم معروف‌ترین تکیه این شهر تکیه دولت نام دارد.

پیش از این تکیه دولت را تکیه همایونی دولتی، تکیه قصر و تکیه بزرگ شاهی هم می‌گفته‌اند. مهم‌ترین ویژگی تکیه دولت برپایی مراسم تعزیه، روضه‌خوانی و سوگواری امام حسین و یارانش در ایام ماه محرم بود. ظاهراً ناصرالدین‌شاه در جریان سفر به فرنگ از سالن رویال آلبرت هال لندن (بزرگ‌ترین سالن تئاتر سلطنتی انگلستان) دیدن می‌کند و تصمیم می‌گیرد در ایران هم نمونه آن را بسازد.

به نظر می‌رسد او بنا داشت تا این مجموعه را برای اجرای تئاتر بسازد و ظرفیتی حدود ۲۰ هزار نفر را برایش در نظر گرفت اما پیش از اتمام مراحل ساخت موج وسیعی از اعتراضات مردمی در واکنش به ساخت این سالن شکل گرفت و او در نهایت مجبور شد تکیه ملت را به مکانی برای روضه‌خوانی و تعزیه‌گردانی تبدیل کند.

لوازم یک شبیه‌خوان خوب

صدای خوش، تسلط به ردیف و دستگاه موسیقی ایران، سن و سال مناسب با نقشی که قرار است از سوی شبیه‌خوان ارائه شود و تمرین و ممارست برای ارائه هر چه بهتر ویژگی‌های نمایشی و موسیقایی از فاکتورهای لازم برای ارائه تعزیه است. در گذشته شیوه آموزش تعزیه به این شکل بود که کودکان را برای اجرای بچه خوانی (شبیه‌خوانی کودکان در کربلا و به خصوص طفلان مسلم) تعلیم می‌دادند.

بعد از آن و در دوره نوجوانی نوبت به اجرای نقش عبدالله فرزند امام حسن می‌رسید و پس از آن به فراخور دوران بلوغ کسانی که صدای بم‌تری داشتند در دسته اشقیاء یا مخالف خوان قرار می‌گرفتند و آنها که صدای مناسب‌تری داشتند موافق خوانی می‌کردند. چون در تعزیه زنان حضور ندارند معمولاً سعی می‌شد از مردان یا نوجوانانی با صدای زیر برای اجرای نقش زنان استفاده بشود.

امروز و اکنون تعزیه

اوضاع و احوال تعزیه‌خوانی در این سال‌ها با دوران گذشته تفاوت‌های بسیاری کرده است. در آن دوران امکان نداشت که کسی بدون تمرین و طی کردن مراحل مختلف بتواند در تعزیه حاضر شود اما امروز وضع هنر تعزیه یا شبیه‌خوانی شبیه به دیگر هنرها در ایران است. کافی است کسی با بانی تعزیه یا تکیه یا محلی که قرار است تعزیه در آن اجرا شود، نسبتی داشته باشد تا بتواند وارد میدان شود.

گاهی بعضی از اجراها از تعزیه نه تنها حس تأثر و تالم را در دل و جان مخاطبان برنمی‌انگیزد که به قدری مضحک است که بینندگان را از خنده روده‌بر می‌کند. کافی است سری به فضای مجازی بزنید و در میان صفحات مختلف اینترنت تعزیه‌های عجیب و غریب را جست‌وجو کنید.

از دوچرخه‌سواری سپاهیان شمر گرفته تا الاغ سواری موافق خوان‌ها و مخالف خان‌ها و از کسانی که ظاهراً قرار است نقش شیر نر را بازی کنند اما در پوستین‌های کاریکاتوری و خنده داری فرو رفته‌اند که بیشتر برای سرگرم کردن کودکان ۳ یا ۴ ساله با تصویری شبیه به پلنگ صورتی (منتها به رنگ قهوه‌ای) جان می‌دهند نه نشان دادن ابهت و عظمت یک شیر نر تا درگیری و زد و خورد شدید در میدان تعزیه تنها نمونه‌های اندکی از بعضی اجراهای شبیه‌خوانی در این سال‌هاست.

هرچند بی‌انصافی است اگر اجراهای ماندگار و خاطره‌انگیز گروه‌های ریشه دارد و قدیمی این اپرای ایرانی را نادیده بگیریم؛ نمونه‌هایی که کیوان پهلوان در کتاب ۱۵ جلدی‌اش به بسیاری از آنها در شهرهای و روستاهای مختلف سراسر ایران اشاره کرده است.