الان واقعا در برهه حساس کنونی‌ هستیم

گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی و توصیه‌های او به حکومت و اهالی فرهنگ

موسیقی کوک-علی نامجو| تویلا تارپ، هنرمند آمریکایی می‌گوید: «هنر، تنها راهِ فرار است، بی‌اینکه مجبور به ترک خانه باشی». در این روزها مدام این جمله را می‌شنویم که باید در خانه بمانیم تا زنجیره انتقال ویروس کرونا شکسته شود.

شاید در این ایام بیش از هر دوره دیگری وقتمان را با پرسه زدن در فضای مجازی سپری کنیم و همین وضع هم سبب شده که اتفاقات رخ داده در این فضا بسیار بیشتر از ایام دیگر سال، موردتوجه قرار بگیرد و به سوژه‌ای بدل شود برای بحث و انتقاد و تحسین.

این روزها اما امکان حضور در فضاهای فیزیکی هنری عملاً غیرممکن شده است و دیگر نمی‌شود درباره روزمرگی‌هایی گفت و نوشت که با رفتن به تئاتر، سینما، کنسرت یا یک نمایشگاه نقاشی یا خط رقم خورده‌اند. حالا هرچه هست باید در خانه رقم بخورد. بسیاری مردم را به خواندن کتاب دعوت می‌کنند، درحالی‌که مطالعه سرگرمی دل‌انگیزی برای خیلی‌هایمان نیست.

دیدن فیلم یا یک کنسرت آنلاین شاید پیشنهاد جذاب‌تری برای عموم جامعه باشد. در کل اما بسیاری از گونه‌های هنری دارد در فضای مجازی عرضه می‌شود و این عرصه را شاید بشود یکی از فعال‌ترین ساحت‌ها که مخاطبش عموم جامعه است، در نظر گرفت.

در این گیرودار درباره هنر چند پرسش اساسی وجود دارد؛ اینکه هنر در ایام قرنطینه چه مأموریتی دارد؟ اولویت محتوای هنری در این ایام با چیست؛ ارزش زیبایی‌شناختی یا سرگرم‌کنندگی؟

اولویت هنرمند چه باید باشد؛ رعایت رویه عرضه و تقاضا و نفع اقتصادی یا به‌سامان کردن شرایط بحرانی؟ حاکمیت و دولت که مسئولیت اعطای مجوز به محصولات هنری را دارد، در این ایام باید در چه مسیری گام بردارد؛ تسهیل راه برای تولیدات بیشتر یا اصرار بر قواعد و مقررات کسب مجوز در شرایط عادی؟

و سؤالات دیگری که شاید در همین اوضاع‌واحوال پرداختن به آن از هر زمان دیگری مناسب‌تر باشد. نعمت‌الله فاضلی استاد دانشگاهی است که درزمینه انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی نامی آشنا دارد. در روزنامه همدلی با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم تا به پرسش‌هایمان درباره شرایط و الزامات هنر در ایام حاضر پاسخ بگوید:

*از نگاه شما، مسئولیت هنر و هنرمند در شرایط کنونی کشور چیست؟

امروز اغلب مردم در کشورمان از فضاهای عمومی نظیر، کنسرت، سینما و تئاتر و پارک و مکان‌هایی ازاین‌دست دور شده‌اند و بیشتر وقتشان را در خانه‌هایشان می‌گذرانند. طبیعتاً در این شرایط هم بسیار بیشتر از گذشته در فضای مجازی حضور دارند و از این طریق تلاش می‌کنند برای خودشان اسباب سرگرمی ایجاد کنند.

با این توضیح، از نگاه من هنرمندان و به‌طورکلی کسانی که در فضای مجازی محتوا تولید می‌کنند باید اوضاع‌واحوال کنونی جامعه را در نظر بگیرند و بیش از گذشته نسبت به انتشار محصولات و محتواهایی که تولید کرده‌اند، دقت نظر داشته باشند.

شما در نظر بگیرید که در همین ایام گاهی محتوایی در فضای مجازی منتشر شده که بر اساس توضیحات منتشرکنندگانش با هدف ایجاد خنده و شادی منتشر شده اما تعدادی از مردم را دچار تشویش و اضطراب کرده است.

به گمان من در این شرایط حتی تعداد اندک آدم‌هایی که می‌توانند از مواجهه با چنین محتواهایی دچار التهاب و ترس شوند، اهمیت دارد. در شرایطی نظیر اوضاع و احوالی که جامعه ایران و به‌طور کل جامعه جهانی امروز با آن روبه‌رو است، کمیت تعیین‌کننده نیست.

با این توضیح تا امروز ممکن است تعداد کسانی که جان خودشان را به دلیل ابتلا به ویروس کرونا از دست داده‌اند، در مقایسه با تعداد کسانی که در مدت مشابه سال قبل جانشان را بر اثر تصادف از دست داده‌اند، بسیار کمتر باشد، اما اضطراب دچار شدن به این بیماری امروز تبدیل به ترس و اضطرابی عمومی در جامعه ایران شده است.

*زمانی که ویدیوهای بارش بادمجان در تهران منتشر شد، خبر رسید که نیروی انتظامی به‌سرعت منتشرکنندگان آن ویدیو را دستگیر کرد. از نگاه شما ضابطان قضایی و نیروهای امنیتی در فضایی که امروز در آن قرار داریم تا چه حدی باید در این موارد دخالت کنند؟

با این توضیح که من با برخورد مقامات قضایی با منتشرکنندگان ویدیوهای بارش بادمجان موافقم و احساس می‌کنم در آن شرایط این عزیزان باید به ماجرا وارد می‌شدند، اما گمان می‌کنم چنین مواردی نباید به‌عنوان مستمسکی قلمداد شود که با چنگ زدن به آن مردم را از فعالیت در فضای مجازی محروم کنند و جلوی حضور قوی و کارآمد رسانه‌ها را بگیرند.

اگر نیروهای انتظامی و امنیتی در این شرایط با هر نوع فعالیتی که در فضای مجازی می‌تواند در این ایام روحیه مردم را بالا ببرد و به شادی آن‌ها کمک کند، برخورد کند، هم نوعی از هراس‌افکنی در جامعه ایجاد شد و در آن شرایط هم جامعه احساس خفقان می‌کند.

*در طول مدتی که شیوع کرونا در ایران به‌طور رسمی اعلام شده، مردم با راه‌اندازی چالش‌های مختلف در فضای مجازی و البته حقیقی سعی کردند یکدیگر را به وحدت و همدلی تشویق کنند. برای نمونه اجرای سرود ای ایران از سوی ساکنان ساختمان‌های شهرک اکباتان تهران، اما این اقدام با واکنش‌های منفی همراه شد…

انجام گفت‌وگوهای انتقادی در فضای مجازی و حقیقی واکنش به اقدامات مختلف میان عموم، لازمه داشتن جامعه‌ای پویا و داشتن یک زندگی اجتماعی و فرهنگی است اما مواجهه مبتنی بر زور و اعمال فضای پلیسی برای روبه‌رو شدن با این کنش‌ها با گفت‌وگوی انتقادی متفاوت است.

البته من در این موارد نشنیده‌ام که پلیس به موضوع وارد شده باشد. درنهایت اما وجود گفت‌وگوهای انتقادی می‌تواند اتفاق خوبی را رقم بزند. درباره مطلبی که پیرامون خواندن سرود در آپارتمان‌ها گفته شد هم باید توضیح بدهم که ممکن است گروهی با این اقدام موافق باشند و گروهی دیگر با آن مخالفت کنند.

برای مثال ممکن است عده‌ای بگویند در آن ساعت امکان دارد بعضی‌ها خواب باشند یا کسی در منزلش مریض‌داری کند.

*نظر شما درباره اجرای سرود «ای ایران» در ویدیوهایی که از شهرک اکباتان تهران منتشر شد، چیست؟

ما امروز در موقعیتی استثنائی هستیم و در این شرایط جامعه مطابق با قواعد به‌هنجار و متعارف خودش عمل نمی‌کند. این شرایط را می‌شود به یک بیمار تشبیه کرد که در اوضاع‌واحوال بیماری می‌خواهد با بدنش برخوردهایی داشته باشد. در این وضع برخورد او هم با بدنش به‌هنجار نیست چون او در شرایط به‌هنجاری قرار ندارد.

جامعه هم در وقت بیماری از قواعد متعارف خودش دور می‌شود و استثناء را پیشه خودش می‌کند. در موقعیت‌های استثنائی مطابق با نیازهای جمعی پدیده‌های تازه‌ای ظاهر می‌شود. جامعه باید از سطحی از آمادگی برخوردار باشد تا در این وضع هم پدیده‌های جدید را خلق کند و هم از این پدیده‌های جمعی به‌عنوان راهبردهایی برای سازگاری در موقعیت استثنائی بپذیرد.

اجرای سرود «ای ایران» از سوی ساکنان آن شهرک برای من اتفاقی طبیعی در این موقعیت بود. با توجه به اینکه ناسیونالیسم و کنش‌های ملی‌گرایانه در فضای گفتمان اصلی ما دلالت‌های سیاسی دارد، با گفتمان رسمی زاویه پیدا می‌کند بنابراین خواندن سرودهایی همچون ای ایران در این شرایط می‌تواند رنگ و بویی سیاسی به این حرکت‌ها بدهد.

*موقعیت استثنایی از نظر حاکمیت یا از نظر مردم؟

موقعیت امروز کشور ما یک موقعیت استثنایی است و این تعبیر از یک‌سو زمانی به‌کار می‌رود که دولت‌ها و حاکمیت‌ها در آن مجازند برای ایجاد نظم و رساندن جامعه به وضعیت عادی حتی فراتر از قوانین رسمی عمل کنند.

از سوی دیگر وضعیت استثنایی در شرایطی به‌کار برده می‌شود که زندگی اجتماعی، عرف‌ها و سنت‌ها هم به تعلیق درمی‌آیند. درست همچون وضعیت امروز جامعه ایران که اجتماع در فضاهای مذهبی همچون مساجد و شرکت در نماز جمعه‌ها و برگزاری جشن نوروز و دیدوبازدیدها به تعلیق درآمد.

*با این توضیح، آیا باید موقعیت کشور را از نظر فرهنگی هم استثنایی بدانیم؟

بله و در این شرایط، هنرمندان هم باید فراتر از قواعد شناخته‌شده به فعالیت بپردازند. برای مثال اگر تا امروز هنرمندان در چارچوب بازار عرضه و تقاضا فعالیت می‌کردند، امروز دیگر نباید از منظر اقتصاد هنر به‌کارشان نگاه کنند، چون جامعه در وضعیتی نیست که بتواند پول لازم برای بهره‌گیری از انواع هنر را تأمین کند.

از سوی دیگر در این شرایط علاوه بر اینکه نگاه اقتصادی باید کنار گذاشته شود، از منظر سطح هنری هم محتواهای این عرصه باید متفاوت باشد. در اوضاع و احوال عادی معمولاً مخاطبان هنر، نخبگان هستند و اثری به‌عنوان هنر معرفی می‌شود که ارزش زیبایی‌شناختی بالایی داشته باشد.

در موقعیت استثنایی حاضر اما خلق اثر هنری فاخر باید به تعلیق دربیاید و همه گروه‌ها باید حداکثر بهره را ببرند، چون فضا فضایی نیست که بتوانیم در آن به پیشرفت هنر فکر کنیم. امروز باید به این فکر کنیم که جامعه حالش خوب نیست و دسترسی به سینما، تئاتر، کنسرت، نمایشگاه هنری و مواردی ازاین‌دست ممکن نیست.

*با توجه به اینکه در کشور ما هر محتوای هنری تنها به‌شرطی امکان انتشار رسمی را می‌یابد که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا صداوسیما یا حوزه هنری مجوز دریافت کند، آیا اصلاً در این شرایط که حضور در خانه‌ها برای شکست زنجیره بیماری، مدام توصیه می‌شود، امکان رفتن به این مراکز و دریافت مجوز وجود دارد؟

به نظر من دستگاه‌های حاکمیتی در این شرایط باید وضعیت را درک کنند و در این اوضاع‌واحوال نباید روی قواعدی که بر اساس آن برای کنترل و توسعه هنر عمل می‌کردند، پافشاری کنند. ما امروز در وضعیت استثنایی هستیم و در این شرایط شخص هنرمند و البته جامعه باید متناسب با شرایط و نیازها به شکل خلق‌الساعه دست به ابداع و انتخاب بزند.

در این میان آنچه از همه مهم‌تر است این است که هنرمندان و مدیران هنری نوعی گفت‌وگو متناسب با شرایط را شکل بدهند تا فعالیت و سیاست هنری در موقعیت استثنایی به‌کار گرفته شود.

*در این اوضاع و احوال، تکلیف مخاطبان هنر و به طور کلی مردم چه می‌شود؟

مخاطبان هنر هم در جامعه باید بدانند که در موقعیت استثنایی دارند این دریافت از این محتواهای هنری را تجربه می‌کنند. زیستن در موقعیت استثنایی به شکلی که امروز در آن قرار گرفته‌ایم دست‌کم برایمان کم‌سابقه است. مردم ما انقلاب، جنگ و اعتراضات سیاسی را تجربه کرده‌اند.

در بقیه موارد معمولاً دولت‌ها و حکومت‌ها خیلی از قوانین را زیر پا می‌گذارند و مدام می‌گویند که در نقطه حساس تاریخ قرار داریم اما این تجربه که عموم مردم احساس کنند بقایشان در خطر است و نقطه حساس تاریخ نه در مقام شعار که در عمل، واقع‌شده، واقعاً کم‌سابقه است. در این شرایط سیاست‌گذاران هنری، فعالان هنری و مخاطبان هنری باید فرصت آزمون‌وخطا را برای هم ایجاد کنند.

*معمولا موقعیت شخصی و وضع اجتماعی که یک هنرمند در آن زندگی کرده، در خلق آثار ماندگار هنری در طول تاریخ تاثیرگذار بوده است. درباره بسیاری از چهره‌های شناخته شده هنری و به طور کلی انسان‌های موفق، محدودیت‌ها باعث تولد یک جریان یا یک ستاره شده‌اند. آیا از وضعیت کرونایی جامعه ایران هم می‌شود انتظاری داشت سبکی هنری یا هنرمندی نامدار را متولد کند؟

کاملاً طبیعی است که در این موقعیت شاهد زایش‌ها و رویش‌های جدید در بحث خلق آثار هنری و تعامل و ارتباط بین فعالان هنری، سیاست‌گذاران هنر و مخاطبان هنر باشیم. همیشه جنگ‌ها، بحران‌های طبیعی و بیمارها می‌تواند موقعیتی برای خلاقیت هم باشد. در این موقعیت‌ها انسان‌ها به ظرفیت‌های وجودی‌شان از جمله حافظه، خاطره، ذائقه، شاعرانگی، توان عرفانی و نگاه‌های درونی زندگی پناه می‌برند.

بنابراین، این موقعیت‌های استثنایی موقعیت‌های هنری هم هستند. اغلب انسان در شرایط عادی امکان بسیج کردن حداکثر توان خودش را ندارد. ظرفیت‌های انسان در موقعیت اضطرار آشکار می‌شود. ما مجبوریم دست‌وپا بزنیم و این دست‌وپا زدن‌ها باعث آفرینش می‌شود. بعدها آیندگان درباره این آفرینش‌ها سخن‌ها خواهند گفت.

اگر به جنگ جهانی دوم نگاه کنید، خواهید دید که بیش از پنجاه میلیون انسان در آن جنگ کشته شدند، ویرانی‌های زیادی در طی آن جنگ پدید آمد و خسارت‌های انسانی بی‌نهایتی ایجاد شد، اما امروز از آن دوران کتاب‌ها، فیلم‌ها، خاطرات، عکس‌ها و پوسترها برای ما باقی مانده است.

این ره‌آورد برآمده از هوش هنری و زیبایی‌شناسی انسان‌هایی است که جنگ جهانی دوم را تجربه کرده‌اند و روزهای کرونایی هم موقعیتی مشابه آن زمان را برای ما ایجاد کرده است. امروز آفرینش‌هایی در عرصه‌های مختلف هنری اتفاق خواهد افتاد که دو یا سه دهه بعد مردم درباره‌اش می‌نویسند در آن سال کرونایی مردم ایران این ژانر، سبک یا الگو را در موسیقی، فیلم یا هر هنر دیگری خلق کردند.

امروز رقص در محیط‌های بیمارستانی تبدیل به یک الگوی معنادار در سطح جهان شده است و حتماً در آینده درباره‌اش بیشتر گفته خواهد شد.