تنبک‌نوازی که نامدارترین ترانه‌سرای ایران شد

مروری بر زندگی و کارنامه افشین یداللهی درپنجاه و یکمین زادروزش؛

موسیقی کوک-علی نامجو| امروز زادروز یک چهره نامدار در هنر معاصر ایران است؛ تنبک‌نوازی که نامدارترین ترانه‌سرای ایران شد. او ۲۱ دی‌ماه ۱۳۴۷ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش از اهالی ایزدخواست استان فارس بود و مادرش اهل اسفرجان. از چهارده سالگی با تنبک‌نوازی وارد عرصه موسیقی شد.

شاگردی ناصر فرهنگ‌فر و جمشید محبی را کرده بود. به قول خودش از دوران دبیرستان به شکلی دست‌وپاشکسته چیزهایی می‌نوشت که خیلی تابع قواعد وزن و قافیه نبود، اما نوازندگی تنبک ریتم را در روح و جانش ماندگار کرد و کم‌کم توانست ترانه‌های خوبی بنویسد.

سریال مستند «پاییز گرم» اولین اثری بود که ترانه افشین یداللهی را روی تیتراژ یک مجموعه نشاند؛ اتفاقی که در سال‌های بعد بارها و بارها تکرار شد و نام او را به‌عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین ترانه‌سرایان تیتراژهای تلویزیونی مطرح کرد.

اولین بار سال ۱۳۷۶ در سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی کارش را در قامت ترانه‌سرایی رسمی آغاز کرد. ملاقاتش با خشایار اعتمادی مسیر شعری او را تغییر داد. در آن ملاقات اعتمادی از او پرسیده بود که چرا همه کارهایت را در فضای موسیقی پاپ نمی‌نویسی و یداللهی جواب داده بود وقتی مسیر برای فعالیت این نوع موسیقی بسته است، سرودن آثاری در این زمینه چه فایده‌ای دارد؟

اعتمادی اما به او گفته بود ما باید کار خودمان را انجام بدهیم و منتظر بمانیم تا فضا باز شود. قطعه‌ای درباره «عاشورا» اولین اثر منتشرشده به صورت مجاز با ترانه افشین یداللهی بود. آن کار را خشایار اعتمادی خواند. دومین ترانه مجاز او هم با صدای خشایار اعتمادی منتشر شد. «از پارس تا خزر» نام اثری بود که افشین یداللهی سرود و با آهنگسازی شادمهر عقیلی با صدای خشایار اعتمادی اجرا شد.

یداللهی برای تیتراژ بسیاری از سریال‌های تلویزیونی، ترانه‌های ماندگار گفت. شب آفتابی، قصه‌های مزرعه کوچک مسافری از هند، خوش‌رکاب، فقط به خاطر تو، کمکم کن، غریبانه، شب دهم، خط‌شکن، میوه ممنوعه، مدار صفر درجه، تبریز در مه و معمای شاه. تنها بخشی از سریال‌های موجود در کارنامه ترانه‌سرایی افشین یداللهی را تشکیل می‌دهند.

سال ۱۳۸۰ با همکاری ترانه‌سرایانی ازجمله عباس سجادی، سعید امیر اصلانی، بابک صحرایی، یغما گلرویی، افشین سیاهپوش، نیلوفر لاری‌پور، محمدرضا حبیبی و افشین یداللهی جایی تأسیس شد با نام خانه ترانه. در جلسات این خانه، خواندن ترانه، نقد ترانه و کارگاه‌هایی با همین موضوع برگزار می‌شد. هرقدر از تأسیس خانه ترانه می‌گذشت، عضو یا اعضایی از آن جدا می‌شدند و درنهایت کار به‌جایی رسید که از هیئت مؤسس تنها افشین یداللهی باقی ماند.

یداللهی در طول سال‌های فعالیتش به‌عنوان ترانه‌سرا با خوانندگان نامداری ازجمله احسان خواجه امیری، خشایار اعتمادی، علیرضا قربانی و سالار عقیلی همکاری کرد و اغلب این نام‌ها بخش مهمی از شهرتشان را مدیون ترانه‌های او می‌دانند.

او در طول سال‌های فعالیتش، چند مجموعه شعر و کتاب هم منتشر کرد. «روزشمار یک عشق»، «امشب کنار غزل‌های من بخواب»، «جنون منطقی»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم و تو باید می‌شنیدی» و «مشتری میکده‌ای بسته» بخشی از آثار مکتوب به جامانده از اوست.

اسفندماه ۹۵ بعد آن سالی باآن‌همه خبر مرگ‌ومیر انگار داشت کش می‌آمد. یداللهی دو روز قبل به بهانه درگذشت علی معلم در اینستاگرامش این پست را منتشر کرده بود:

«هر سال/یک بار/از لحظه‌ی مرگم/بی‌تفاوت گذشته‌ام/بی آنکه/بفهمم یک روز/در چنین لحظه‌ای/خواهم مُرد/بعضی مرگ‌ها غیرمنتظره است/با اینکه مرگ، غیرمنتظره نیست/هنوز چند روز به پایان سال ۱۳۹۵ مانده،/این سال پر مسافر، کبیسه هم هست…

یاد جناب علی معلم عزیز گرامی»

نحسی سال ۹۵ مردم ایران را رها نمی‌کرد. زمان زیادی از ازدواجش با شبنم رحمتیان نگذشته بود. هر دو باهم در حال بازگشت از هشتگرد بودند که کامیونی به اتومبیلشان برخورد کرد و باعث شد هر دو به‌شدت زخمی شوند.

دو روز بعد او را در بهشت‌زهرا به خاک سپردند. همسرش ۱۵ روزی را در بیمارستان بستری بود، اما او هم ۱۰ فروردین سال بعد به افشین پیوست. هرچند افشین یداللهی نتوانست چهل و نهمین سال زندگی‌اش را ببیند، اما در کمتر از ۵ دهه چنان آثار مهم و ارزشمندی از خودش درزمینه ترانه‌سرایی به‌جا گذاشت که بسیاری نامش را به عنوان یکی از مهم‌ترین ترانه‌سرایان تاریخ معاصر ایران برای همیشه ماندگار می‌دانند.

احسان خواجه امیری در اولین دوره جایزه ترانه افشین یداللهی گفته بود:

«خیلی سخت بود برام حضور در جایی که به اسم افشین بود ولی خودش نبود. موقع صحبت کردن در مورد افشین روی صحنه به شدت بغض گلومو گرفته بود و به سختی حرف می‌زدم. ولی خیلی خوشحالم که بچه های خانه ترانه این کار بزرگ‌و انجام دادن. دم همشون گرم. مطمئنم که دکتر خیلی خوشحاله از این اتفاق.»

مجید اخشابی در مصاحبه‌ای به ماجرای آشنایی‌اش با یداللهی اشاره کرده بود و گفته بود:

«اولین خاطره‌ای که من از افشین یداللهی دارم به سال ۷۵ یا ۷۴ برمی‌گردد. به خاطر دارم با دکتر محمد اصفهانی در استودیو مشغول ضبط اثری با مطلع «ای خدا این وصل را هجران نکن» بودیم که دکتر اصفهانی پیشنهاد داد از یکی از دوستان هم‌کلاسی‌اش برای نواختن تنبک دعوت کند. آن دوست، افشین یداللهی بود و من تا مدت‌ها او را به عنوان نوازنده تنبک می‌شناختم.»

سالار عقیلی هم  افشین یداللهی را به عنوان یکی از تاثیرگذارترین آدم‌ها در کارش معرف کرده بود و گفته بود:

«افشین یداللهی به‌دلیل توانایی منحصر‌به‌فردش در ترانه و شخصیت دوست‌داشتنی‌اش مورد احترام همه بود و همه او را دوست داشتند؛ اما به این شکل نبود که او نیز با همه در ارتباط باشد و در صحبت‌هایی که با هم داشتیم از افراد زیادی در حوزه موسیقی ناراحت بود. با این حال آدمی نبود که این مسائل را به دل بگیرد و کینه داشته باشد. به‌همین دلیل کسی را نمی‌توان پیدا کرد که از او رنجیده‌خاطر باشد و به نیکی از او یاد نکند.»

علیرضا قربانی سه روز بعد از درگذشت افشین یداللهی در کنسرتی که روی صحنه برد، یاد رفیق تازه سفرکرده‌اش را اینطور زنده کرده بود:

«در غم از دست دادن علی معلم بودیم که افشین یداللهی را از دست دادیم. متأثرم که بگویم افشین یداللهی قرار بود امشب مهمان ما باشد. در بهمن ماه که کنسرت داشتیم و افشین یداللهی نیز حضور داشت، از حاضران خواستم تا او را تشویق کنند ولی امشب قسمت نبود که افشین یداللهی در بین ما باشد. زندگی اینگونه است و مصداق این شعر از خیام است که «ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود/ نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود/ زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل/ زین پس چون نباشیم همان خواهد بود».

منتشر شده در روزنامه همدلی