خاطراتی که مثله می‌شوند

نگاهی به بازخوانی و بازآفرینی در موسیقی به بهانه تبلیغی که از اثر خالقی و بنان برداشت شده است؛

موسیقی کوک| شاید یکی از معروف‌ترین بازخوانی‌های تاریخ موسیقی ایران اجرای محمدرضا شجریان از تصنیف مرغ سحر باشد که با آهنگ مرتضی نی داوود و شعر ملک‌الشعرای بهار اولین بار توسط ملوک ضرابی و بعدازآن با صدای قمرالملوک وزیر اجرا شده بود.

مرغ سحر در دهه ۶۰ به شکلی فراگیر شد که بسیاری از مخاطبان موسیقی در ایران شاید هنوز هم ندانند اولین بار چه کسی این تصنیف را خوانده است؟ قصه خواندن تصنیف مرغ سحر از سوی استاد شجریان به تور کنسرت‌های او و گروهش در امریکا بازمی‌گردد که بنا بود مرتضی نی داوود به آن کنسرت‌ها دعوت شود اما گروه زمانی به امریکا رسید که نی داوود چند روز قبل از آن از دنیا رفته بود.

اعضای گروه هم برای ادای احترام به روح آهنگساز ازدست‌رفته در پایان کنسرتشان در سن خوزه امریکا این تصنیف را در رپرتوارشان قرار دادند اما مرغ سحر از آن به بعد به یکی از قطعات ثابت کنسرت‌های محمدرضا شجریان تبدیل شد. بازخوانی قطعات و تصانیفی از سید علی‌اصغر کردستانی و علیمردان دو خواننده کردزبان هم بعدها از سوی محمدرضا شجریان اتفاق افتاد و باعث بیشتر شنیده شدن آن آثار شد.

خواننده‌ای که بارها آثارش بازخوانی شد

داریوش رفیعی یکی از خوانندگان تاریخ موسیقی ایران است که باوجود عمر کم یعنی کمتر از ۳۰ سال، قطعاتی را اجرای کرد که اغلبشان در ذهن و ضمیر مخاطبان موسیقی در ایران جا خوش کرده‌اند.

کوروس سرهنگ زاده خواننده همشهری رفیعی که با او نسبت فامیلی هم داشت یکی از کسانی است که تصانیف ماندگار با صدای داریوش رفیعی را بازخوانی کرد و به تأیید کارشناسان در این بازخوانی‌ها موفق هم بود.

گلنار، زهره، مستانه، به سوی تو، خلوتگه عشاق، مستانه و شیرین ازجمله این تصنیف‌هاست که با بازخوانی کوروس سرهنگ زاده دوباره میان مردم رایج شد و همین موفقیت باعث شد تا نام او به‌عنوان یکی از موفق‌ترین خوانندگان در بازخوانی آثار موسیقایی ثبت بشود.

عارف و شیدا

در طول سال‌های پیش از انقلاب گروه‌های موسیقایی مختلف همچون عارف و شیدا به بازآفرینی و بازخوانی تصانیف ماندگار موسیقی ایرانی پرداختند و برای نمونه آثار عارف قزوینی و شیدا را ضبط کردند و خواننده‌های مختلفی هم در بازخوانی آثار این دو نام ماندگار در تاریخ موسیقی ایرانی، حضور داشتند.

در ابتدا شاید دلیل اجرای دوباره این آثار کیفیت نامناسب ضبط، اجرای نه چندان کامل نوازندگان و گاهی حتی خواننده بود و گروه‌های موسیقی به‌خصوص در دهه ۶۰ تلاش می‌کردند با امکانات جدیدتر ضبط، نوازندگان توانمند و خوانندگانی که به موسیقی ایرانی مسلط بودند، آن آثار ارزشمند را بازآفرینی و بازخوانی کنند.

افتخاری و تجویدی

علیرضا افتخاری یکی از نام‌هایی است که درزمینه بازخوانی کارهای زیادی را ارائه داد. هرچند افتخاری در دوره خود به‌عنوان خواننده موسیقی ایرانی با کنار گذاشتن آواز و تمرکز روی اجرای تصنیف انتقادهای زیادی را به جان خرید اما امروز که به کارنامه او نگاه می‌کنیم شاید بتوان او را موفق‌ترین خواننده بعد از انقلاب در بازخوانی آثار خوانندگان زن همچون بانو دلکش و بانو مرضیه دانست.

اغلب بازخوانی‌هایی که افتخاری انجام داد با آهنگسازی بزرگانی همچون علی تجویدی و همایون خرم همراه بود و افتخاری در دوره‌ای با همین بازخوانی‌ها رکوردهای فروش در بازار موسیقی ایران را به نام خودش ثبت کرد.

میهن ای میهن

محمدجلیل عندلیبی آهنگساز و نوازنده موسیقی ایرانی یکی از معدود آهنگسازانی است که در دوره حیات تصمیم به اجرای متفاوت آهنگ‌های خودش با صدای خوانندگان مختلف گرفت.

مثلاً تصنیف گل من با صدای علیرضا افتخاری که پیش‌تر با صدای عزیز شاهرخ و به زبان کردی اجرای شده بود. اجرای قطعه مهین ای میهن که در آغاز محمدرضا شجریان آن را خواند، بعدازآن علیرضا افتخاری آن را اجرا کرد و درنهایت سالار عقیلی در آلبومی به همین نام در سال ۹۵ این تصنیف را بازخوانی کرد از این جمله‌اند. نمونه‌های دیگری را هم در کارنامه عندلیبی می‌توان پیدا کرد که یک ملودی ثابت با تغییر در کلام اثر از سوی چند خواننده مختلف اجرا شده است.

او دلیل این کارش را این‌طور توضیح می‌دهد: «بسیاری از آثار آهنگسازان در طول تاریخ معاصر بعد از مرگ آنها و بودن اینکه خودشان روی ضبط و اجرای آن نظارت داشته باشند اجرا و ضبط می‌شود که به‌احتمال در بسیاری از موارد با آنچه در ذهن و فکر مؤلف بوده، تفاوت‌های بسیاری دارد. من با این شیوه می‌خواهم خوانش های گوناگونی از آثارم را در اختیار مخاطبان قرار بدهم و انتخاب را به خودشان واگذار کنم.»

ابزاری برای شهرت

در سال‌های اخیر، به‌خصوص از ابتدای دهه ۹۰ اما رویه بازخوانی‌ها دچار تغییرات زیادی شد. دراین‌بین بازخوانی در موسیقی بدل به شیوه‌ای شد برای دیده شدن و به شهرت رسیدن. دیگر بحث بر سر کیفیت ضبط و اجرا و ادای دین به آثار باارزش نبود.

کم‌کم دوره‌ای فرا رسید که نام‌های جوان با بهره‌گیری از فراگیری تصانیف و قطعات ماندگار موسیقی ایران، به دنبال کسب شهرت یک شبه بودند. البته دراین‌بین خواننده‌هایی هم حضور داشتند که در خوانش آثار گذشتگان تا حدودی توانستند موفق باشند.

حتی گاهی نام‌های آشنایی مثل کورس سرهنگ زاده که خود در بازخوانی‌های موفق شهره بودند، لب به تشویق بعضی از خواننده‌ها باز کردند. کورس سرهنگ زاده درباره بازخوانی‌های محمد معتمدی گفته بود: «محمد معتمدی در حال حاضر اولین صدای آواز ایران است و الآن هیچ کسی مثل او نمی‌تواند بخواند. البته سالار عقیلی هم خیلی خوب می‌خواند اما معتمدی چیز دیگری است.

زند وکیلی هم صدای قشنگ و گرمی دارد. این خواننده‌ها به خانه‌ام آمده‌اند و صدایشان را از نزدیک شنیده‌ام… صدای زند وکیلی دلنشین است و «به سوی تو» را هم زیبا خوانده اما فکر می‌کنم معتمدی الآن از همه سرتر باشد. او آهنگی از «ویگن» را در یک فیلم اجرا کرده که به نظرم از خود «ویگن» هم قشنگ‌تر خوانده است.»

نبود ضمانت اجرایی برای قانون کپی‌رایت در کشورمان در این سال‌ها باعث شده بسیاری از آهنگسازان، ترانه‌سرایان و به‌طورکلی صاحبان آثار یا خانواده‌های آنها به زیر پا گذاشته شدن حقوقشان اعتراض داشته باشند. مدتی قبل در خبرها آمد که اردلان سرفراز از سه خواننده پاپ ایران، شکایت کرده است.

علی لهراسبی و رضا صادقی ترانه «سوغاتی» از اردلان سرفراز را خوانده و منتشر کرده بودند و قطعه «برخیز» با صدای سینا سرلک که در گذشته با صدای ابراهیم حامدی و بانام محتاج منتشر شده بود، در سریال شهرزاد شنیده شد. بعدازآن هم نام سالار عقیلی، محمد معتمدی و فرزاد فرزین به‌عنوان خوانندگانی که پسر زنده‌یاد معینی کرمانشاهی از آنها به خاطر استفاده بدون اجازه از آثار پدرش، شکایت کرده است.

بهار دلنشین با طعم آبلیمو

هرچند به نظر می‌رسد در اغلب این نمونه‌ها، تهیه‌کننده‌ها مسئول دریافت اجازه از صاحبان آثار یا خانواده‌های آنها را دارند اما به نظر می‌رسد گاهی اوضاع از این بدتر هم می‌تواند باشد.

در نظر بگیرید که یک روز تلویزیون را روشن می‌کنید که موسیقی آشنای «بهار دلنشین» با صدای غلامحسین بنان و آهنگسازی روح‌الله خالقی که در گل‌های رنگارنگ شماره ۲۲۴ بخش شد، به یادتان می‌آید.

تصویر آدمی را می ببینید که در یک فروشگاه به شیشه آبلیمو زل زده و به گذشته می‌رود؛ به دوران کودکی‌اش که در خیابان مشغول خریدن فالوده است و باز هم همان شیشه آبلیمو که این بار روی چرخ فالوده فروش گذاشته شده؛ به خانه دری و کاسه‌ای که انگار دارند در آن شربت درست می‌کنند و باز هم همان آبلیمو.

آن تبلیغ با این به‌اصطلاح بیت تمام می‌شود: همه اهل محل با یک و یک جمع می‌شدیم/ آبلیمو بهانه بود، به همدیگه سر می‌زدیم.  این ماجرا البته قصه نیست و یک تبلیغ رادیو و تلویزیونی است که این روزها بارها و بارها از رسانه ملی پخش می‌شود.

چنین تبلیغی حتی اگر با اجازه خانواده صاحبان اثر هم ساخته شده باشد، خاطرات موسیقایی نسل‌های مختلف مردمان ایران را دارد خراش می‌دهد. به نظر می‌رسد این مورد نمونه‌ای از بدسلیقگی در بازآفرینی و بازخوانی باشد. بهار دلنشین و خاطرات گذشته مردم ایران چقدر با لیمو و آبلیمو ارتباط دارد؟