دایره‌المعارف سازهای ایران؛ قل و زنجیر پاهای من

به بهانه 25 مهرماه زادروز محمدرضا درویشی، با تاخیر به احترامش کلاه از سر برمی‌داریم؛

موسیقی کوک_علی نامجو|محمد رضا درویشی، آهنگ‌ساز، پژوهشگر موسیقی و مؤلف دائره المعارف سازهای ایران در ۲۵ مهرماه ۱۳۳۴در شیراز به دنیا آمد.  آنان که با نوا و زخمه‌های ساز جانشان می‌گدازد، او را  می‌شناسند. کتاب‌هایی نوشته که می‌تواند عصای دست کوران شهر نور و آوا باشد؛ برای آنان که چشم سرشان را می‌بندند تا چراغ دلشان روشن بماند به شور و مستی نغمه‌های بی‌کلام سازها. آنجا که تاریک و تار می‌نماید اول و با هر گام ستاره‌ای در آسمان بی‌نهایتش می‌درخشد. «محمدرضا درویشی» مؤلف دایره‌المعارف سازهای ایرانی است که  از سوی انتشارات فرهنگی هنری ماهور روانه بزار کتاب و موسیقی شد و در سال ۲۰۰۲ از سوی انجمن جهانی اتنوموزیکولوژی به عنوان بهترین کتاب سال شناخته شد.

خودش به پیشواز موسیقی آمد. خانواده‌اش اهل ساز نبودند. یازده سالش بود که رفت ویلون بیاموزد بعدش هم پیانو را فراگرفت. همانطور که روزها از هم سبقت می‌گرفتند او هم فاصله کوتاهش را با علاقه‌مندی حفظ می‌کرد. ترومپت و ساکسیفون هم به جمع دانش موسیقیایی‌اش افزوده شد. از همان سال ۱۳۵۳ که وارد دانشگاه تهران شد، به آهنگسازی تمایل نشان داد؛ در هیجده سالگی. درست مثل میوه‌ای نوبر و رسیده که بار و برگ می‌داد، بی‌گزند باد و تازیانه سرما.

استادانش سر رشته کلاف درخشان گذشته در دستشان بود و پیوستگی‌شان با بزرگان هنر موسیقی محفوظ. آموزگارانی که  توام با شیوه سینه به سینه راز و رمز ملودی‌ها را با نت و دفتر و کتاب برای شاگردان نقل می‌کردند: «داریوش صفت، مهدی برکشلی، احمد پژمان و خیلی دیگر». همه قلندر و پرگوهر که خاک کوچه باغ موسیقی خورده بودند. ملودی کلیدر از ساخته‌های اوست. ریسه ریسه واژه‌های محمود دولت آبادی را به رشته‌های موسیقیایی درآورده است. خودش می‌گوید: «کلیدر تلخ‌ترین و سیاه‌ترین کاری است که در زندگی هنری‌ام نوشته‌ام.

در خود رمان هم چنین است که هرچه داستان جلوتر می‌رود، نسبت‌های بیشتری با تاریکی پیدا می‌کند. نوشتن این قطعه مثل سیاه‌ چاله‌ای بود که هر چه در آن جلوتر می‌رفتم، تلخ‌تر می‌شد. من تاکنون قطعه‌ای به این تلخی ننوشته‌ام. این موسیقی برایم عزیز است و آن را با همه جانم نوشته‌ام».  فیلم های زیادی هست که آهنگشان را او ساخته که می‌توان نام برد از آن جمله: «باد و مه، حقیقت گمشده و آتش سبز» را. آلبوم «گنبد مینا» و «جان عشاق» را هم با همکاری پرویز مشکاتیان ساخته است.

کتاب هایی چون: نگاه به غرب، درباره هنر و ادبیات، بیست ترانه محلی فارس، هفت اورنگ، نگاه به غرب، درباره هنر و ادبیات، مقدمه‌ای بر شناخت موسیقی نواحی ایران و نوروزخوانی از جمله مکتوبات درویشی است. دخترش «آفتاب» هم مسلک پدر را پیشه کرده است. گفت و گویی که در ادامه می خوانید مهرماه دو سال قبل به قلم نگارنده و به بهانه تولد محمدرضا درویشی  منتشر شد. بازخوانی آن نوشته در موسیقی کوک شاید برای علاقه مندان به موسیقی و پژوهشگران و نویسندگان این حوزه جالب باشد:

برخی از صاحب نظران هنر در ایران، معتقدند که «دایره المعارف سازهای ایرانی» یکی از مهم‌ترین آثاری است که تاکنون در زمینه موسیقی در کشور ما نوشته شده است. با این توضیح، دلیل توجه و دقت نظر شما در تالیف این کتاب، چیست؟ ظاهرا جلد سوم این کتاب در مقایسه با دو جلد قبلی که امروز در بازار کتاب هست، از حجم بالاتری برخوردار است…

تلاش می کنم تا  آنجا که ممکن است بنویسم تا بتوانم برای آیندگان ثبتش کنم، می توانم هم ننویسم چون واقعا وقتم کم است. خیلی ها فکر می کنند دایره المعارف سازهای ایرانی، تخم دوزده من است و مهمترین کارم، اما اصلا اینطور نیست چون همین کار تبدیل به قل و زنجیر من شده که دست و پایم را بسته است.

در حال حاضر من ایده‌ها و اندیشه های خیلی جلوتری نسبت به دایره المعارف سازها، دارم اما اول باید از شر این پروژه خلاص شوم تا زنجیرش را از دست و پایم باز کنم. جلد اول و دوم این مجموعه روی هم ۱۵۰۰ صفحه است در حالی که جلد سوم آن به تنهایی ۲۵۰۰ صفحه دارد! یعنی ۱۰۰۰ صفحه بیشتر از مجموع دو جلد قبلی! دلیلش هم این است که با نَفَس انسان سر و کار دارد و به سازهای بادی می پردازد. اهمیت سازهای بادی را با نظر به آثار مکتوب در زمینه ادبیات فارسی می‌توان دریافت.

سعدی در اول گلستان می‌گوید هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر آید مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت… ساز بادی با نفس انسانی سر و کار دارد و بر ساز زهی و کوبه ای مقدم است. نوای نی و سرنا از بازدم انسانی نشات می گیرد پس این موسیقی مفرح ذات است، بنابراین ساز بادی خیلی با ساز کوبه ای و زهی فرق می‌کند. اول گلستان سعدی در ابتدای جلد سوم «دایره‌العارف سازهای ایرانی» هست. وقتی این کتاب باز می شود، دیباچه گلستان در آغاز آمده است.

ورق که می‌زنیم به اول مثنوی مولوی می‌رسیم که مولانا می‌گوید: بشنو از نی چون حکایت می کند / وز جدایی‌ها شکایت می کند…  اینها رموزند. من اگر بخواهم  ده خط آغاز اول مثنوی را برای شما تفسیر بکنم صبح شده است و اگر بخواهم دیباچه اول گلستان را برای شما تفسیر کنم، احتیاج به زمان زیادی  داریم.

شما کتابِ «نگاه به غرب»(بحثی در تأثیر موسیقی غرب بر موسیقی ایران) را در سال  ۱۳۷۳تألیف کردید. نکته جالبی که در این‌ بین وجود دارد، ذوق و خلاقیت نگارنده( خود شما) در جمع‌آوری و چیدمان عکس‌ها و مدارک جالبی است که می‌تواند برای مخاطب اثر هم خوشایند باشد.  ظاهراً، این توجه از سوی شما در دو جلد ابتدایی دایره‌المعارف سازهای ایرانی که از مجموعه دایره‌المعارف های سازهای ایرانی منتشر شده است هم لحاظ شده است…

امروز ۲۲سال از تاریخ نوشتن آن کتاب گذشته است بنابراین نکات زیادی از آن را به یاد ندارم. اما می‌توانم بگویم که این اثر امروز در دانشگاه‌ها به‌ عنوان یک منبع درسی تدریس می‌شود. نگاه به غرب،  شامل دو بخش کلی است. بخش اول آن با مقدمه فلسفی عام و جهان‌بینی مربوط به خود و بخش دوم که مملو از اسناد تاریخی است. در پاسخ به بخش دوم پرسش شما هم باید بگویم، من آنچه را که شخصاً به آن علاقه‌مند بوده‌ام، در کتاب‌ها آورده‌ام و به ذائقه و علاقه‌مندی مخاطب کاری نداشته‌ام.

با توجه به گذشت بیش از دو دهه از تألیف آن کتاب، آیا نظرات شما که در قالب این اثر آمده است، در سیر زمانی دچار تغییر شده است؟

نه. بخش تاریخی کتاب که با توجه به اسناد و مدارک تاریخی تنظیم شده که نمی‌تواند تغییر کند. درباره قسمت فلسفی کتاب نیز در طول این سال‌ها بخشی از زواید نگاه فلسفی‌ام را در چندین مقاله و سخنرانی نقد کرده‌ام اما بنیادش تغییری نکرده و همچنان پابرجا است.

«از میان سرودها و سکوت‌ها» دیگر اثر مکتوب شما است که در سال ۱۳۸۰ روانه بازار نشر شد…

بله. درون‌مایه این کتاب سخنرانی‌ها و مقالاتی است که از ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۹انجام داده‌ام. بعد از این تاریخ دیگر سخنرانی‌ها و مقالاتم را در قالب کتاب منتشر نکردم.

شما در بخشی از مقدمه این کتاب، نوشته‌اید: خواستم فرازهایی از آنچه اندیشیده‌ام و تابلوهایی از آنچه در طول بیست سال در آن زیسته‌ام را به تماشا بگذارم. شما این اثر را به تماشا گذاشتید. با توجه به بازخوردهایی که از سوی خوانندگان«از میان سرودها و سکوت‌ها»  دریافت کرده‌اید، آنچنانکه انتظار داشتید،  مورد توجه قرار گرفت؟

من کاری به بازخوردها ندارم و اصلاً برایم مهم نیست چه کسی این کتاب را خوانده و چه کسی آن را نخوانده است. من برای لذت خودم کتاب می‌نویسم و برای همین لذت هم هست که موسیقی می‌سازم. لذت دیگران دلیل کارهای من نیست. حال ممکن است در این میان کسانی باشند که از خواندن این کتاب یا شنیدن آهنگ‌هایم لذت برده باشند که خوشا به حالشان. والسلام نامه تمام.

شما در کتاب «ذکرهای گواتی بلوچستان» گفتید که این اثر، اولین دفتر از مجموعه‌ای ادامه‌دار است. چه اتفاقی باعث شد که این جریان ادامه پیدا نکند و تا امروز دیگر از آن مجموعه کتابی منتشر نشود؟

بعد از انتشار آن اثر، درگیر دایره‌المعارف سازهای ایرانی شدم و بیشتر وقتم صرف پژوهش درباره آن کتاب شد. بنابراین دیگر فرصتی نیافتم که بتوانم آن مجموعه را ادامه دهم. جلد دوم این مجموعه، ذکرهای مراسم دراویش  صاحبان بلوچستان در سراوان بود که آماده است اما فعلا وقت پرداختن به آن را ندارم. لان کارهای خیلی مهم‌تری دارم.

کتاب دیگر شما «بیست ترانه محلی فارس» نام دارد. در ابتدای آن اثر اشاره کردید تا آن روز( ۳۰ و چند سال قبل) کارهایی روی کلام و شعر منطقه فارس انجام شده اما موسیقی آن منطقه چندان مورد توجه قرار نگرفته است. آیا تا امروز در این زمینه در حوزه مکتوب، کاری انجام شده است؟

من در این زمینه کاری انجام ندادم و از اینکه دیگران در این زمینه کار کرده باشند یا نه هم بی‌ خبرم. شاید کارهایی خیلی بهتر و کامل‌تر از آن اثر تا امروز انجام شده باشد اما من اطلاعی در این خصوص ندارم. من در گذشته سیر نمی‌کنم آینده هم که امری مجهول است. بنابراین ترجیح می‌دهم در لحظه زندگی کنم.

«اعتراف می‌کنم، دیدار و هم‌نشینی با بزرگان… برایم فرصتی مغتنم بود و توانست دیدگاه‌هایم را در حوزه‌های وسیعی گسترش دهد و اصلاح نماید. به همین دلیل خود را و این پژوهش را مدیون لطف و همدلی این استادان می‌دانم و بی‌تردید آنچه در این مجموعه آمده حاصل توفیقی است که هم‌زمان با حیات آخرین نسل از خنیاگران اصیل ایران‌زمین نصیب نگارنده شده است.» این‌ها جملاتی بود که  در آغاز جلد اول دایره‌المعارف سازهای ایرانی نوشتید…

البته اشاره من به بیست سال مربوط به زمانی  است که چاپ اول این کتاب منتشر شده بود. اما امروز حدود ۳۸سال شده است. با این توضیح، هنوز هم بر این باور هستم و همچنان اصلاح و تبدیلات، در میان است. همان‌گونه که پیش‌ تر گفتم حدود ۲۰ سال است که روی پروژه بسیار سنگینی به نام تبدیلات کار می‌کنم. در میانه این پروسه(تبدیلات) قرار دارم و هر چه دارم از این‌ها به دست آوردم و آنچه در آینده نیز به دست خواهم آورد از این منبع و منشأ بیکرانِ همچون چشمه زمزم است.

درباره ماجرای «کلیدر» نوشته محمود دولت‌آبادی و قطعاتی که با الهام از آن ساخته شد نیز برایمان بگویید…

البته نام موسیقی من به خاطر قراردادی که با انتشارات فرهنگ معاصر داشتم، با نام کلیدر منتشر شد اما موسیقی که من ساختم درواقع «تبدیلات» نام داشت. من در آن کار از «کلیدر» محمود دولت‌ آبادی که خیلی هم به او ارادت دارم، الهام گرفتم اما چون سفارش اولیه این کار از طرف انتشارات «فرهنگ معاصر» و آقا داوود موسایی بود، مجبور بودم طبق قرارداد نام این موسیقی را کلیدر بگذارم. ضبط اولیه این کار در کشور اوکراین و شهر کیف انجام شد که البته منتشر نشد. من بعداً دوباره موسیقی این کار را در مسکو ضبط کردم که به‌ زودی با نام «تبدیلات» منتشر خواهد شد.

امروز بیشتر به مطالعه چه کتاب‌هایی علاقه‌مند، هستید؟

من امروز درس‌هایم را از کیهان می‌آموزم و دیگر وقت خواندن کتاب ندارم. امروز خیلی کم مطالعه می‌کنم. اما در دوران جوانی مدام در حال خواندن بودم. از بیست‌سالگی فلسفه غرب، شرق و اسلامی می‌خواندم.  متون نظم و نثر در ادبیات کلاسیک و معاصر ایران را مطالعه می‌کردم.

چرا؟

ذهن انسان محصولِ دو یا چند پروسه است که آموختن و تجربه یکی از آن‌ها است و تازه یکی از راه‌های آموختن مطالعه کردن است. موارد دیگری همچون مشاهده و صبوری به عنوان دیگر راه‌های آموختن پروسه ای کاملا مجزا است. عبور از دریچه‌های نامرئی راه دیگری برای آموختن است که می‌تواند هدیه خداوندی باشد.

شیخ اشراق از آن به عالم شهود یاد می‌کند و طریق عبور از این مسیر را فلسفه اشراق می‌نامد. شاید روزی برای انسان مشاهده‌گر، اهل مطالعه و دقت فرا رسد که در آن دیگر لازم نیست کتاب یا متنی را بخواند بلکه فقط کافی است مشاهده شود تا دانسته شود. در این دوره که ممکن است هر انسانی نتواند آن را تجربه کند، به‌ جای وقت گذاشتن برای خواندن متن‌ها شاید تفکر به اندیشه‌های نو و ایده‌های تازه کارسازتر باشد.

کلیدر دولت‌ آبادی را خوانده بودید…

بله. بخش‌هایی از آن را خوانده بودم. حتی برای ضبط کار، آقای دولت‌آبادی را با خود به استودیو بردم، تا بخش‌هایی از کتاب را بخواند و پس‌ از آن قطعات را ضبط کنیم.