ماجرای نوازنده شده «سامان احتشامی»

سامان احتشامی
سامان احتشامی

موسیقی کوک| سامان احتشامی نوازنده پیانو و آهنگساز گفت: دنبال بازیگری بودم که زنده یاد عزت الله انتظامی گفت ریخت تو به این کارها نمی خورد. همان سازت را بزن. سال بعد موسیقی قبول شدم. خدا او را بیامرزد.

 

سامان احتشامی، نوازنده پیانو و آهنگساز که مهمان برنامه «پنجشنبه جمعه» رادیو ایران بود، در گفتگو با منصور ضابطیان گفت: موسیقی هنر بیان احساسات آدم ها به وسیله صدا است و می شود آدم احساساتش را به وسیله سازش بیان کند.

۲۷ خرداد ۹۹ وارد بیستمین سال زندگی مشترکمان شدیم.

وی ادامه داد: اسم همسرم راز است. مدیریت زندگی من دست اوست. مراقب من است و از او ممنون هستم. حتما اتفاقاتی در زندگی مان افتاده است که با یکدیگر تفاهم نداشته ایم اما در نهایت گفتگو کردیم و به تفاهم رسیدیم و هرگز در این سال ها قهر نکردیم.

قطعه موسیقی راز باغ را به همسرم تقدیم می کنم.

او در پاسخ به این پرسش که جلوی چه کسی تا به حال ترسیده ای ساز بزنی، گفت: محمد رحمانیان، چون خیلی خیلی می داند. ایراداتی از نوازندگی من گرفته است و چیزهایی به من آموخته است که تا به حال کسی به من نیاموخته بود.

تا به حال از کسی نترسیده ام اما وقتی محمد رحمانیان در تمرینات تئاتر بالای سر من می ایستاد قلبم می ایستاد. خیلی از او در تئاتر آموخته ام. می ترسیدم و یاد می گرفتم.

علت گذاشتن نام آواره 

آقای رحمانیان برای متنش شخصیت قائل است و برای کارش حرمت قائل است. ما یک واو هم جا نمی انداختیم. جرات این کار را نداشتیم. چون این استرس را داشتم دیگر هیچ وقت با کسی کار نکردم که این مقدار استرس داشته باشم.

احتشامی بیان کرد: قطعه ای به نام زندگی را زمانی ساختم که صاحبخانه ام گفت خانه ام را می خواهم و باید بلند شوید. من مجبور بودم دنبال خانه بگردم و خیلی خیلی بی پول بودم. اسم این آهنگ را آواره گذاشتم.

اما زمانی که گذشت و خانه دیگری پیدا کردم اسمش را به زندگی تغییر دادم. با خودم گفتم زندگی همین است و در جریان است. همیشه در بین مردم هستم و برای مردم زندگی می کنم.

معتقدم هنرمندی که با مردم زندگی نکند و مردمی نباشد هنرش دو قران هم نمی ارزد.

هرگز برای کسی ژست نگرفتم 

سامان احتشامی همچنین در پاسخ به این پرسش که تا به حال برای کسی ژست گرفته ای، گفت: هرگز اینطور نبوده است.

این آهنگساز در پاسخ به این سوال که آدم حسابی ترین آدمی که در زندگی دیده ای چه کسی بوده است، توضیح داد: عزت الله. او راهنمایی بزرگی به من کرد. وقتی سوم دبیرستان بودم نمایش در دانشگاه آزاد قبول شدم.

آن زمان توانایی این را داشتیم که یکسال دانشگاه را بخریم و مرخصی بگیریم. می توانستیم آن سال را بگیریم و داشته باشیم.

با خیال راحت دیپلمی بگیریم و بعد به دانشگاه برویم. مجید انتظامی و استاد انتظامی را دیدم. اجازه داشتم به او عمو عزت بگویم. گفتم عمو می خواهم همکار شما شوم.

استاد به آشپزخانه رفت و گفت بچه بیا کارت دارم. گفتم آقا در خدمتم. گفت ببین آن زمانی که ما بازی کردیم فرق می کرد. من توانستم بچه ام را به امریکا بفرستم. توانستم خانه و ویلا بخرم. الان می خواهیم کار و زندگی کنیم و بکوبیم و بسازیم. تو قد و قامتت به این کار نمی خورد.

من چقدر پررو بودم که گفتم آقا مگر قد و قامت شما چقدر از من بلندتراست.

گفت آن زمان فرق می کرد. به تو نهایت نقش راننده تاکسی یا روزنامه فروش و اینها در فیلم می دهند. ریخت تو به این کارها نمی خورد. همان سازت را بزن. سال بعد موسیقی قبول شدم. خدا او را بیامرزد.

«پنجشنبه جمعه» با اجرای منصور ضابطیان و به تهیه کنندگی زهرا قائدی هر هفته پنجشنبه و جمعه ساعت ۲۲ همزمان با پخش صوتی از رادیو ایران به صورت تصویری نیز از سایت این شبکه رادیویی پخش می شود.