شیرین نواز

به یاد درگذشت «حسین یاحقی» نوازنده کلاسیک ایرانی؛

عباس ابوالفتحی- موسیقی کوک| اداره ثبت احول در پی لقبی بود برایش تا بیان کننده کنیه‌اش شود. بیان کننده کنیه شیرین نواز! می‌گفتند تکه کلامش یاحق بوده. اداره بنا کرد لقبش «یاحقی» شود. خواهرزاده اش «پرویز» هم چون از حرف پدر برای مهندس و دکتر شدن چشم پوشید محکوم شد نام خانوادگی خودش را به کار نبرد از این رو با افتخار «یاحقی» نامید خودش را.

انگار از نطفه شوخ طبعی را به ارث برده بودند. همانطور که بعدها «حسین یاحقی» و «رضا محجوبی» سبکی در ویلون پدید آوردند که به شیرین نوازی مشهور شد. از قائده خارج نبود اما به سیبیل اساتیدی که راق و پاق می‌نشستند و به خیالشان دارند دکمه تنظیم کیهان را می‌چرخاندند برمی‌خورد ساز نوازیشان. دریغا که کار جهان بیشتر به شوخی نزدیک است تا جدی! در روزگاری می‌زیست که مردمانش جز با امتیاز ذاتی سر زبان‌ها نمی‌افتادند.

دورانی که سخت‌گیری هنرپروانش، هنرمندانی به نام و صاحب مقام می‌پرورانید. عصری که می‌رفت ایران ره صدساله را یک‌شبه برود. حالتی گذار مابین سنت و مدرنیته. سرگوش‌ها جنبیده بود و مردم به کم قانع نبودند. روشنفکرانش به هر دری می‌کوفتند فقط این نباشند که هستند حتی اگر به تمجید از گذشته‌ای که هرگز نبوده است.

«حسین یاحقی» نوازنده کمانچه و بعدها ویلون،که در روزشمار زندگانی‌اش هم آهنگ ساخت و هم به رهبری ارکستر برگزیده شد، مردی خوش خلق و آموزگاری پرمایه بود. «پرویز یاحقی» و مردانی چند به نام از شاگران پرورده او بودند. شانزده سال بیشتر نداشت که بنای آموزگاری کرده بود و خیلی پیش تر زخمه‌های هنر نخست بشر گوهر جانش را ربوده بود.

«گوته» در فاوست اثر جاودان ادبیات اروپا، ذات علوم را به سبزی درخت علم و تئوری را خاکستری رنگ تشبیه می‌کند. «یاحقی» خیلی زودتر از بلوغ فکری گوهر وجودش نمایان شده بود. در مکتب «اسماعیل زاده» استاد کمانچه خواهرش «فرخ‌لقا»، ایرج میرزا شاعر به نام عصر مشروطه کشفش کرده بود.

بعدها دوستی با «حسن صبا» که در آن زمان تقریبا هم سال او بود و از بزرگان برجسته موسیقیدان ایرانی به شمار می‌رود و چند تن مثل خودشان مجمعی کامل و بی نقص برای دانش موسیقیایی نسل بعد به ارمغان آورد. «صبا» بلدش کرد نت بخواند. آن روزگار نواختن طبق متد یک‌دست و یکسان نبود. مثلا «محجوبی» از اعجوبه های پیانو نواز ایرانی، نت مخصوص خودش را داشت.

نه کسی بلد بود بخواند چه نوشته نه او بلد بود بداند دیگران چه نوشته‌اند.
از «حسین یاحقی» بیش از پانصد آهنگ و پیش‌درآمد و ترانه به یادگار مانده است. «برق غم»، «بی‌خبر»، «گل‌مستان» و «جوانی» از جمله آثاری هستند که اشعارشان را «رهی معیری» سرود و در سال ۱۳۱۸ به رهبری یاحقی اجرا شدند. این کنسرت توسط شرکت برنامه گل‌ها ضبط شده است.
۶ آبان ۱۳۴۷ روز وداع با جسم «حسین یاحقی» بود. جانش اما تا همیشه برای دوستداران موسیقی به یادگار ماند.