صداوسیما؛ پیشگام تضییع حقوق هنرمندان

گفت‌وگو با کامبیز نوروزی درباره حق مالکیت محصولات هنری به بهانه اجرای پرحاشیه بنیامین

موسیقی کوک-علی نامجو| خواننده «دنیا دیگه مث تو نداره»، همین چند وقت پیش رودرروی مهران مدیری نشسته بود و داشت درباره حوادث و حاشیه‌های مختلف زندگی‌اش حرف می‌زد، از اینکه پدر دوستش بعد از شنیدن صدای او به فرزندش گفته بود: «آیا این پسر واقعاً می‌خواهد خواننده بشود. صدای او درست مثل خروسی است که دارند توی سرش می‌زنند».

بنیامین بهادری آن شب مقابل مهران مدیری از اینکه بعد از گلایه فرید احمدی درباره کمرنگ کردن نام ترانه‌سرا از سوی خوانندگان به او گفته بود خودمان باید میدان را در دست بگیریم، هم سخن گفت. او اما نشان داد حق ترانه‌سرا و البته آهنگساز پیشکسوت خودش را به‌جا نمی‌آورد و چند لحظه بعد از به زبان آوردن آن‌همه حرف‌های خوب معلوم شد در عمل «آن کار دیگر» می‌کند.

او خواننده‌ای است که همین چند وقت پیش، بعد از لغو کنسرتش در تهران در صفحه اینستاگرام خود به همراه نوازندگان گروهش کنسرت آنلاینی برگزار کرد. بنیامین، آن روزها به‌عنوان یک سلبریتی خوب معرفی شده بود، اما فاصله بین خوب و بدی آدم‌ها شاید بیشتر از چند لحظه نباشد.

حالا اغلب کسانی که قطعه «بوی عیدی» با صدای او را در برنامه دورهمی شنیده‌اند، دارند از او و از اثر خوانده‌شده انتقاد می‌کنند و او را خواننده‌ای به‌دردنخور، بی‌اخلاق و البته سارق لقب می‌دهند.

اسفندیار منفردزاده آهنگساز بنام موسیقی ایران که مؤلف قطعه مشهور «کودکانه» است هم به‌عنوان یکی از صاحبان اثر، بیانیه‌ای نوشت و بنیامین بهادری را این‌طور خطاب کرد: «شرم کنید. قد بکشید! خودتان باشید! خودتان بسازید، اما مدام از خودِ قبلی‌تان عبور کنید! به‌جای شراکت طلبیدن در زیبایی‌هایِ خاطره شده، از زیبایی‌آفرینان گذشته درس بگیرید. رسم زیبایی‌آفرینان تاریخ همین بوده؛ هم چنان‌که ما نیز از بزرگان پیش از خودمان یاد گرفتیم و عاشقانه چیزی بر آن افزودیم».

شهیار قنبری هم در صفحه رسمی‌اش در اینستاگرام در واکنش به اقدام بنیامین این‌طور نوشته بود: «شعر من اسباب‌بازی نیست. میوه یک زندگی درد و زخم و گریه است. آسان به‌دست نیامده که آسان از دست برود.

آقای بنیامین بهادری به شکل گستاخانه و بی‌شرمانه‌ای در متن ترانه دست می‌برد و هرچه دم دستش است را ول می‌کند در متن ترانه: بوی لنگه‌کفش، بوی جارو، بوی دمپایی… اجرای فرهاد مهراد در این اثر مقدس است. بنیامین و بقیه‌ای که بدون اجازه این اثر را می‌خوانند و حتی در متن آن دست می‌برد، انگار ترانه «گل‌پری جون» می‌خوانند! برای مهران مدیری متأسفم… سرزمین ما جای پژوهش و تحقیق نیست».

او خبر از شکایتش علیه بنیامین را هم این‌طور علنی کرد: «بله، از ایشان شکایت کرده‌ام. داستان تجاوزی ازاین‌دست باید به آخر برسد. چهل سال است که کارنامه‌ی مرا تکه‌تکه می‌کنند، از آوازخوان تا تصنیف فروش. تا همه با هم قانونمند نشویم به‌جایی نمی‌رسیم».

اما اولین بار نیست که چنین ماجرایی در ایران رخ می‌دهد و با توجه به اوضاع‌واحوال عرصه هنر به‌خصوص موسیقی در کشورمان به‌احتمال آخرین بار هم نخواهد بود. قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان که سال ۱۳۴۸ تصویب شده، سال‌هاست به‌عنوان قانونی برای رجوع در این موارد وجود دارد و تا امروز خانواده فرهاد مهراد و شخص محمدرضا شجریان با استفاده از همین قانون به طرح شکایت علیه صداوسیما پرداخته‌اند.

آمار دقیقی در تعداد شکایت‌هایی که بر اساس قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان در مراجع ذی‌صلاح مطرح شده در دست نیست اما زیر پا گذاشتن این حقوق از سوی اشخاص حقوقی و حقیقی نشان از وجود مشکلی در این میان دارد. پرسش اساسی در این میان شاید آن باشد که مشکل از قانون یا رویه قضایی در ایران است یا چپ برخی دستگاه‌ها و ارگان‌ها همچون صداوسیما آن‌قدر پر است که رسیدگی قضایی برای بازداشتن از تخلف روی آنها کارساز نیست.

شاید نگاه به این دست اتفاقات از منظر حقوقی آن هم از نظرگاه کسی که سال‌ها در زمینه روزنامه‌نگاری فعالیت کرده است بتواند به درک و دریافت مخاطب درباره این وضع کمک کند. به همین بهانه با کامبیز نوروزی حقوق‌دان و روزنامه‌نگار باسابقه گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
*بنیامین بهادری پیش‌تر عنوان کرده بود که از صنعت ادبی استقبال کرده و در تألیف این اثر (ترانه و ملودی) بهره برده است؛ همان‌طور که شاعران کهن فارسی از شعر دیگران استقبال کرده‌اند. به نظر شما به‌کارگیری این عبارت توجیه درستی برای رهایی از بند سرقت ادبی است؟

البته که نه. در صنعت استقبال در شعر، یک اثر جدید خلق می‌شود اما در کاری که آقای بهادری انجام داده، روی آهنگ کودکانه که آقای اسفندیار منفردزاده ساخته، ترانه‌ای قرار گرفته که ترکیبی از ترانه اثر قبلی با واژگانی بسیار بی‌ربط است.

اگر آقایان چنین تعبیری را به‌کار برده، بسیار محترمانه‌تر است که این حرف را پیش بگیرند چون اثر ارائه‌شده صرف‌نظر از موانع قانونی بسیار ضعیف و کم‌ارزش از نظر ادبی هست.

*با توجه به اینکه این اثر مدت‌ها قبل با صدای بنیامین بهادری منتشر شده بود و امسال بعد از سال‌ها در برنامه دورهمی بازاجرا شد، نهادهای صدور مجوز در ایران نظیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد و واحد موسیقی صداوسیما دقیقاً بر چه اساسی برای چنین آثاری مجوز صادر می‌کنند؟

در ابتدا باید بگویم که من تردید دارم این قطعه از سوی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار دریافت کرده باشد. در ادامه هم باید بگویم پیش از خوانش این قطعه در برنامه دورهمی من هم این قطعه را نشنیده بودم که به گمانم علتش کم‌ارزشی و ضعف این اثر بوده است.

نکته بعدی که در این میان باید به آن اشاره کنم این است که ممکن است برخی از خوانندگان بگویند هر قطعه موسیقایی که قرار است در صداوسیما اجرا شود باید به تأیید واحد موسیقی صداوسیما برسد وگرنه اجازه پخش نخواهد داشت، در این صورت مسئولان این واحد چطور به چنین اثری باوجود عدم کسب اجازه از سوی مؤلفانش اجازه پخش داده‌اند؟

دراین‌باره باید گفت که اساساً صداوسیما یکی از مهم‌ترین نهادهایی است که در آن حقوق مؤلفان و مصنفان عرصه‌ها مختلف هنری به‌خصوص موسیقی پایمال می‌شود و در این نهاد اصلاً توجهی به حقوق هنرمندان وجود ندارد.

موارد متعددی را می‌توان سراغ گرفت که در آن آثاری از سوی صداوسیما پخش شده، درحالی‌که صاحبان اثر اجازه پخش به این سازمان را نداده‌اند.

*یکی از نمونه‌هایی که در ادامه با شکایت از سوی وارثان یک هنرمند علیه صداوسیما هم همراه شد، ماجرای پخش بدون اجازه آثاری با صدای زنده‌یاد فرهاد مهراد بود…

بله. سرکار خانم گلفام، همسر زنده‌یاد فرهاد با شکایت‌های متعدد علیه صداوسیما توانست از دادگاه رأی بگیرد. به گمان من اقدامی که از سوی ایشان انجام شد، باید به‌عنوان یک الگو در نظر گرفته شود و هنرمندانی که احساس می‌کنند صداوسیما یا هر نهاد و بخش دیگری حقوق آنان را تضییع می‌کند، باید به شکل قانونی علیه‌اش اقدام کند.

به هر حال در این مورد اخیر هم صاحبان اصلی اثر از جمله آهنگساز و ترانه‌سرا که در قید حیات‌اند و این آقایان باید برای کسب اجازه به آقای اسفندیار منفردزاده و شهیار قنبری مراجعه می‌کردند. با توجه به واکنش‌های این دو هنرمند هم می‌توان دریافت که مجوزی از آنها گرفته نشده است.

*با توجه به مواد مختلف قانون حمایت از مؤلفان و مصنفان و مصوب سال ۱۳۴۸ امروز هر یک از پدیدآورندگان به شکل مجزا می‌توانند به دادگاه مراجعه کنند و درباره بخشی که در اثر به‌عنوان پدیدآورنده آن به‌حساب می‌آیند اقامه دعوا کنند و مثلاً از همه پدیدآورندگان اثر جدید شکایت کنند یا در این شرایط تنها علیه خواننده می‌توان شکایت کرد؟

در این شرایط ترانه‌سرا مسئولیت کیفری ندارد. عملاً فعل استفاده غیرمجاز زمانی رقم می‌خورد که اثری منتشر شود.

برای مثال امروز ممکن است بسیاری از ما در خانه خودمان ترانه‌ای از یک خواننده زیر لب زمزمه کنیم اما در این شرایط کسی نمی‌تواند ما را متهم به فعلی مجرمانه کند اما به‌محض اینکه چنین اثری از سوی هر یک از ما خوانده شد و بعد در فضای عمومی منتشر شد، می‌توان گفت فعل مجرمانه سرقت ادبی و هنری اتفاق افتاده است.

در نمونه اخیر هم ترانه‌سرا، ترانه‌ای را سروده و در اختیار خواننده قرار داده، بنابراین کسی که باعث انتشار آن شده، خواننده است و علیه او می‌توان اقامه دعوا کرد. اگر فرض کنیم این اثر تهیه‌کننده یا سفارش‌دهنده‌ای را داشته او هم می‌تواند تحت پیگرد قرار بگیرد و در این شرایط مسئولیت او شاید از خواننده هم بیشتر باشد، اما نمی‌توان گفت چون تهیه‌کننده حضور دارد، دیگر خواننده مسئولیتی ندارد.

*با توجه به اینکه صداوسیما سال‌های سال است دارد بدون در نظر گرفتن حقوق مؤلفان و مصنفان در زمینه‌های مختلف، آثار هنری را پخش می‌کند و البته فضای اینترنت هم امروز به عرصه‌ای بدل شده که در زیر پا گذاشتن حقوق هنرمندان با صداوسیما در رقابت است، آیا مشکل را باید در قانون و رویه قضایی جست‌وجو کنیم یا صداوسیما و گردانندگان فضای مجازی به‌قدری توانایی دارند که قانون هم نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد؟

از نگاه من مشکل از صاحبان آثار است. اگر هنرمندان عرصه‌های مختلف در دفاع از حقوق مادی و معنوی خودشان کمی جدی‌تر عمل می‌کردند امروز صداوسیما و رسانه‌های مختلف در فضای مجازی جرئت زیر پا گذاشتن حقوق آنها را نداشتند.

امروز تعداد سازمان‌ها، نهادها و اشخاصی که در فضای مجازی و حقیقی بدون رعایت قانون دارند از محتوای تولیدشده از سوی هنرمندان سوءاستفاده می‌کنند، در مقابل تعداد واقعی سوءاستفاده‌ها اصلاً به چشم نمی‌آید. درست مثل این است که چند هزار خانه در یک شهرک سرقت شود و تنها ۳۰ نفر اقدام به شکایت کنند.

بنابراین مهم‌ترین ضعف که باعث شده تا امروز حقوق هنرمندان در این زمینه محقق نشود، متوجه کسانی است که دارند در عرصه‌های هنری فعالیت می‌کنند، اما وقتی شخصی حقیقی یا حقوقی از اثر تولیدشده از سوی آن‌ها سوءاستفاده می‌کند، دم برنمی‌آورد.

*از نگاه شما طرح شکایت از سوی وکلای شهیار قنبری علیه بنیامین بهادری چه کارکردی خواهد داشت؟

درباره نتیجه این شکایت از الان نمی‌توان اظهارنظر کرد، چون به هر صورت در دادگاه رویه‌ای دنبال خواهد شد و قاضی بر اساس تحقیقاتش و البته نظر کارشناسی که در رأی تأثیر زیادی هم خواهد داشت، قضاوت خواهد کرد. اما ازنظر حقوقی و با توجه به توضیحات و نظراتی که در این روزها مطرح شده، به گمان من حق را به آقای قنبری خواهند داد و آقای بهادری محکوم خواهد شد.

در این میان آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است، پیروزی آقای قنبری در دادگاه نیست، بلکه نفس شکایت اوست، چون بقیه هنرمندان هم اگر این رویه را در پیش بگیرند در آینده دیگر شاهد اتفاقاتی ازاین‌دست نخواهیم بود.

منتشرشده در روزنامه همدلی