فرزند خلف شیراز

به بهانه درگذشت «فرصت شیرازی» شاعر خوش‌طبع شهرِ راز؛

موسیقی کوک| تا نزدیکی‌های سحر سایه لرزانشان در پرتو نور زرد رنگ پریده چراغ دودی‌های بدعنقشان روی دیوارهای کاه‌گلی می‌رقصید. بوی دوات و کاغذهای کاهی با سوخته‌های پلیته چراغ، مزه تلخی زیر زبانشان جا می‌گذاشت. آرام آرام خبرهای گنکی از غرب دور همراه مردان قبا پوش کلاه به سر می‌آمد. چشم‌هاشان که می‌آمدند هنوز از غمزه حیرت و شگفتی می‌درخشید. در چنین عصری زیست «میرزا محمد نصیرالحسینی» یا همان «فرصت شیرازی». زاده سال ۱۲۳۳ بود. در دامن نشاط انگیز خاک شیراز پرورده شد. سرزمینی که شش دنگش را به نام «حافظ» زده‌اند.

تقریبا علوم زمان خودش را بلد شده بود؛ فلسفه و منطق، کلام، فقه و اصول. نقاشی می‌کشید و شعر هم می‌سرود. لقب «فرصت شیرازی» را در اشعارش برگزید. به زبان پهلوی تسلط داشت و انگلیسی هم صحبت می‌کرد. خط میخی نیز می‌دانست.

یک استاد آلمانی بلدش داده بود. اگرچه با زمانه خویش همگام بود و مشروطه خواه بود اما مثل خیلی‌ها تجدد طلبی ناهمگن «آخوندف» روی دفاتر شعرش خال سیاه نگذاشت. برعکس در شعر پیرو آن دسته از شاعرانی شد که کارشان را سبک «بازگشت» معرفی کرده‌اند.

سبک هندی که از اوایل قرن نهم متبلور شد اواخر قرن دوازدهم مثل هر پدیده هنری دیگری کم‌کم مزه‌اش زیر زبان اهل شعر از بین رفت و به ابتذال کشیده شد. گروهی از شاعران آن دوران به فراخور زمانه خویش دست به نوآوری زدند.

این نوآوری در حرکتی برگشت پذیر به شاعران سبک پیش از هندی بود. به سمت سعدی رفتند و شیوه خراسانی برگرفتند. شاید تاختن به سعدی از سمت انجمن نوگرایان تجددطلب ناسیونال رمانتیکی که می‌خواستند ادای غربی‌ها را دربیاورند به همین دلیل بود. ناف هنر را با خلاقیت و نوآوری بریده‌اند. اما این خلاقیت همیشه به معنای پدید آوردن سبکی نیست که تا به حال وجود نداشته است.

در دوران «فرصت شیرازی» نخبگان شعر به جای دست زدن به حرکتی نو به گذشته برگشتند و شعرهای زیبایی نوشتند که یک مصرع‌شان به کل دفاتر شعر پیروان آن زمان سبک هندی می‌ارزید. این معنای خلاقیت آنان بود. بازگشت به گذشته!
«میرزا محمد» علاوه بر شعر از خودش نگاره‌های ارزشمندی هم به یادگار گذاشته.

شاهان قاجار زمان او با عقده حقارت زندگی اشرافی‌شان خیلی زود متوجه هنرمندان می‌شدند. «فرصت شیرازی» با نگارگری به دربار شرفیاب شد. کتاب ارزشمند «شیراز نامه» یا آثار عجم پر از قلم سیاه کشی های اوست. مناظری که علاوه بر هنر معماری دارای ابعاد واقعی از نظر علم معماری هستند.

از جاهای تازه که دیدن می‌کرد، نقاشی می‌کشید. این کتاب بیشتر درباره ثبت حال هنرمندان استان فارس است. از نقاش و شاعر خطاط گرفته تا هنرهای محلی موجود در شیراز. گردآوری دقیق و قابل اعتنایی است از هنر و فرهنگ اهالی استان فارس. فرزند خلف شیراز بود و در زمان حیات نه چندان بلندش به زادگاهش تعلق داشت.

«روزنامه فارس» که در زمان قاجار منتشر می‌شده ، بنیانش را «فرصت شیرازی» گذاشته بود. یک تجددگرای محافظه کار بود. یکم آبان ۱۲۹۹ درگذشت. ندید کودتای رضاخان را. بنا به وصیت خودش بردند همانجا نزدیک حافظ در «حافظیه» آرامش دادند.