مهاجرت؛ بازی تبلیغاتی شکست‌خوردگان دنیای هنر

خواننده‌ گمنام در صفحه‌های مجازی به شهرت یک‌شبه رسید

علی نامجو – موسیقی کوک| نزدیک به دو دهه از مهاجرت یکی از سوپراستارهای واقعی موسیقی پاپ ایران به خارج از کشور می‌گذرد؛ شادمهر عقیلی. میان او و خیلی‌های دیگر که در این سال‌ها اعلام شد یا به خارج از ایران مهاجرت کرده‌اند، یا قصد رفتن دارند اما تفاوت از زمین تا آسمان بود. شادمهر هم نوازنده قابل چند ساز بود، هم خواننده‌ای شناخته‌شده و هم بازیگری که در روزهای تصمیم به رفتن از ایران، واقعاً بدل به موفق‌ترین چهره جوان شده بود.

ظاهراً او به دلیل عدم صدور مجوز آثارش تصمیم به رفتن گرفت. تا چه حد این فرضیه درست باشد اما شادمهر عقیلی بعد از بازی در آخرین فیلم و البته پیش از اکران آن، شب برهنه، ایران را به مقصد کانادا ترک کرد و در ادامه راهی امریکا شد تا زندگی هنری خویش را در مسیری جدید آغاز کند. از آن به بعد هم گاه و بی‌گاه خبر می‌رسید که خواننده یا بازیگری از ایران رفته و تصمیم گرفته را اسباب زندگی را در کشوری آن‌سوی آب‌ها پهن کند.

در اکثر قریب به‌اتفاق این اقدامات اما نتیجه را می‌شد در یک کلمه خلاصه کرد؛ شکست! کسانی را که در این سال‌ها بار سفر بستند تا از ایران بروند و در خارج از کشور کار هنری‌شان را پی بگیرند، می‌شود به دو بخش تقسیم کرد؛ آنان که در ایران عملاً زیرزمینی بودند و هیچ‌وقت برای فعالیتشان مجوزی صادر نشد و گروهی که در ایران مجوز کار هم می‌گرفتند اما یا از سر کسادی بازار یا توهم موفقیت بیشتر در آن‌سوی مرزها تصمیم به رفتن گرفتند.

البته افراد متعلق به گروه اول با توجه به ‌این‌که در ایران امکان هیچ نوع فعالیتی برایشان فراهم نبود، در مقایسه با روزهایی که در وطن بودند در خارج از کشور موفق‌تر شدند و حالا هم دارند آنجا زندگی می‌کنند. گروه دوم اما یا بعد از شکست در محاسباتشان نامه عذرخواهی نوشتند و راه بازگشت در پیش گرفتند یا آن‌قدر ازنظر روحی در شرایط سختی قرار گرفتند و به خاطر تصمیم اشتباه خود احساس خجالت کردند که ماندند و دم نزدند و روزبه‌روز به تمام شدن نزدیک‌تر شدند.

مانی رهنما به ترکیه رفت

همین چند وقت قبل بود که یکی از نام‌های شناخته‌شده عرصه موسیقی پاپ ایران که با بابک بیات به خوانندگی معرفی شد و حدود ده‌پانزده سال قبل توانست به نامی بدل شود که بسیاری آینده درخشانی برایش در نظر بگیرند، دست همسرش را گرفت و به ترکیه مهاجرت کرد. مانی رهنما به همراه همسرش که تا چند روز پیش از رفتن مجری شبکه پنج و برنامه «به خانه‌ برمی‌گردیم» بود، ناگهان خبر از رفتن دادند.

آنجا هم برای خودشان خانه‌ای دست‌وپا کردند و خانم مجری و آقای خواننده با ظاهر شدن جلوی دوربین تلفن همراهشان نشان دادند که حالا حالاها قصد بازگشت ندارند. موضوع درباره‌ مانی رهنما بسیار ساده بود؛ دوران او پیش از آنکه خودش متوجه شود در مارکت موسیقی پاپ ایران گذشته بود و این خواننده توانمند بعد از سال‌ها کلنجار رفتن با وضع و اوضاع برای تغییر به این نتیجه رسید که دیگر اینجا کاری ندارد.

تصمیم او به هر دلیل که گرفته شده باشد به چند جهت قابل‌احترام است؛ اول ‌این‌که او از این موضوع به نفع ایجاد تب قلابی خبری استفاده نکرد، دوم ‌این‌که هیچ‌گاه خودش را متصل به جریانی خاص در کشور نشان نداد که حالا رفتنش چالش‌آفرین باشد و سوم ‌این‌که بدون سروصدا و واقعاً از مملکت رفت.

اون خوانندهه که مهاجرت کرده

این روزها اما به نظر می‌رسد یکی از خوانندگان گمنام و البته پرحاشیه که بسیاری اولین تصویر از او را با عنوان «اون خوانندهه که مهاجرت کرده» در ذهن خود ثبت کرده‌اند، توانسته با راه انداختن بحث مهاجرت یک سرویس ویژه و استثنائی رایگان تبلیغاتی برای خودش دست‌وپا کند.

او که اولین بار همین چند ماه قبل و پیش از شیوع کرونا در کشور روی صحنه رفته بود، در همان اجرا حرکتی کرد که چند روز بعد در موبایل اغلب آدم‌ها به سوژه‌ای برای خنده و مسخره‌بازی بدل شد؛ آن جوان با صدایی که هیچ شباهتی به یک خواننده خوش‌صدا نداشت ناگهان در میانه اجرا فریاد زد: «حالا همه با من تکرار کنید». این جمله آن‌قدر گوش‌خراش و خنده‌دار از دهانش بیرون آمد که مخاطب حس می‌کرد به یک برنامه استندآپ کمدی رفته، نه یک کنسرت موسیقی.

یک بازی تبلیغاتی و چند احتمال

به‌هرحال، امروز این آقای جوان توانسته با انتشار یک عکس و البته ویدئویی چندثانیه‌ای که هم‌زمان در آن هم چند آکورد پیانو می‌گیرد و هم می‌خواند آن‌هم در کنار زنی که در این سال‌ها با ژانگولربازی در فضای مجازی به یک سلبریتی بدل شده هم‌تراز کیم کارداشیان، یک بمب خبری قلابی درست کند تا بازهم ثابت شود، گردانندگان رسانه در کشور ما اغلب دو حال دارند؛ یا آن‌قدر بی‌تجربه‌اند که از بچه‌هایی به سن و سال این خواننده بدصدا رکب می‌خورند یا آن‌قدر کاسب‌اند که خود را به او فروخته‌اند.

البته این وضعیت مربوط به همه رسانه‌ها و اهالی آن نیست! نکته جالب هم آنکه بلافاصله با رفتن این جوان، رئیس دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که امضاء وزیر فرهنگ و ارشاد پای حکم مدیریت اوست، با یک برنامه رادیویی و البته یک خبرگزاری گفت‌وگو می‌کند و در آن گفت‌وگوها می‌کوشد بگوید برای آن خواننده گمنام همه امکانات فراهم بوده و در رفتن او ما مقصر نبودیم. در این شرایط اوضاع منطقی به نظر نمی‌رسد.

یک خواننده درجه هفت

حمیدرضا عاطفی روزنامه‌نگار باسابقه و رئیس کانون پژوهشگران خانه موسیقی دراین‌باره به همدلی گفت: «ممکن است ماجرای مهاجرت این خواننده، یک مانور رسانه‌ای باشد. به‌هرحال شرایط غیرعادی به نظر می‌رسد اما در این باره نمی‌شود با قطعیت سخن گفت. گذشت زمان مشخص می‌کند که اصل ماجرا چه بوده است؟»

او با اشاره به ‌این‌که چرا باید همه رسانه‌ها به چنین ماجرایی تا این حد سریع و البته پررنگ واکنش نشان بدهند، گفت:«چرا این قدر باید این ماجرا را داغش کنند و به آن بپردازند؟ البته به خاطر شیوع ویروس کرونا و عالم بی‌خبری، شاید ‌این‌که بخشی از رسانه‌ها چنین اخباری را هم پوشش بدهند، طبیعی است اما این اهمیت در انتشار خبر در کوتاه‌ترین زمان ممکن و البته با پررنگ‌ترین شکل غیرطبیعی است.

عاطفی درباره جایگاه هنری جوانی که گفته می‌شود از کشور مهاجرت کرده هم، توضیح داد: «او یک خواننده درجه‌یک که هیچ، درجه هفتم هم نیست.»

این روزنامه‌نگار افزود: «‌این‌که رئیس دفتر موسیقی هم به ماجرا واکنش نشان داده احتمالاً برآمده از آن است که می‌خواهد بگوید ما در این ماجرا مقصر نبوده‌ایم. او می‌خواهد توضیح بدهد که دلیل رفتن آن جوان چه بوده؟ و البته تأکید بر ‌این‌که ماجرا شبیه قصه رفتن شادمهر عقیلی از ایران نیست و دفتر موسیقی تا امروز درزمینه صدور مجوز با او همه همکاری‌ها را انجام داده است.»

حمیدرضا عاطفی در پایان سخنانش به یک ماجرای تاریخی هم اشاره کرد و گفت: «زمان ناصرالدین‌شاه یک آقایی بالای کوه سدی درست کرده بود. مردم به شاه رساندند که یک نفر بالای کوه سد ساخته. شاه تعجب کرد و گفت این مردک را بگیرید و بیاورید. وقتی او را نزد شاه بردند و شاه از او پرسید باوجودآنکه همه می‌دانند ساختن سد بالای کوه هیچ فایده‌ای ندارد چون آبی پشتش جمع نمی‌شود، به شاه گفت که قربانتان گردم، می‌خواستم شما را ببینم و راهی نداشتم. با خودم گفتم اگر این کار را انجام بدهم، مرا نزد شما خواهند آورد. ماجرای مهاجرت این جوان و اقدامات بسیاری از کسانی که امروز عنوان هنرمند را همراه اسم خودشان یدک می‌کشند، در کشور ما همین است.»

قانون درباره ماجرا چه می‌گوید؟

ماده ۷ قانون مجازات اسلامی می‌گوید: «هریک از اتباع ایران در خارج از کشور مرتکب جرمی شود، درصورتی‌که در ایران یافت و یا به ایران اعاده گردد، طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران محاکمه و مجازات می‌شود مشروط بر ‌این‌که:

الف- رفتار ارتکابی به‌موجب قانون جمهوری اسلامی ایران جرم باشد.

ب- درصورتی‌که جرم ارتکابی از جرائم موجب تعزیر باشد، متهم در محل وقوع جرم محاکمه و تبرئه نشده یا در صورت محکومیت، مجازات کلاً یا بعضاً درباره او اجرا نشده باشد.

پ- طبق قوانین ایران موجبی برای منع یا موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای مجازات یا سقوط آن نباشد.»

بنابراین و بر اساس بند الف، اگر رفتار ارتکابی مطابق قانون ایران جرم نباشد، تکلیف چیست؟ هیچ. حالا باید منتظر ماند و دید که بعد از افتادن آب ویروس کرونا از آسیاب، چه اتفاقی خواهد افتاد. پیش‌بینی ما در روزنامه همدلی این است که این جوان در آن دوران به ایران بازخواهد گشت.

با استناد به همین ماده در قانون مجازات اسلامی کار خودش را هم پی خواهد گرفت و روی صحنه کنسرت حاضر خواهد شد. حالا ممکن است گروهی بپرسند، پس دلیل انجام این اقدام از سوی او چه بوده؟

یک هدف بزرگ با یک برنامه‌ریزی دقیق؛ به خدمت گرفتن ظرفیت تبلیغاتی همه رسانه‌های مکتوب و مجازی و رسمی و غیررسمی آن‌هم به‌رایگان. او که حتماً عقلش به این جاها نمی‌رسیده اما مشاوران باهوشی داشته که رکود دوران کرونا را سمی دانسته‌اند برای شهرت نیم‌بند این خواننده بدصدا.

حالا در این روزگار بی‌خبری با طراحی این سناریو کاری کردند تا در عرض چند روز او که تا پیش‌ازاین اغلب مردم حتی نامش را هم نشنیده بودند، بر صدر اخبار مهم‌ترین رسانه‌ها در ایران بنشیند.