میراث موسیقی فولکلور هویت ماست

ناصر وحدتی

موسیقی کوک| ناصر وحدتی، متولد سال ۱۳۲۶ در روستای لیش از توابع شهرستان سیاهکل، نویسنده و پژوهشگر موسیقی است که به زبان گیلکی ترانه می‌خواند. تمام ترانه‌های او، ترانه‌های فولکلور گیلان هستند.

وحدتی ترانه‌های خود را با تحقیق در روستاهای گیلان و بیشتر از زنان می‌یابد.

او  چند اثر داستانی هم در کارنامهٔ خود دارد. او سابقاً در گروه شمشال فعالیت داشت تا این که گروه موسیقی گیل و آمارد را تأسیس کرد. ترانه‌های رعنا و آها بوگو که توسط وحدتی اجرا شده، از مشهورترین ترانه‌های فولکلور گیلکی است که شهرت ملی نیز دارند. او با پژوهشگاه میراث فرهنگی و گرشگری گفت‌وگو کرده است.

چه اتفاقی افتاد که از ادبیات به موسیقی روی آوردید و خواننده شدید؟

بعد از مدت ها فعالیت در حوزه ادبیات تصمیم گرفتم چندی از این حوزه دوری کنم و با اینکه دوستان نویسنده تهرانی من گفتند ادبیات فراموشت می‌شود. من این موضوع را در ابتدا رد می کردم وارد عرصه موسیقی فولکلور گیلکی شدم که با توجه به فعالیت و عملکرد این چند سال خود نیز به نتیجه دوستانم رسیده ام و متوجه شده ام از ادبیات دور شده ام  و بیشتر وقت خود را صرف موسیقی می کنم.

با این حال در مدت ۲۰ سال آثار ادبی نیز داشته اید، در مورد آثار ادبی خود برای ما توضیح دهید؟

در این ۲۰ سال تنها توانستم یکم رمان و دو مجموعه داستان بنویسم البته مجموعه شعر نیز از بنده به چاپ رسیده است که در واقع جمع آوری شعرهای اینجانب توسط دوستان است. این دوری از ادبیات غیر از علاقه به  خاطر گروه و افرادی نیز که با من کار می کنند نیز هست زیرا هنر موسیقی مانند سینما یک هنر در هم تنیده و جمعی است و نمی توان بدون آن زندگی کرد و روزگار گذراند. زندگی جمع به هنر تو وابسته می شود و تو در زمینه کسب درآمد جمع هنری که در ان هستی مسئولی در نتیجه کار من باید تابع ان ها باشد.

در رابطه با موسیقی فولکلور و گیلکی بیشتر صحبت کنید؟

من کار در زمینه موسیقی فولکلور را از ۴۰ سال پیش با جمع آوری نواهای نواحی گیلک شروع کرده ام و در همین زمینه متوجه شدم نه تنها در گیلان بلکه در تمام نواحی ایران دستگاه موسیقی نداریم و موسیقی محلی ما دارای مقام  است در این مقام ها نت هست. یا از آن مهم تر در همین گیلان ما نیز  زن هایی که در شالیزار کار می کردند به خاطر انکه بتوانند کمر کار را بشکنند جمع می شدند و یاوری می خوانند یاوری یک عنصر خلاق است و حتی خانه نیز با آواز خوانی در مقام یاوری در گیلان ساخته می‌شد که بعد از اصلاحات ارضی تملک زمین از سوی رعیت ها ساخت و ساز و درو از یک حرکت دسته جمعی آواز خوانی جای خود را به پرداخت پول برای انجام کار داد.

در مورد موسیقی فولکلور و زنده سازی آن در دوران حاضر توسط اقوام ایرانی چه فکر می‌کنید؟

باید از گذشته درس گرفت اما نباید در آن ماند من به شدت با نظر افرادی که می خواهند تغییرات حاصله در طی زمان را نپذیرند مخالف هستم به نظر من تغییر در ذات ادبیات و موسیقی خوب است و نشان دهنده تغییر نسل است البته با این حال آن چیزی که از گذشته در حوزه موسیقی فولکلور مانده است هویت ماست.

به سرنوشت احمد عاشور پور اگر خوب نگاه کنید متوجه می‌شوید من چه می گویم. فکر کنید در سال ۱۳۱۸ و در تهران وی اقدام به برگزاری کنسرت به زبان گیلکی می‌کند زمانی که بسیاری از اینکه عنوان کنند گیلک هستند خجالت می‌کشند و یا برخی از مردم لهجه گیلکی را در تهران مورد تمسخر قرار می دهند با این حال وی اقدام به برگزاری یک کنسرت بزرگ در پایتخت می کند و باعث می شود تا هویت گیلکی دوباره شکوفا شود.

اگر خوب دقت کنید اقوام ایرانی دارای خصلت های درونی مختلفی هستند و قومیت ها بسته به فرهنگ، اقلیم، اقتصاد و منطقه جغرافیایی دارای ویژگی هایی هستند که در موسیقی آن ها نیز متبلور نیز شده است که باید از ان ها در روزگار مدرن برای زنده سازی فرهنگ فولکلور مناطق و شناخت میراث فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.