میلاد ناهیدِ نی

به بهانه زادرورز حسن ناهید؛ نوازنده شهیر ساز نی

موسیقی کوک| دوازدهم تیر ۱۳۲۲ در کرمان به دنیا آمد. پدرش ارتشی بود. بعد از مدتی وقتی فرزند تازه متولد شده خانواده، فقط دو ماه سن داشت، با خانواده‌اش به شیراز رهسپار شد. هرچقدر بزرگ‌تر می‌شد، کشش بیشتری به سمت موسیقی پیدا می‌کرد. کم کم پا در دوره نوجوانی گذاشته بود که اولین سازش را از مغازه ای در شیراز خرید و به شیوه خودآموز نواختن را آغاز کرد. به قول خودش آن نی صدای ژوستی نداشت اما شد اولین ساز حسن ناهید.

با شنیدن موسیقی از رادیو عاشق نی شده بود. آن روزها در برنامه های هفتگی موسیقی گروه‌ها و ارکسترهای مربوط به رادیو تلویزیون وقت پخش می‌شد. همه که رادیو نداشتند اما در میان چهار پنج مغازه می شد یکی دو تا را سراغ گرفت که هنگام پخش موسیقی صدای دستگاه های رادیوشان،  در کوی و برزن می پیچد.

به گفته خودش اولین بار با شنیدن صدای ساز نی زنده یاد حسن کسایی مو به تنش سیخ شده بود و یک دل نه صد دل عاشق. حسن ناهید از همانجا بود که نوازندگی خودآموز نی را آغاز کرد. به دلیل تمایلات مذهبی و نگاه آن روزهای مردم به موسیقی، خانواده‌اش علاقه ای به نوازنده شدنش نداشتند.

پدرش یک بار او را مشغول نواختن نی دیده بود. عصبانی شد و سازش را شکست. او اما تصمیم گرفته بود که نوازنده چرب دست ساز نی شود. دو سه تا لحاف روی خودش می انداخت تا بتواند با سازش تمرین کند و صدایی در خانه پخش نشود تا خانواده بفهمند حسن مشغول نوازندگی است.

مدتی بعد عازم اردوهای رامسر شد و همانجا بود که برای اولین بار در سطح ایران برگزیده شد. بعد از آن، او و دیگر برگزیدگان را دو ماه به اروپا فرستادند.

هفده سالش بود که از اداره هنرهای زیبا با او تماس گرفتند و خواستند در آرامگاه حافظ حاضر شود و با همراهی یک خواننده ساعتی نی بنوازد. شاید همان نیمه شب آن هم  سر فیلمبرداری سرنوشت حسن ناهید تغییر کرد. زنده یاد مازیار پرتو کارگردان آن فیلم به حسن کسایی گفت: پسر جان تو اگر به موسیقی علاقه داری چرا به تهران نمی آیی؟

جرقه رفتن به تهران همانجا بود که در ذهن حسن ۱۷ ساله زده شد. می دانست پدرش با رفتن او به تهران آن هم برای نوازندگی موافقت نمی کند بنابراین نامه ای با ماشین نویس نوشت با این عنوان: آقای حسن ناهید کار شما برای فیلم مورد نظر انتخاب شده است. از شما دعوت می شود به تهران بیایید.

حسن ناهید بعد از مدتی در تهران با مهدی کمالیان آشنا شد و همان آشنایی مقدمه ای بود برای موفقیتش در عرصه نی نوازی. کمالیان او را نزد حسین دهلوی برد و دهلوی به شرط جدیت و تلاش او را برای آموزش نزد خودش پذیرفت. نت خوانی را از حسین دهلوی آموخت. بعد از آن به ارکستر نصرت الله گلپایگانی راه یافت. کم کم میان گروه‌ها و ارکسترهای مختلف شناخته می شد و روزی رسید که در ۱۳ ارکستر فعالیت می کرد.

به قول خودش در آن روزگار آنقدر درآمدش زیاد شده بود که نمی دانست با آن همه پول باید چه کند بنابراین تصمیم گرفت نیمی از پول را به خرج و مخارج خودش در تهران اختصاص بدهد و نیم دیگر را به شیراز و برای پدر و مادرش بفرستند. امروز اما حال و روز اغلب فعالان عرصه هنر به خوبی آن روزگار نیست. حسن ناهید مدتی قبل از دریافتی اندکش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گله کرده بود و گفته بود پولی که صندوق هنرمندان پیشکسوت به شکل ماهیانه به او پرداخت می کند، برای کرایه تاکسی او را هم کافی نیست.

او علاوه بر همکاری با بسیاری از بزرگان موسیقی ایران آلبوم‌هایی در زمینه تکنوازی نی منتشر کرده است اما چند سالی است که دیگر نمی تواند بنوازد. جراحی و نصب ایمپلنت بر روی لثه های جلوی او تاثیری گذاشته که اجازه نوازندگی نی را چند سالی است از او گرفته است. او امروز وارد هفتاد و هفتمین سال زندگی‌اش شد.