می‌خواستم جامعه، ناشنوایان را بهتر ببیند

گفت‌وگو با بهرنگ دزفولی‌زاده کارگردان فیلم سینمایی «بی‌صدا حلزون»

موسیقی کوک-سارا حیدرنژاد| «بی‌صدا حلزون» اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند از سوی «بهرنگ دزفولی‌زاده» است. او را پیش‌ازاین، در قامت عکاس سینما و تلویزیون و البته کارگردان چند فیلم مستند در یادهای‌مان ثبت کرده بودیم.
دزفولی‌زاده اما نشان داد که می‌خواهد کارگردانی اثرگذار در سینمای امروز ایران باشد. او در این دوره از جشنواره فیلم فجر با اثری پا به عرصه گذاشت که دغدغه‌مندی واقعی جامعه ایرانی را داشتن در وجود یک کارگردان جوان را نشان می‌داد. توضیحات بهرنگ دزفولی‌زاده، در نشست پرسش و پاسخ با اهالی رسانه در دومین روز جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به‌قدری جالب و البته برآمده از دغدغه‌مندی بود که تصمیم گرفتیم با او گفت‌وگویی اختصاصی داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید:

در روزگاری که اغلب سینماگران ایران، اجتماعی فیلم ساختن را در رفتن به جنوب شهر و پرداختن به اعتیاد خلاصه کرده‌اند، چه دلیلی باعث شد تا شما فیلمی با محوریت ناشنوایان بسازید؟

من به این قضیه به‌طور کامل به‌عنوان یک مسئولیت اجتماعی نگاه می‌کنم و گمان می‌کنم که در جهت فرهنگ‌سازی جامعه باید در این مسیر گام بردارم. از سوی دیگر احساس می‌کنم می‌توانم مسئولان را هم درباره برخی مسائل آگاه کنم تا شاید جامعه ناشنوایان را بهتر ببینند و البته حس‌شان کنند. از نگاه من، این فیلم را شاید بشود از چند جهت مهم دانست.

«بی‌صدا حلزون» درعین‌حال که ارائه متفاوتی از سینمای اجتماعی دارد و نه آن‌قدر سوژه ناشنوایان را جزئی می‌کند که عموم جامعه را از دایره مخاطبانش بیرون بکشد و نه آن‌قدر کلی به زیست این گروه در جامعه نگاه کرده که نتوانیم آن را اثری دانست در احترام به آنها…
البته من از این بابت که این فیلم روی روح و ذهن شما تأثیر خوبی داشته، واقعاً خوشحالم، اما باید بگویم از ابتدا به دنبال این بودم که بعد از به‌پایان رسیدن فیلم روح و ذهن مخاطبم را آزاد نگذارم و درگیر نگهش دارم. از سوی دیگر با توجه به شرایط ملتهب موجود در قصه، به دنبال خاکستری نگه‌داشتن شخصیت‌های داستان فیلم بودم.
ایجاد توازن و حفظ و کنترل آن در اثری ملودرام که کاملاً دارد در فضایی مینی‌مالیستی اتفاق می‌افتد، کار ظریف و سختی بود. احساس می‌کنم که ناشنوایان در کشور ما جامعه مهجوری دارند و ما به اندازه کافی به آن جامعه توجه نمی‌کنیم.
شاید این فیلم تلنگری باشد برای همه ما که وقتی با یک ناشنوا یا کم‌شنوا مواجه می‌شویم، با دید سابق‌مان به آنها نگاه نکنیم. آنها هم مثل ما مشغول زندگی کردن هستند و فقط دایره کلماتشان در مقایسه با اغلب جامعه محدودتر است. درحالی‌که به گمان من شاید آنها صدا و فرکانس‌شان از ما بیشتر هم باشد. به عبارت بهتر آنها صدای بی‌صدایی هستند.

به نظر می‌رسد لنز دوربین شما در این فیلم می‌خواهد به مخاطب یادآوری کند که عموم ما نگاه ترحم‌آمیزی به ناشنوایان داریم، اما همان‌طور که شخصیت زن داستان می‌گوید، آنها بیمار نیستند، بلکه با ما متفاوتند. آیا ارائه چنین نگاهی از سوی شما تعمدی اتفاق افتاده است؟

بله. کاملاً. البته باید این نکته را هم اضافه کنم که در یکی از سکانس‌های فیلم علاوه بر ترحم که ممکن است بسیاری از مردم در جامعه ما نسبت به ناشنوایان داشته باشند، نگاه ابزاری مدیر آن فروشگاه به جنس زن هم به چالش کشیده شده است.

در این فیلم اطلاعات مختلف و البته تازه‌ای به خیلی از مخاطبان درباره ناشنوایان داده شده است. با توجه به ساختار درام، شما از چه راهی پیش رفتید که مخاطب در مواجهه با آنچه پیش ‌از این نمی‌دانسته، وازده نشود؟

به‌طورکلی در سینما بناست فیلم پیش روی مخاطب قرار بگیرد و اصلاً قرار نیست مانیفستی صادر شود. در عرصه هنر قول معروفی هم وجود دارد که اگر پیام داشتم به اداره پست می‌رفتم. من در اثرم فقط می‌توانم از زاویه خودم موضوعی را به مخاطب نشان بدهم تا در وجود او شرایطی را ایجاد کند که نسبت به حوادث و اتفاقات نگاه متفاوتی پیدا کند و برای اصلاح امور راه بیفتد.

معمولاً در طول سال‌های گذشته تجربه نشان داده که اکران گسترده و طولانی‌مدت برای فیلم‌هایی با دغدغه‌مندی همچون اثر شما لزوماً اتفاق نمی‌افتد. با توجه به اینکه آقای شایسته به‌عنوان تهیه‌کننده در این فیلم حضور دارد، گمان می‌کنید در اکران چه اتفاقی برای «بی‌صدا حلزون» رقم بخورد؟

در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که ما ملت حمایت‌گری هستیم. این رویه از سوی مردمان سرزمین‌ ما در طول سال‌های گذشته نشان داده شده است. این فیلم هم اگر در جهت حمایت از ناشنوایان باشد، قطعاً تأثیر خودش را خواهد گذاشت و مخاطب خودش را پیدا خواهد کرد. مردم با تماشای این فیلم یک هانیه توسلی متفاوت را خواهند دید.

آنها محسن کیایی متفاوتی را هم روی پرده سینما به تماشا خواهند نشست. همه بازیگران در این فیلم نقش‌هایی را بازی کرده‌اند که دغدغه‌مندی یک نسل را نشان می‌دهد. با توجه به دنیای ناشنوایان در جامعه ایران و البته مشکلاتی که در زمینه حلزون گوش وجود دارد، به گمان من این فیلم با اقبال مواجه خواهد شد، منتها به این شرط که این فیلم در مسیر درستی به مردم ایران معرفی شود.

برای معرفی درست این فیلم، چه برنامه‌ریزی‌هایی انجام داده‌اید؟

ما فکرهای ویژه‌ای درباره تبلیغات فیلم داریم و به گمان من همین فکرها در معرفی درست فیلم تأثیر به سزایی خواهد داشت. این نکته را هم باید بگویم که بعد از پایان فیلم‌برداری تبلیغات فیلم «بی‌صدا حلزون» آغاز شد.

در این مسیر ناشنوایان هم به‌عنوان بخشی از جامعه هدف ما در جریان قرار گرفتند و امروز می‌توانم بگویم که این گروه در کشورمان از ساخته شدن فیلمی با این موضوع با خبر هستند. خوشبختانه ناشنوایان از ساخت این اثر استقبال کرده‌اند. درباره عموم جامعه ایران هم باید بگویم که همچون جامعه ناشنوایان برنامه‌های مختلفی برای معرفی فیلم به آنها طراحی شده است.
ما به دنبال بیان یک گزاره مشخص هستیم؛ هدف از ساخت این فیلم به‌هیچ‌عنوان گول زدن گروهی از مردم نبوده، بلکه ما از ابتدا به دنبال درگیر کردن و دغدغه‌مند شدن مخاطب بوده‌ایم که در مواجهه مخاطب با ملودرامی با موضوع ناشنوایان و البته با پس‌زمینه پررنگ و قصه‌ای کنجکاوی‌برانگیز گمان می‌کنم این اتفاق خواهد افتاد.

با توجه به اینکه شما تجربه عکاسی تلویزیونی و سینمایی در آثار مختلف را دارید، از نگاه خودتان قاب عکاسانه بهرنگ دزفولی‌زاده تا چه در رسیدن به خروجی موجود اثرگذار بوده است؟

خوشبختانه ارتباط من با فیلم‌بردار اثر آقای «محمدرضا جهان‌پناه» بسیار نزدیک بود و ما مدام درباره کار با هم مشورت می‌کردیم. در این مجال باید توضیح بدهم که تلاشم این بود در این اثر از فرم‌گرایی دوری کنم و به محتوا و ساختار ساده بپردازم. تلاش من به‌عنوان کارگردان این بوده که فقط قصه‌ام را بیان کنم تا به فیلم‌نامه مینی‌مالیستی و کاراکترهای خاکستری فیلم وفادار باشم و هیچ‌چیز در نورپردازی، فیلم‌برداری و بقیه بخش‌ها از کار بیرون نزند.

از نگاه شما، چرا فیلم‌تان به بخش سودای سیمرغ راه پیدا نکرد؟ آیا فقط به این دلیل که «بی‌صدا حلزون» اولین فیلم بلند بهرنگ دزفولی‌زاده بود؟

در همین دوره از جشنواره چهار فیلم از میان فیلم اولی‌ها به بخش مسابقه راه پیدا کرده‌اند و من فکر می‌کنم فیلم «بی‌صدا حلزون» به جای هر یک از این فیلم‌ها می‌توانست باشد. با این توضیح، احساس می‌کنم عرفا و شرعاً حق این فیلم خورده شده است. در نشست با اهالی رسانه هم گفتم که من به دنبال حق‌خواهی فیلمم هستم.

به‌هرحال، در بخش نگاه نو ممکن است جایزه کارگردانی و بهترین فیلم را دریافت کنیم، اما تلاش همکارانم با عدم حضور فیلم در بخش سودای سیمرغ نادیده گرفته خواهد شد. من مطمئن بودم که این فیلم غیر از کارگردانی که درباره‌اش حرفی نمی‌زنم و قضاوت دراین‌باره را به مخاطبان می‌سپارم، در بقیه بخش‌ها می‌توانست نامزد دریافت جایزه در بخش رقابتی باشد. این نکته را هم باید به مسئولان جشنواره یادآوری کنم که فیلم «بی‌صدا حلزون» مختص ناشنوایان نیست، بلکه قصه‌ای عمومی دارد که ناشنوایان در بستر آن قرار دارند.

نگاه عمومی تهیه‌کنندگان امروز در سینمای ایران به فیلم‌هایی نظیر «بی‌صدا حلزون» چگونه است؟

به نظر من دغدغه و درعین‌حال دانش فرهنگی مشخصه‌هایی است که سرمایه‌گذاران برای آثاری نظیر فیلم من باید داشته باشند. سرمایه‌گذاران آثاری نظیر «بی‌صدا حلزون» باید به دنبال ماندگاری باشند تا شادی‌های زودگذر حاصل از بازگشت سرمایه‌های هنگفت. من فکر می‌کنم لااقل در دو دهه گذشته، این فیلم، اولین فیلمی است که درزمینه ناشنوایان ساخته شده و اطمینان دارم که با حمایت مردم از آثار این‌چنینی هم سرمایه‌گذاران و هم نویسندگان ترغیب خواهند شد تا آثار بیشتری در این زمینه ساخته بشود و درنهایت این امکان به وجود بیاید که از اقشار مختلف از جمله جامعه ناشنوایان حمایت‌های بیشتری اتفاق بیفتد.

این فیلم را می‌توان ورودی افتخارآمیز برای بهرنگ دزفولی‌زاده به‌حساب آورد. گام‌های پیش رو را در این مسیر چطور بر خواهید داشت؟

تصمیم دارم باز هم به سینمای اجتماعی البته با محتوای خاص و متفاوت بپردازم. تلاش خواهم کرد موضوعاتی را بیان کنم که در آن نقطه‌های تاریک، روشن بشود و این امکان وجود داشته باشد که برای حل مشکلات، راهی پیدا کنیم.

منتشر شده در روزنامه همدلی