ناآگاهی حقوقی؛ پاشنه آشیل اهالی هنر

ناآگاهی حقوقی؛ پاشنه آشیل اهالی هنر

موسیقی کوک-رضا نامجو| گاهی آدم‌هایی موجه و البته صاحب جایگاهی قابل دفاع در یک عرصه، جریانی را آغاز می‌کنند که می‌تواند به داد فعالان آن عرصه برسد و یک گره کور مزمن را باز کند؛ چهره‌های شناخته شده‌ای همچون شهیار قنبری از این دست آدم‌ها هستند. او در طول سال‌های فعالیتش در مقام ترانه‌سرا و در همه این سال‌هایی که دور از میهن بوده، به عنوان چهره‌ای تاثیرگذار در هنر ایران معرفی و تثبیت شده تا آنجا که حتی نسل‌های یکی دو دهه اخیر هم او و آثارش را دنبال می‌کنند.

قنبری مدتی قبل اعلام کرد که علیه یکی از خوانندگان موسیقی پاپ ایران در دادگاه طرح شکایت کرده و تصمیم دارد در روند احترام به کپی‌رایت نقشی را ایفا کند. او شهیار قنبری است؛ مردی که برای چند نسل از ایرانیان به عنوان یک بت در عرصه ترانه‌سرایی پرستیده شده است؛ کلمه را می‌شناسد و به معنای جملات تسلط دارد. البته این تعریف‌ها و تحسین‌ها به این خاطر به کار نمی‌رود که بخواهیم از او چهره‌ای دست‌نیافتنی بسازیم، چون او واقعا دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.
ادعای سرقت رضا بهرام

در این بین ممکن است بعضی‌ها متاثر از سخنان او یا حتی شکایت بردن قنبری نزد قاضی بخواهند از فضای موجود استفاده یا سوءاستفاده کنند و حرف‌هایی هم بزنند، اما به قول مولانا: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر». در چند روز گذشته زانیار خسروی خواننده و آهنگساز موسیقی پاپ رضا بهرام و آهنگساز یکی از آثارش را متهم به کپی‌برداری از دو ملودی گروه «ایهام» کرد.

از نظر این خواننده بازاری میان یکی از آخرین ملودی‌هایی که بهرام در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود، با دو کار قبلی گروه ایهام که آهنگسازی آنها را خسروی به عهده داشته، شباهت بسیار است. این شباهت از نگاه او آنقدر هست که بشود نامش را گذاشت «کپی برابر اصل!» به همین بهانه این خواننده یک ویدیو در اینستاگرامش منتشر کرده و در آن کل ماجرا را این‌طور توضیح داده است: «دو تا از ملودی‌های دو تا آهنگ مختلف «ایهام» برداشته شده و شده یه آهنگ و فقط شعرش عوض شده.

اولاً که ملودی هم مثل شعر یا فیلم‌نامه یا هر اثر هنری دیگری یک صاحب اثر دارد. یعنی آگه مثل یه موبایل نمی‌بینیش این‌جوری نیست که تو فضا پراکنده باشه و هر کس بخواد همین‌جوری ازش استفاده کنه. نه! اگر بحث شباهت باشه طبیعی و تو همه دنیا هم هست و اشکالی هم نداره ولی وقتی این‌جوری میشه و میشه کپی برابر اصل علاوه بر اینکه از لحاظ اخلاقی قطعاً کار پسندیده‌ای نیست از لحاظ حقوقی هم قابل‌پیگیری است.

تو ایران هم تا اونجایی که میدونم ۳۰ سال بعد از مرگ صاحب یه اثر میتونید از اون اثر استفاده کنید و قبلش نمیشه. قضیه اینه که آگه یه نفر از موبایل یا ماشین شما بدون اجازه شما استفاده به کنه قطعاً شما از طریق حقوقی پیگیری می‌کنید. پس این حق کاملاً برای من محفوظه که اگر این کار منتشر بشه من از طریق حقوقی پیگیری کنم. این ویدیو رو هم به دو دلیل گرفتم. یک برای دوستانی که حالا غیر متخصصن و شاید متوجه این کپی نبودن. دو اینکه دوست نداشتم این ویدیو رو بذارم.

دیشب تو فضای حرفه‌ای تهیه‌کننده من با تهیه‌کننده ایشون تماس گرفت و بهشون گفتش که این پست رو بردارن و بگن که به‌صورت ناخواسته این اتفاق افتاده و تصمیم ندارن این آهنگ رو پخش کنن ولی خب تهیه‌کننده ایشون ظاهراً گفتن که این کارو قبول نمی‌کنن و حالا شاید ملودی و آهنگ رو عوض کنن. منم به همین دلیل ترجیح دادم که این ویدیو رو بذارم.»

مشورت کار خوبی است

حالا که بازار علنی کردن کپی‌برداری در موسیقی داخل کشور با اقدامات هنرمندان درجه‌یک خارج‌نشین به اوج خود رسیده به‌احتمال فرصت مناسبی پیش آمده تا آهنگسازان داخلی کارهای همکارانشان را موشکافانه بررسی کنند و در صورت وجود حتی یک جمله مشابه بگویند دیگری اثرشان را «کپی برابر اصل!» کرده است. البته که در صورت وجود چنین عملی در عالم واقع نمی‌توان اقدام فعالان موسیقی داخلی را تأیید کرد، اما اظهارات خسروی دستکم از دو بابت قابل انتقاد به نظر می‌رسد.

اول) آنکه زانیار خسروی هم مثل دیگر سلبریتی‌های فعال داخلی در مورد بسیاری از مسائلی که از آنها کمترین اطلاعی ندارد (ازجمله ابعاد قانونی حقوق مؤلفین و مصنفین) اظهارنظر می‌کند و ترجیح می‌دهد به‌جای مشورت با یک حقوقدان خودش ابتکار عمل را در دست بگیرد(البته می‌دانیم که در رزومه او آمده که لیسانس حقوق دارد).

یک بار دیگر بخشی از سخنان خسروی در ویدئوی کوتاهش را ازنظر بگذرانید: «تو ایران هم تا اونجایی که می‌دونم ۳۰ سال بعد از مرگ صاحب یه اثر می‌تونید از اون اثر استفاده کنید و قبلش نمیشه»!

حالا برویم سراغ ماده ۱۲ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان که در حقوق امروز ایران مبنای عمل قرار می‌گیرد: «مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورنده موضوع این قانون که به‌موجب وصایت یا وراثت منتقل می‌شود از تاریخ مرگ پدیدآورنده سی سال است و اگر وارثی وجود نداشته باشد یا بر اثر وصایت به کسی منتقل نشده باشد، برای همان مدت به‌منظور استفاده عمومی در اختیار وزارت فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت». تنها شباهت میان اظهارنظر زانیار خسروی با ماده صحیح قانونی استفاده از عدد ۳۰ است و بقیه حرفش در این زمینه کاملاً غلط است.

دوم) آنکه مردم هرروز همدیگر را تهدید می‌کنند که اگر آنچه حقشان می‌دانند را نگیرند، از طریق قانونی موضوع را پیگیری خواهند کرد. البته که حکومت قانون بسیار نیکوتر از حکومت چوب و چماق است و اصلاً حقوق آمده تا انتقام‌گیری‌های شخصی و تصفیه‌حساب‌های قومی‌-قبیله‌ای را کنار بگذارد، اما تشخیص کپی بودن یا نبودن یک اثر هنری به عهده زانیار خسروی که خودش را متخصص می‌داند، نیست. به عهده مقام قضائی است که او نیز در این‌گونه موارد معمولاً امر را به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می‌دهد. با این توضیح این فرد متخصص (زانیار خسروی) بهتر است دستکم در همین یک زمینه هم که شده اظهارنظر نکند.

فرق واقعی‌ با فیک‌

در انتها این را هم باید گفت که اهل موسیقی و مختصصان واقعی دامنه ملودیک وسیع‌تری نسبت به این نسل از آهنگسازان دارند. به همین خاطر هم هست که علاقه‌مند به سرقت‌های ملودیک نیستند. بااین‌وجود همان‌ها هم‌چون از آبشخور موسیقی ایرانی و ردیفی-دستگاهی تغذیه کرده‌اند می‌دانند بسیاری از گوشه‌ها و مایه‌های این موسیقی در دل تمام ایرانیان رسوخ کرده و آهنگساز ایرانی هم در این فضا ناگزیر از تکرار است. از همین رهگذر هم هست که شما می‌توانید به‌صورت تصادفی نمونه‌های زیبایی از موسیقی پاپ ایرانی را بشنوید که در آنها جملات تکراری ملودی‌ها فراون‌اند.

منتشر شده در روزنامه همدلی