نت‌ها، خبردار ایستادند

ارکستر شاهو با «سروها ایستاده می‌میرند» برای پاسداشت دلاوری کلاه سبزهای ارتش، در تالار وحدت به روی صحنه رفت؛

علی نامجو_ موسیقی کوک| پنجشنبه گذشته کنسرت «سروها ایستاده می‌میرند» در تالار وحدت روی صحنه رفت تا شاید بعد از سال‌ها یادمانی غرورآفرین باشد از ارتشیان دلاوری که در این سال‌ها با آنکه طعنه‌های زیادی شنیدند، از یاد نبردند همرزمانی را که در ایام جنگ برای خاک میهن جان دادند و به آسمان پرواز کردند.

حامد صقیری با ارکستر شاهو این کنسرت را روی صحنه برد؛ ارکستری بزرگ با سازهای ایرانی و برای نشان دادن عزت و غرور و افتخار ارتش یک ملت.

در این کنسرت ناخدا هوشنگ صمدی، فرمانده ایام جنگ تکاوران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خرمشهر به‌عنوان راوی برنامه رودرروی حاضران در وحدت قرار گرفته بود.

تمرکز این کنسرت به تصویر کشیدن جان‌فشانی‌های کلاه‌سبزهای نیروی دریایی ارتش در دوران جنگ بود؛ کسانی که به قول ناخدا صمدی بعضی‌ها ازجمله تهیه‌کنندگان سریال کیمیا به آنها جفا کرده‌اند.

ناخدا در جایی گفته بود: «تعدادی از افسرانم در آغوش من جان سپردند. چطور می‌توانم فراموش کنم، بعد در این سریال یک دختر خانم عرض اندام می‌کرد».

روایت این اجرا را شاهو صقیری که خودش فرزند یکی از شهدای ارتشی ایام جنگ است، بر اساس سخنان ناخدا صمدی آماده کرده بود. این اثر بیستم مهرماه امسال با حضور مسئولان ارتش و البته مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت رونمایی شده بود.

۵۰ نوازنده هم پنجشنبه گذشته با ارکستر بزرگ شاهو و روی صحنه تالار وحدت پیش روی علاقه‌مندان به موسیقی قرار گرفتند و با کمانچه، کمانچه آلتو، کمانچه بم، چنگ ایرانی، دیوان، بوزوک، نی، تار، بربط، بم‌تار، رباب، قانون، دمام، سنج، تنبک، ضرب زورخانه، نقاره قشقایی، دف، سنتور، قیچک و قیچک بم نوای رشادت‌های ارتشیان استوار و با اراده در دوران جنگ را سر دادند.

شاهو فرزند شهید خلبان سرلشگر مصطفی صقیری است و بیست ماهی زمان صرف کرده تا این اثر با همکاری ناخدا هوشنگ صمدی آماده شود.

به قول ناخدا هوشنگ صمدی، شاهو صقیری برای اینکه نتوانسته بود برای رزمندگان ارتش به خصوص ۱۰۳شهید تکاوران دریایی و جانبازان عملیات ۳۴روزه خرمشهر کاری کند، قصه‌دار بود و وقتی با ناخدا تماس گرفت گفت که می‌خواهد برای بیان روایت این دلاوری‌ها کاری کند.

او می‌دانست که روایت این قهرمان‌ها اگر شنیده شود حس افتخار و غم را توامان برمی‌انگیزد؛ اما چون هیچ کاری برای به تصویر کشیدن دلاوری این دلاروان انجام نشده، بسیاری از مردم نمی‌شناسند آنها را و حتی گاهی به آنها بی‌مهری هم می‌کنند.

همین غم و قصه هم باعث شد آستین‌هایش را بالا بزند و روی صفحه کاغذ نت‌های سروها ایستاده می‌میرند را قطار کند. صقیری عملیات ۳۴روزه کلاه سبزهای نیروی دریایی ارتش را در این کار به تصویر کشیده است.

پنجشنبه‌شب هم دختران و پسران نوازنده در قالب ارکستر شاهو به صحنه رفتند تا هر کدام به سهم خود کاری کنند برای بیرون کشیدن کلاه‌سبزهای نیروی دریایی ارتش از سایه بی‌مهری.

منتشر شده در روزنامه همدلی