نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

فریدون شهبازیان امروز که دیگر در ارکستر ملی ایران سمتی ندارد، لب به شکوه گشوده اما حالا دیگر خیلی دیر است؛

موسیقی کوک| «منزلت و جایگاه والای جنابعالی به عنوان ایرانی نام‌آور در موسیقی، شهره آفاق است. بر این مبنا بنیاد فرهنگی هنری رودکی افتخار دارد که رهبری ارکستر موسیقی ملی از سوی شما پذیرفته شده است. این گام مهم برای ارتقای جایگاه موسیقی، بویژه موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و شکل‌گیری ارکستری منسجم از هنرمندان شایسته کشورمان و برنامه‌ریزی برای فعالیت در سطح جهانی خواهد بود.»

این چند خط در حقیقت حکمی بود که ششم مهرماه ۹۵از سوی علی اکبر صفی پور مدیرعامل بنیاد رودکی برای معرفی فریدون شهبازیان به عنوان رهبر دائم ارکستر ملی ایران منتشر شد.

این انتصاب به قول شخص آقای مدیرعامل زمانی انجام شد که مذاکرات چندباره با فرهاد فخرالدینی رهبر مستعفی ارکستر موسیقی ملی ایران برای بازگشت، ثمری نداشت و به گفته صفی پور:« ایشان به هر دلیلی از ادامه کار انصراف داد. ما نیز ضمن ادای احترام به او و کسب اجازه از محضرش، آقای شهبازیان را که از بزرگان موسیقی است، به این سمت منصوب کردیم.»

درست یک ماه و دوازده روز بعد گفت و گویی از فریدون شهبازیان منتشر شد که در آن خبر از تاسیس ارکستری تازه و نه ارکستر موسیقی ملی ایران داده شد. در آن گفت و گو از قول فریدون شهبازیان این طور آمده بود: « البته این ارکستر با ارکستر موسیقی ملی ایران تفاوت دارد چرا که ارکستر موسیقی ملی ایران فقط آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا می کرد ولی ما آثار آهنگسازان غربی و موسیقی مللی که مورد نظر من است.

البته باید عنوان کنم که ما مانعی برای ارکستر موسیقی ملی نیستیم و آن ارکستر با حضور آقای فخرالدینی می تواند به کارش ادامه دهد چرا که ما ارکستر دیگری هستیم و سعی داریم اجراهای متفاوتی بر اساس رپرتوار و اهدافمان داشته باشیم.»

از اینجای کار به نظر می رسد فریدون شهبازیان یا علی اکبر صفی پور در آن دوره زمانی سعی در توجیه اتفاق پیش آمده یعنی عدم توافق بنیاد با فخرالدینی و نشستن فریدون شهبازیان بر صندلی که قبل از او متعلق به همکارش بوده، داشته‌اند.

چون از یک سو در حکم صفی پور هیچ اشاره ای به تاسیس ارکستر ملی ایران که شهبازیان در گفت و گوی آبان ماه ۹۵ خود به آن اشاره کرد، نشد و از سوی دیگر مخاطبان موسیقی در ایران در طول سه سال فعالیت آقای شهبازیان به عنوان مدیر هنری و رهبر دائم ارکستر ملی ایران اجرایی را بر آن مبنا که این آهنگساز و تنظیم کننده با سابقه درباره تفاوت ارکستر ملی ایران و ارکستر موسیقی ملی ایران گفته بود، شاهد نبودند.

فرهاد فخرالدینی که از او با عنوان معمار ارکستر ملی ایران یاد می کنند، درحالی شهریورماه ۹۵ خبر از استعفایش داد که نوازندگان  و حتی نت نویسان ارکستر، ماه‌ها بود که حقوق نگرفته بودند و زمزمه‌هایی برای تلفیق دو ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران به گوش می رسید.

در آن روزها فخرالدینی درباره اتفاقات پیش آمده و دلایل استعفایش گفته بود:« از آنجا که هیچ خبری از پیگیری دوستان برای فعالیت‌های ارکستر موسیقی ملی ایران انجام نشد، کار را به سمتی هدایت کردند که من دیگر میل ندارم در این مجموعه حضور داشته باشم. بنابراین از همان چند روز پیش به دوستان اطلاع دادم که دیگر حاضر به همکاری نیستم و ترجیح می‌دهم در این مجموعه کار نکنم.»

صرف نظر از اتفاقاتی که به زعم فرهاد فخرالدینی باید می افتاد و نیفتاد، خوشبختانه او در همان دورانی که عنوان مدیر هنری و رهبری دائم ارکستر ملی را داشت، استعفایش را اعلام کرد و بی پرده از کمبودها گفت. شاید او هم می توانست سه سال سخن نگوید و به کارش ادامه بدهد اما ۱۶ ماه کار را ادامه داد و با محقق نشدن انتظاراتش کنار رفت.

فریدون شهبازیان که به  عنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک به رهبری حشمت سنجری حضور داشته و رهبری گروه کر و ارکستر رادیو را در کارنامه  دارد همین دیروز در یکی از خبرگزاری‌ها گفت و گویی با او انجام شد و این آهنگساز درباره برگزاری آزمون نوازندگی و اثرگذاری شخص خودش در آن گفت: « قرار بود که هیچ نوازنده‌ای از ارکستر اخراج نشود.

یعنی می‌خواستیم فضا برای دیگر نوازندگان خوب هم فراهم شود که بتوانند به ارکستر وارد شوند. آزمون برگزار شد و بعد از مدتی گفتند می‌خواهیم برخی از نوازندگان را اخراج کنیم. یک روز بعد از تمرین ۱۰ نفر از نوازندگان ارکستر را اخراج کردند و ۱۰ نوازنده دیگر را جایگزین آنها کردند. این کار بدون اطلاع و موافقت من بود.

این اتفاق زمانی رخ داد که ارکستر چند روز بعد در قالب جشنواره موسیقی فجر اجرا داشت. من خیلی اعتراض کردم. گفتم که نباید این ۱۰ نوازنده با تجربه را اخراج کنید و ۱۰ نوازنده جدید و بی‌تجربه را برای این اجرا وارد ارکستر کنید. به هر روی قبول نکردند و بدون اجازه و با وجود مخالفت من این اتفاق رخ داد.

آن اجرا نخستین کنسرت ما در ارکستر ملی بود که با انتقادهای زیادی روبه رو شد.

باید توجه کنیم که در این اتفاق نوازندگان جدید مقصر نبودند. شما نمی‌توانید ۱۰ نوازنده جدید وارد ارکستر کنید و با سه تمرین از آنها انتظار هماهنگی با ارکستر را داشته باشید.»

در حالی که او در شب پایانی مهرماه ۹۷ در برنامه ای تلویزیونی این چنین گفته بود: «ما در ماه آینده می‌خواهیم آزمون نوازندگی برگزار کنیم و از جوان‌ها خواستیم آثارشان را بفرستند تا بتوانیم از بینشان برای آزمون انتخاب کنیم. این آزمون هم برای جایگزینی نیروها و هم برای گرفتن نیروی جدید است.»

ظاهرا آقای شهبازیان فراموش کرد روی آنتن زنده گفته بود که این آزمون هم برای جایگزینی نیروها و هم برای گرفتن نیروی جدید است.

اگر ماجرا فراموشی نباشد به نظر می رسد ایشان بهتر بود، عدم رضایت خودش از جذب ۱۰ نوازنده تازه وارد را همان زمان اعلام می کرد و به نشانه اعتراض لااقل در فاصله زمانی اندکی که از جذب آنها تا روی صحنه رفتن ارکستر زمان بود، اجرا روی صحنه کنسرت را نمی پذیرفت.

ایشان حالا که از رهبری دائم کنار گذاشته شده و به قول خودش اختیاراتی که باید داشته باشد را نداشته و به همین دلیل ترجیح داده کار را به عنوان مدیر هنری ارکستر هم ادامه ندهد، دارد درباره مشکلات و اتفاقاتی حرف می زند که مربوط به چند ماه پیش است.

از طرف دیگر شاید امروز بشود از ایشان پرسید که اجرای موسیقی نوین ایران و جهان در طول این ۳ سال چندبار در ارکستر به اصلاح ملی ایران اتفاق افتاد؟

با نگاهی به رپرتوارهای اجرای ارکستر ملی در این سه سال به نظر می رسد نه مدیر هنری و رهبر دائم این ارکستر (به جزء در چند اجرا که در آن او یا برخی از رهبران مهمان قطعاتی بی کلام در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی را اجرا کرده‌اند) و نه رهبران میهمان هیچ گاه چوب رهبری شان را برای اجرای  موسیقی نوین ایران و جهان در این کنسرت‌ها به حرکت درنیاورده‌اند.

فریدون شهبازیان  در آخرین گفت و گویش در پاسخ به پرسش خبرنگار که وقتی به ارکستر آمدید گفتید که هدفم داشتن ارکستر ملی ایران با اجرای موسیقی نوین ایران و جهان است. به این هدف رسیدید؟ پاسخ داد:«امکان دسترسی به آثار و پارتیتورهای موسیقی نوین جهان بسیار سخت است. باید پارتیتورها را می‌خریدیم و این امکان وجود نداشت.»

اما در ادامه با بیان اینکه اگر در ارکستر می ماند برنامه‌اش برای امسال و سال آینده توجه به موسیقی نوین جهانی بود، گفت:« نظر من این بود که از این به بعد ارکستر روی آثار بی‌کلام کار کند و آثار نوین جهانی را اجرا کند. می‌خواستم آثار نوین جهانی را تهیه کنیم و به ایران بیاوریم. مبنایم در اجراهای آینده ارکستر بر این اساس بود که ارکستر دیگر خواننده محور نباشد.

در این چند سال چاره‌ای نبود جز اینکه به سمت خواننده محوری برویم. ارکستر ملی در سال‌های گذشته قطعه‌هایی را اجرا کرده که مردم با آنها خاطره داشتند، بیشتر این قطعه‌ها هم با کلام بودند. اما من نظرم این بود که ارکستر به سمت قطعه‌های بی‌کلام برود. »

اما او در بخشی از همین گفت و گو به عدم امکان در اختیار گرفتن رپرتوارهای موسیقی نوین جهانی اشاره می کند و در جای دیگر این امر محال را به عنوان هدفی معرفی می کند که در صورت حضورش در ارکستر حتما آن را محقق می کرد.

با این توضیح، بیان جمله:« آن ارکستر با حضور آقای فخرالدینی می تواند به کارش ادامه دهد چرا که ما ارکستر دیگری هستیم و سعی داریم اجراهای متفاوتی بر اساس رپرتوار و اهدافمان داشته باشیم.» از سوی فریدون شهبازیان در اولین گفت‌وگو با رسانه‌ها پس از انتصابش به عنوان مدیر هنری و رهبر دائم ارکستر چه معنایی می توانست داشته باشد؟

از طرف دیگر آقای شهبازیان دوران آغاز مشکلات با مدیران بنیاد را اواخر سال ۹۷ و مصادف با برگزاری آزمون جذب نوازندگان عنوان کرده، درحالی که در آخرین گفت و گویی که از او منتشر شده، درباره مخالفتش با حضور مهدی وجدانی به عنوان رهبر میهمان ارکستر ملی که بنا بود نینوای حسین علیزاده را اجرا کند و تاریخ آن اجرا ۲۹ مهرماه ۹۶ بود، گفت:« یک روز خودِ آقای مهدی وجدانی را در تالار وحدت و پس از تمرینم با ارکستر دیدم. او به من گفت قرار است ارکستر را رهبری کنم و قطعه‌ی «نینوا» را اجرا کنیم. گفتم من در جریان نیستم.

اثری هم که قرار بود آقای وجدانی با ارکستر اجرا کند، قطعه‌ی ماندگاری از استاد حسین علیزاده بود. اما رهبری این کارها دشوار است. اما در نهایت با اعمال نفوذ این اتفاق رخ داد.»

هرچند نباید فراموش کرد که نام فریدون شهبازیان در زمره نام های آشنا و البته با سابقه به خصوص در زمینه ساخت موسیقی فیلم پس از انقلاب قرار می‌گیرد، نکته ای که در طول سالهای فعالیتش به عنوان رهبر ارکستر ملی از سوی رسانه‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفت، فارغ از اینکه رهبر ارکستر باید درس رهبری خوانده باشد یا نه، استیل و هیبت ویژه این آهنگساز بود.

او هیچ گاه با لباس مرسوم رهبران ارکستر در جای جای دنیا روی صحنه حاضر نشد و بنا به ضعف جسمانی یا هر دلیل دیگری به هیچ عنوان صلابت و هیبت مورد نیاز یک رهبر ارکستر را لااقل در ظاهر نداشت. همخوانی با خوانندگان و مکث طولانی او برای رهبری خواننده و نه نوازندگان تحت امرش در ارکستر گاهی آنقدر توی ذوق می زد که تمرکز بیننده از اجرای کنسرت به دیدن حرکات کند و غیر متعارف او جلب می شد.

اینجا بحث بر سر کارآمدی مدیران بنیاد رودکی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیست. بی شک بیشترین مسئولیت به عهده مدیران فرهنگی است که اغلب‌شان هیچ تخصصی در زمینه هنر و به ویژه موسیقی ندارند اما در این نوشته تلاش شد تا نگاهی هرچند گذرا به گفته‌ها و اتفاقاتی شود که در طول این سه سال در ارکستر ملی ایران افتاد. نقد عملکرد مدیران بنیاد رودکی و وزارت ارشاد بماند تا به زودی.

نویسنده: علی نامجو