هنرمندان پیشکسوت به تنگ آمده‌اند

ادامه گلایه اعضای موسسه هنرمندان پیشکسوت از برکنار مدیرعاملشان

موسیقی کوک-سارا حیدرنژاد| امروز حدود یک ماه‌ونیم از لغو طرح ادغام موسسه هنرمندان پیشکسوت با بنیاد رودکی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گذرد و حدود هفت سال از آن روزی که سید عباس عظیمی به‌عنوان مدیرعامل این موسسه کار خودش را آغاز کرد. منتها در آن ایام این موسسه نه خانه‌ای داشت، نه استودیویی، نه آمفی‌تئاتری و نه هیچ‌چیز دیگری در دنیای واقعی به‌جز هنرمندان موی سپید کرده‌ای که یکی‌یکی واردش شدند و یک اساسنامه.

درباره آن اساسنامه حرف‌های زیادی وجود دارد که شاید در این نوشته مجال چندانی برای نوشتن درباره‌اش در اختیار نباشد. به‌هرحال بعد از گذشت هفت سال عباس عظیمی کاری با آن موسسه و البته پیشکسوتان عرصه‌های مختلف هنری انجام داد که امروز نام موسسه هنرمندان پیشکسوت را می‌شود با احترام و افتخار به زبان آورد و دلخوش به این بود که این‌همه نابغه می‌توانند زیر یک سقف در کنار هم جمع شوند.

اینکه از این به بعد جمع خواهند شد یا نه را، نمی‌دانیم اما امکانش در این سال‌ها به وجود آمد. ممکن است عده‌ای بپرسند چرا نباید جمع شوند؟ چون در طول حدود چهل روز گذشته بسیاری از آنها دست‌به‌قلم شده‌اند و درباره یک تغییر پرحاشیه در این موسسه نوشته‌اند. بعضی‌هایشان حتی گفت‌وگوهایی را هم با تعداد معدودی از رسانه‌ها انجام داده‌اند و به‌جرئت می‌شود گفت امروز اغلب‌شان ناراحت‌اند.

یکی از دستاوردهای موسسه هنرمندان پیشکسوت در طول این سال‌ها آن بود که توانست کاری کند بیش از ۸۰۰ هنرمند در یک گلیم بخسبند. کسانی که با هنرمندان در ارتباط بوده‌اند، می‌دانند که این عزیزان به دلیل محدودیت‌ها، سلایق و حتی گاهی ژانر هنری خاص خودشان گاهی تحمل هم‌سخنی با هم‌صنفان خودشان را هم ندارند.

امید که این بزرگواران از نگارنده، دلگیر نشوند، اما در خلوت اگر این گزاره را مرور کنند، به‌احتمال تأییدش خواهند کرد. عظیمی در این سال‌ها با رایزنی با ادارات، مؤسسات و نهادهای مختلف خصوصی و دولتی توانست امکاناتی برای جمع شدن عصاره‌های هنر ایران دورهم ایجاد کند که اگر در مقابل جایگاه آنان کم بود اما آبرومندانه فراهم شد. درست چند ساعت بعدازاینکه اعلام کردند طرح ادغام موسسه با بنیاد رودکی لغو شده و در لحظاتی که بسیاری از پیشکسوتان (به‌احتمال) از این خبر خوشحال بودند، یعنی سیزدهم اسفندماه سال قبل، اعلام شد معمار این موسسه را از کار برکنار کردند.

ممکن است بگویند در هر اداره دولتی یک مدیر روزی می‌آید و روزی هم باید برود، اما اینجا چند سؤال وجود دارد. چرا دقیقاً چند ساعت بعدازاینکه مجبور به اعلام خبر لغو ادغام شدید، این کار انجام شد؟ چرا چند روز صبر نکردید تا پایان سال فرابرسد و مدت قانونی مدیرعاملی عظیمی تمام شود و بعدازآن بدون مجال دادن برای انتخاب هیئت‌مدیره جدید، (همان‌طور که حالا به این شیوه گام برداشتید)، جابه‌جایی را انجام دهید و از همه مهم‌تر اینکه چرا بعد از چهل روز از این اقدام تا امروز نه معاون هنری وزارت ارشاد و نه آقای وزیر به خودشان زحمت ندادند تا لااقل به یکی از نوشته‌های پیشکسوتان هنر پاسخ بدهند؟

یکی از همین هنرمندان دیروز می‌گفت هدف وزیر چیست؟ اینکه بگوید هنر و هنرمند برای من مهم نیست؟ اینکه پیشکسوتان هنر برای من اهمیت ندارند؟ اینکه من اصلاً شما را نمی‌بینم، یا مثلاً اینکه دلمان خواسته یک مدیر را برکنار و یک مدیر دیگر را به‌جایش بنشانیم. مدیرعامل جدید موسسه هنرمندان پیشکسوت هم یک چهره فرهنگی است. او را هم اهالی رسانه از سال‌ها قبل می‌شناسند، چون با روزنامه‌نگاران و خبرنگاران در سال‌های گذشته همکار بوده، اما اینجا پرسش چیز دیگری است.

ما آمادگی داریم محملی باشیم برای گفت‌وگو و حتی مناظره در حوزه فرهنگ به‌خصوص در این موضوع خاص. متأسفانه اما هیچ اراده‌ای تا امروز از سوی مدیران وزارت ارشاد در هیچ رسانه‌ای به چشم نمی‌آید که نشان دهد آنها برای خودشان وظیفه پاسخگویی قائل‌اند.

این موضوع اما خواست بیش از ۸۰۰نفر هنرمند در یک موسسه است. بنابراین هرچند بسیاری از همکاران ما در رسانه‌های مختلف ارزش زیادی برایش قائل نشدند و توجهی به آن نکردند، ما به دنبال روشن شدن زوایای به‌احتمال پنهان آن می‌گردیم و خودمان را نماینده‌ای کوچک می‌دانیم برای انعکاس مطالبه‌گری این‌همه ستاره در عالم هنر ایران.

منتشر شده در روزنامه همدلی