وطن‌پرستی که او را غرب‌زده نامیدند

نگاهی به زندگی کلنل علینقی وزیری؛ معمار موسیقی مدرن ایران به بهانه سالمرگ او؛

رضا نامجو- موسیقی کوک| از نگاه بسیاری از اهل فن، موسیقی معاصر ایران را می توان به دو دوره پیش از وزیری و پس از او تقسیم کرد. مراد از موسیقی معاصر ایران، آن موسیقی است که گستره زمانی نزدیک به صد و پنجاه سال اخیر را در بر می گیرد. از موسیقی باستان ایران جز نام چند رامشگر مانند باربد، نکیسا، رامتین، نام چند آهنگ از آنهایی که باربد برای خسرو پرویز ساخته و نام چند ساز، چیز دیگری نداریم.

بعد از آن و در زمان فارابی و ابوعلی سینا که کتاب های باارزشی درباره خنیای ایرانی نگاشته‌اند و چند قرن پس از آن در هنگام خلافت برخی از خلیفه‌ها مانند عباسیان، یک سری کتاب‌ها به وسیله برخی موسیقی دانان و پژوهشگران مانند ابوالفرج اصفهانی، صفی‌الدین ارموی، محمد بنایی، عبدالقادر مراغه ای و چند شخص دیگر نگاشته شده که در آنها چیزهایی درباره موسیقی و سازهای زمان خود نوشته‌اند و فواصل موسیقایی و سازها را شرح داده‌اند که امروزه چندان قابل استفاده نیست.

بخشی هم که قابل استفاده است، برای ما کاربردی ندارد و فقط اطلاعاتی تاریخی در اختیارمان قرار می دهد. از طرفی موسیقی هر اقلیمی با اقلیم دیگر یا بهتر است بگوییم موسیقی کشورهای پیشرفته و همچنین موسیقی ایرانی با بقیه هنرها، به ویژه با هنر نقاشی ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی دارد. (البته در این میان باید گفت موسیقی ایرانی با شعر و ادبیات پارسی به دلایل تاریخی ارتباط بیشتری دارد).

با این حال اگر دوره‌ها و تحول تاریخی موسیقی را در کشورهای مختلف مورد مطالعه و کنکاش قرار دهید، متوجه می شوید چگونه هنرهای تجسمی به ویژه نقاشی در تحول و شکل گیری موسیقی نقش دارد؛ در ایران هم تا حدودی ریشه های این اتفاق را می توان یافت. شیوه های مدرن نقاشی بر شیوه‌ها و سبک های گوناگون موسیقی از قدیم تاکنون تاثیرگذار بوده است. در ایران هم هم رد پای هنرهای تجسمی به ویژه خوشنویسی و شعر را در چگونگی شکل گیری قالب های موسیقایی می توان یافت.

پیش از وزیری، نه کنتراست بود، نه پرسپکتیو

در موسیقی قبل از وزیری، خیلی از شیوه های نوازندگی و آهنگسازی نبود یا اگر بود، شکل دیگری داشت. برای نمونه یکی از مهم‌ترین اِلِمان‌ها یا نشانه‌هایی که نمی توانیم در موسیقی پیش از وزیری مشاهده کنیم، کنتراست یا تضاد و پرسپکتیو یا عمق و بُعد است.

در گذشته (پیش از وزیری یا هم عصر او که از آنها به عنوان قُدَما یاد می شود) استادان بسیار مشهوری بودند و نوازندگان بنامی مانند آقا حسینقلی و میرزا عبدالله زندگی می کردند که نمونه های کمی از نوازندگی آنها روی صفحات قدیمی وجود دارد.

آنها استادان بزرگی بودند، در این موضوع هیچ شکی نیست. از جمله نوازندگان شاخص زمان خودشان به شمار می رفتند و تاریخ از آنها با احترام یاد می کند. اما طرز موسیقی و نوع اجرای نوازندگی در آن دوران طوری بوده که با امروز بسیار تفاوت داشته و البته بسیار طبیعی است.

بالاخره زیباشناسی هر دوره با دوره دیگر می تواند تفاوت داشته باشد. بیان هنری، یعنی آنچه با آمدن استاد وزیری عرضه شد، تفاوت اساسی با دیگران دارد. آن چه که مانده در حقیقت شاهدی بر این مدعاست. صد البته این به معنای رجحان یکی بر دیگری نیست بلکه هدف بیان تطٌور موسیقی از نسلی به نسلی دیگر است. تنوع شیوه بیان در هنر و بیان در موسیقی بعد از حضور وزیری در موسیقی ایران کاملا نمایان است.

همان طور که گفتیم موسیقی ایرانی پیش از وزیری، پرسپکتیو (عمق) مانند آنچه یک تابلو نقاشی به وسیله آن، دوری یا نزدیکی اشیاء یا افراد را مشخص می کند، نداشت. در حقیقت نقاشی ایرانی ما هم بدین شکل است. نقاشی ایرانی، نقاشی مینیاتور محسوب می شود. مینیاتور، پرسپکتیو ندارد و فاقد بُعد و عمق است.

وزیری توجه ویژه‌ای به نوانس داشت

هدف تنها بیان ساختار این نوع نقاشی و در پی آن تاثیرش بر موسیقی است. در موسیقی قدیم ایران هم این موضوع دیده می شود که نمود آن یکنواختی در «نوانس»، عدم استفاده از مناطق مختلف صوتی ساز در اجرای یک گوشه و وجود جمله های تکراری است. یکی از ویژگی های پرسپکتیو، استفاده از نوانس‌های مختلف است.

وقتی به موسیقی ردیف دقت می کنید، متوجه می شوید موسیقی به صورت یکنواخت تا پایان تکرار می شود. در صورتی که یکی از مهم‌ترین اِلِمان (نشانه)های موسیقی وزیری، توجه بسیار مهم و ویژه به نوانس است. ناله‌ها و ویبراسیون‌های دست راست و ویبراسیون‌های دست چپ در موسیقی ردیف به هیچ عنوان در اجرای قدما متداول نبوده یا آنچه از آنها به جای مانده، گواه این مدعاست. البته در موسیقی اروپا هم این گونه بوده است.

در هر زمان هم طرز ویژه ای رواج داشته و هم محدودیت‌هایی در ساختن و اجرا بوده که البته نقطه ضعف آن نوع دوره نبوده بلکه جزو ساختار آن بوده است. برای نمونه، نزدیک به صد سال طول کشید تا متوجه شدند که می توانند صدا را با سازِ تنها یا ارکستر از ملایم به قوی یا از قوی به ملایم ببرند (کِرِشِندو و یا دِکِرِشِندو).

مثلا قبل از «باخ»، پیانو هنوز ابداع نشده بود و ارگ‌ها را با چهار انگشت در کلیساها می نواختند. یعنی از انگشت شست در نوازندگی ارگ استفاده نمی کردند. این باخ بود که نواختن با انگشت شست را باب کرد. بنابراین می بینیم که همواره هنرمندان در طول تاریخ، هر کدام تا جایی که توان داشتند به شیوه نوازندگی و ادبیات موسیقی سرزمین خود کمک کردند و آن را ارتقا بخشیدند.

در این زمینه نقش وزیری هم غیر قابل انکار است؛ نقش بسیار زیاد او در نوازندگی، آهنگسازی و ارتقای فرهنگی زمان خودش که تا به امروز تاثیراتش را مشاهده می کنیم.

شاگردان وزیری؛ ستون‌های استوار موسیقی ایران

یکی از مهم‌ترین تاثیرات وزیری، تربیت شاگردانی بود که هر کدام از آنها توانستند ستون های استوار فرهنگ و موسیقی ایران باشند، تاثیر بسزایی بر فرهنگ ایران بگذارند و با تربیت شاگردان دیگری تحولی بنیادین را در موسیقی ایران رقم بزنند. یکی از این شاگردان بسیار تاثیرگذار او، ابوالحسن صبا و دیگری روح الله خالقی بود، در پله های بعدی هنرمندانی مثل معروفی یا حسین و حشمت سنجری یا سلیمان سپانلو و دیگران که از وزیری تاثیر زیادی گرفتند.

وزیری غیر از این موارد، تکنیک‌های مضرابی به تار اضافه کرد که پیش از آن نبود. او از تمام رجیست‌های صوتی ساز استفاده کرده که پیش از آن متداول نبوده است. همچنین به پیشنهاد وزیری و با کمک سازنده تاری به نام شاهرخ، یک فاصله پنجم درست به وسعت و گستره صوتی تار اضافه شد، یعنی تاری طراحی کرد ادامه دسته تا روی نقاره امتداد داشت.

همچنین تکنیک‌هایی مثل گیساندو، ناله خفیف و ناله دیگری را نخستین بار استاد وزیری به کار برد و بعد از او توسط دیگران به کار برده شد. وزیری اولین کسی بود که نگاهش به موسیقی ایرانی هم نگاه هنری، هم نگاه زیبایی شناسی و هم نگاه تاریخی بود. در این زمینه کتاب های پر ارزشی از جمله کتاب موسیقی نظری به یادگار مانده که در بخش نخست، قوانین و تئوری موسیقی غربی را به هموطنان خود آموزش می دهد.

از کلمات ابداعی وزیری، مخالفانش هم استفاده می‌کنند

در بخش دوم، آواز شناسی ایرانی و تجزیه و تحلیل ردیف موسیقی ایرانی را به شکلی که تا پیش از آن سابقه نداشته، می آموزد. برای این کار استاد وزیری ناگزیر شد یک سری واژه‌ها را ترجمه و یک سری را ابداع کند که بسیاری از آنها امروز حتی در نزد کسانی که از مخالفین راه او هستند، استفاده می شود. واژه‌هایی مثل انگاره، سُری، کُرُن و واژه گام فروشو و بَرشو که امروزه به گام پایین رونده و بالا رونده معروف است و بسیاری از واژه های دیگر ساخته او هستند.

قبل از علینقی وزیری، مهدی قلی خان هدایت به تقلید از ویولن، برای کوک تار، سیم اولش را «می» و سیم دومش را «لا» انگار کرد که از خود ساختار و ساختمان تار بسیار دور است ولی وزیری با درایتی که داشت، سیم اول را «دو»، سیم دوم را «سل» و سیم بعدی را هم «دو» خواند.

البته کوک‌ها در هر آواز یا اجرا می توانند تغییر می کنند ولی مهم سیم اول است که بقیه سیم‌ها و تارهای ساز با نسبت سیم اول تنظیم و کوک می شود. وزیری این کار را انجام داد و از آن تاریخ به بعد تمام سازها به این شکل مورد استفاده قرار گرفته و کوک می شوند. خدمات وزیری به این جا پایان نمی‌یابد. تاسیس مدرسه موسیقی در سال ۱۳۰۲ تاثیر بسیار عمیقی بر ساختار رو به رشد موسیقی ایرانی گذاشت.

از این مدرسه بود که شاگردان بزرگی مانند صبا، خالقی و معروفی تربیت شده و به خدمت به فرهنگ ایران مشغول شدند. تاسیس کلوب موزیکال که هم سرگرمی هنری قابل توجه و با وقاری برای مردم تهیه و هم آنها را با فرهنگ خودشان آشنا کرد، از دیگر خدمات او بود. ترجمه کتاب‌های زیبایی شناسی هم برای اولین بار به وسیله وزیری انجام شد.

تا الان کتاب دیگری را سراغ نداریم که در مبانی زیبایی‌شناسی به فارسی ترجمه شده باشد. این کتاب «زیبایی شناسی در هنر و طبیعت» نام دارد. ترجمه این کتاب، گام بزرگی بود برای این که هنرمندان با آموزش زیبایی شناسی بتوانند ذوق، قوه ابتکار و هوش دِماغی خودشان را بالا ببرند که در نهایت، در آنچه می آفرینند بسیار تاثیر خواهد داشت.

کلنل دغدغه آموزش داشت

ابداع تارهای باس، تار باریتون و تار سوپرانو باعث شد مثل سازهای زهی که خانواده ای به نام «کوارتت» دارد، در تار هم بتوانیم کوارتت داشته باشیم. امروز کمتر گروه ایرانی را می بینیم که از تار باس استفاده نکرده باشد. همچنین توجهی که وزیری به آموزش و پرورش داشت، موجب شد توجه او به آموزش ذهنی و روحی کودکان بیش از پیش جلب شود. اولین کسی که در تاریخ ایران برای کودکان کتاب نوشت، استاد وزیری بود.

او داستان‌هایی برای کودکان در پنج جلد کتاب به نام «خواندنی های کودکان» نوشت. از آن جایی که استاد وزیری اهمیت آموزش را از سنین خردسالی درک کرده بود و می دانست وقتی که در سنین خردسالی چیزی آموخته می شود، تا زمانی که شخص زنده هست، هرگز از ذهنش بیرون نمی رود، کوشش و تلاش زیادی کرد تا آموزش موسیقی را در مدارس به عنوان یکی از درس‌ها و واحدهای درسی بگنجاند و موسیقی به عنوان یک واحد درسی و یک رشته مثل رشته های دیگر درسی مثل ریاضی، زیست شناسی، حساب، اجتماعی و … در کنار درس‌ها تدریس شود.

در نتیجه معلمانی تربیت شدند و وزیری هم کتابی به نام «سرود های کودکان» نوشت. تلاش او بر این بود که خردسالان این مملکت را با یکی از مهم‌ترین قسمت های فرهنگی یعنی موسیقی وطن شان آشنا کند.

علینقی وزیری؛ مردی عاشق فرهنگ ایران 

خدمات وزیری در این مجال اندک به درستی قابل بیان نیست، چه هر کدام از این خدمات با توجه به زمانی که در آن قرار گرفته بود بسیار دشوار، وقت گیر و جانکاه بود؛ به عنوان نمونه نوشتن یک کتاب مثل موسیقی نظری یا دستور جدید تار یا دستور جدید ویولن. این کتاب‌ها، نخستین کتاب‌هایی بودند که برای آموزش ویولن و تار نوشته شدند.

اگر این کتاب‌ها را ملاحظه کنید، می بینید حتی خط فارسی و انگلیسی با دست نویس خود استاد است و خط کشی‌ها را هم خودش با دست انجام داده. این‌ها همه از عشق و علاقه ای که استاد وزیری به فرهنگ و اشاعه فرهنگ ایران داشت، حکایت می کند. در قسمت ماهور کتاب استاد وزیری متنی نوشته شده که بسیار مهم است و پاسخی به کسانی تلقی می شود که از روی غرض یا ناآگاهی، وزیری را بی علاقه به موسیقی ایرانی می دانند.

کتاب «موسیقی نظری» دستخط خود وزیری است، در بخش آواز شناسی ایرانی و در قسمت ماهور نوشته شده «…از این رو می توان گفت تمام موسیقی دیاتونیک و کروماتیک را که امروز در عالم معمول و به عنوان موسیقی بین‌المللی داریم، در دستگاه ماهور می توان اجرا نمود. اضافه بر این چون در دستگاه ماهور، مُدگردی‌هایی به سایر آوازهای ایرانی است، پس زمینه آواز ماهور با متعلقات خیلی قوی‌تر از زمینه ای است که امروز موسیقی بین‌المللی دارد.

در واقع هر گوشه آهنگی از ماهور نمونه ای از موسیقی های قدیم ایران و یونان و گام های مختلفی است که اسم شان و طرح شان در تاریخ موسیقی نام برده می شود. اگر چه با اسامی ما متفاوت است ولی مسلم است که از یک ریشه هستند…» این نشان می دهد که استاد وزیری چه علاقه ای به موسیقی ایرانی و فرهنگ ایران دارد و چگونه به این فرهنگ عشق می ورزیده و به این فرهنگ افتخار می کرده است.

این جوابی است برای کسانی که از در بی مهری در می آیند و می گویند وزیری مخالف موسیقی و فرهنگ ایرانی است. در حالی که تمام کارهایی که وزیری کرده در جهت اشاعه فرهنگ و موسیقی ایرانی بوده است. او نخستین کسی است که آموزش فن تربیت صدا و بیان و فن تربیت هنرپیشه را در ایران بنا می نهد. او نخستین کسی است که کرسی باستان شناسی و کرسی زیبایی شناسی را در دانشگاه تهران بنا می‌گذارد.

تقدس و شرافت، در آثار وزیری موج می‌زند

نخستین کسی است که کتابی برای چند صدایی کردن موسیقی ایرانی با توجه به جانمایه‌ها و اصالت های موسیقی ایران و در حقیقت شخصیت موسیقی و خنیای ایرانی نوشته که کتاب بسیار با ارزشی محسوب می شود، در حدی که سراغ نداریم تا امروز هیچ کس دیگری کتابی در این زمینه‌ها به رشته تحریر درآورده باشد. خدمات استاد وزیری همان طور که پیش تر اشاره کردیم از این مجال بسیار فراتر می رود و در این فرصت محدود نمی گنجد.

شیوه نوازندگی استاد وزیری به قول روح الله خالقی طوری بود که از خودش شروع شد و به خودش ختم پیدا کرد. چرا که علاوه بر تکنیک های بسیار دشوار و پنجه روانی که برای نواختن آثار وزیری لازم است، نگاه بسیار ویژه و با شکوه و با وقاری می خواهد که در شخصیت خود وزیری بوده و باید در شخصیت هر نوازنده باشد تا بتواند به آن شکل نوازندگی کند.

آثاری که علینقی وزیری برای ارکستر نوشته و بخشی از آنها با صدای «بنان» و بخش دیگری با صدای خانم «روح انگیز» اجرا شده، آثاری است که در آنها تقدس، شرافت، اخلاق و آرامش همراه احساسات وطن پرستانه ای که یک هنرمند باید داشته باشد، موج می زند.

به جاست که تندیسی بسیار با شکوه و درخور برای این مرد بزرگ ساخته و در ورودی تالار وحدت یا هر تالار بزرگ دیگری نصب شود تا مردم ما بدانند چه کسانی در راه اعتلا، اشاعه و ترویج فرهنگ شان زحمت‌ها کشیده‌اند و تلاش‌ها کرده‌اند که واقعا قابل تحسین و قابل ارج است و امروزه از آنها کمتر یاد می شود، در حالی که این بزرگان هستند که موسیقی و فرهنگ ما را توان بخشیده، حفظ کرده، ارتقا داده و در ترویج آن به جان کوشیده‌اند. یاد استاد وزیری گرامی و راهش پر رهرو باد.

چرا علینقی وزیری مهم است

۱. درست از همان روزی که کلنل وزیری تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را با استفاده از دستاوردهای سفر تحصیلی‌اش به فرنگ احیا کند و نظم و سامانی به این داشته های وطنی ببخشد تیر انتقاد جدی خیلی‌ها به سویش نشانه رفت.

عده ای با وجود وزیری جایشان را در مراکز رسمی موسیقی که بنا بود مسیر راه این هنر را در سال های آتی ترسیم کند تنگ می دیدند و البته برخی هم راه وزیری را مخالفت آشکار با موسیقی ردیف دستگاهی می پنداشتند و معتقد بودند فرموله کردن موسیقی بر بنیان علم غربی نمی تواند راهگشای موسیقی وطنی باشد

۲. آنها که با میراث علینقی وزیری در موسیقی ایرانی آشنا هستند می دانند، کلنل در تمام حوزه‌هایی که الزام دید وارد میدان شود، به طور جدی کارش را آغاز کرد و تا آنجا که می توانست پا پس نکشید. از مدیریت مهمترین رسانه آن سال‌ها یعنی رادیو گرفته تا تاسیس هنرستان موسیقی (که نخستین مدرسه موسیقی ایران بود و به صورت خصوصی اداره می شد)، تالیف کتاب درس موسیقی برای دوره های مختلف درسی، نوشتن نخستین کتاب های آموزش ساز ایرانی با نت و البته آهنگسازی و مدیریت ارکستر نوین.

با این وجود به نظر می رسد هنوز برخی از بخش های این کارنامه قابل اعتنا آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است.

۳. علینقی وزیری را می توان نقطه عطفی در موسیقی ایران دانست که حدود صد سال پیش پیوندی میان موسیقی ایرانی و موسیقی غربی ایجاد کرد و تأثیر خود را با آثار فاخرش بر موسیقی ایران زمین گذاشت. کلنل وزیری هر چند شاگردانی مانند روح الله خالقی و ابوالحسن صبا را به عنوان دو تن از چهره های ماندگار موسیقی ایرانی به یادگار گذاشت اما از سوی برخی منتقدان به غرب زدگی متهم شد.

با این وجود منصفان معتقدند نقش علینقی وزیری را نباید در موسیقی این سرزمین نادیده گرفت.

۴. وزیری شاید اولین موسیقی‌دانی بود که برای موسیقی ارزش‌های ویژه‌ای قائل شد. وزیری همراه با ارکسترش به مهمانی دربار دعوت شد اما در آنجا موسیقی اجرا نکرد و گفت اگر مهمان‌های خارجی شما می‌خواهند موسیقی بشنوند، به هنرستان موسیقی بیایند چون او و ارکسترش حاضر نمی‌شوند موقع صرف شام، موسیقی بنوازند.این تنها یکی از ویژگی های مردی است که عده ای موسیقی ایرانی را به پیش و پس از او تقسیم می کنند.

این اقدام وزیری مدت‌ها برایش مشکل ایجاد کرد اما او برای موسیقی ایرانی احترام ویژه ای قائل بود پس به شیوه خودش مشغول کار بود. با این حال دشمنان علینقی وزیری همیشه سعی کرده‌اند اهمیت حضور او در موسیقی ایرانی را کمرنگ کنند اما موفق به انجام این کار نشده‌اند. با این وجود خدمات وزیری به موسیقی ایرانی انکار نشدنی است…