گفت‌وگو در قرنطینه

فعالان فضای مجازی در شب‌های خانه نشینی رسانه ملی را دور زدند

موسیقی کوک-علی نامجو| این روزها برای بسیاری از مردم روزهای خانه‌نشینی است. خیلی‌ها برای ادامه قرنطینه و ماندنشان در خانه سعی می‌کنند با تماشای محتوا در رسانه‌های مختلف سرگرم شوند.

این روزها شاید بیش از هر زمان دیگری انتظار می‌رفت مردم ساعت‌های زیادی از روز را با نشستن پای تلویزیون و دیدن برنامه‌هایی که از این رسانه پخش می‌شود، بگذرانند، اما شاید وقت آن رسیده که مدیران صداوسیما قبول کنند مردم دیگر به رسانه آنها توجهی که در دهه‌های قبل به آن وجود داشت، ندارند.

امروز مردم فهمیده‌اند نمی‌توانند چندان به قاب تلویزیون دل‌خوش کنند، بنابراین خودشان دست‌به‌کار شده‌اند و همزمان با حضور در جایگاه مخاطب، در نقش تولیدکننده هم ظاهر شده‌اند و از امکاناتی که برخی از شبکه‌های مجازی فراهم کرده‌اند بهره گرفته‌اند تا دغدغه‌ها، احساسات، مواضع، درخواست‌ها، حرف‌ها و تصاویر خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

نگاهی به شبکه اجتماعی اینستاگرام در شب‌های قرنطینه به خوبی این فضا را نشان می‌دهد. یک نفر دارد با فعالان حوزه علاقه‌مندی‌اش به شکل زنده گفت‌وگو می‌کند و دیگری به‌عنوان متخصص حوزه‌ای مشخص به تولید محتوا در فضای مجازی مشغول شده است.

برای نمونه در این ایام یک فعال حوزه موسیقی هر شب با خوانندگان و نوازندگان مختلف گفت‌وگو‌هایی را ترتیب می‌دهد تا علاقه‌مندان آن را دنبال کنند و در ادامه از هنرمندان می‌خواهد به شکل زنده موسیقی اجرا کنند، یک نویسنده و مترجم باسابقه در عرصه ادبیات هر شب برای مخاطبانش داستان‌خوانی می‌کند، یک شاعر جنوبی از اتاق خود هر شب شاعران بسیاری را به خانه مخاطبان می‌برد و ضیافتی از شعر و کلمه و شادی برپا می‌کند و یک بنیاد خیریه در یک شهر کوچک با دعوت از پزشکان متخصص از سراسر کشور، آنان را به ساکنان خانه‌نشین وصل می‌کند تا درباره وضعیت ویروس کرونا و روش‌های قطع کردن زنجیره انتقال آن برای مخاطبان توضیح بدهد.

اسدالله امرایی نویسنده و مترجم باسابقه حوزه ادبیات، آرش نصیری روزنامه‌نگار باتجربه حوزه موسیقی و رسول سنایی شاعر طنزپرداز جنوبی که علاوه بر فعالیت در حوزه شعر درزمینه نمایشنامه‌نویسی، مجری‌گری و کارگردانی هم فعال بوده است، از جمله اهالی فرهنگ و هنرند که در این روزها رودرروی مخاطبانشان قرار گرفته‌اند تا هم تشویقشان کنند به ماندن در خانه و هم برایشان برنامه‌هایی با محتوای هنر و فرهنگ تولید کنند.

با این سه نفر گفت‌وگوهای مجزایی انجام داده‌ایم تا به بررسی تولید محتوای زنده در فضای مجازی در روزهای قرنطینه بپردازیم.

صدا و سیما در جبهه مقابل اهالی فرهنگ و هنر

اسدالله امرایی نویسنده و مترجم شناخته‌شده در حوزه ادبیات که در این ایام در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام به گفت‌وگو درباره ادبیات و البته داستان‌خوانی برای دنبال کنندگانش مشغول شده است، درباره علت اجرای زنده داستان‌خوانی در اینستاگرام گفت: «من اجرای چنین برنامه‌هایی را قبل از این از سوی نویسندگان امریکایی و اروپایی در این فضا دیده بودم؛ تجربه‌هایی که واقعاً هم موفق بود.

برای مثال بن لوری ساعت ۵ صبح به‌وقت ایران در اینستاگرام برنامه دارد. امروز هم فعالان حوزه فرهنگ و هنر در ایران بعد از مواجهه باتجربه نویسندگان، هنرمندان و روزنامه‌نگاران خارجی در فضای اینستاگرام، به صرافت افتاده‌اند تا در ایران هم این کار را انجام بدهند».

این مترجم شناخته‌شده درباره کارکرد تولید چنین محتواهایی هم توضیح داد: «حضور در این فضا هم می‌تواند کاربردی تبلیغی داشته باشد، هم به‌عنوان پیش‌آگهی در نظر گرفته شود و هم می‌تواند مجالی را فراهم کند که در آن نویسنده یا مترجم بدون الزام به تبعیت از مرزهای رایج سانسور، با مخاطبش در ارتباط باشد».

نویسنده کتاب «مرد در بند» در ادامه به سانسور شبکه‌های مجازی مختلف در ایران هم اشاره کرد و افزود: «امروز شبکه‌ای همچون توییتر در ایران فیلتر شده، اما همه مسئولان از پایین‌ترین رده تا بالاترین رده در آن حساب کاربری دارند.

مدتی قبل هم در رقابت با تلگرام به قول خودشان چند شرکت دانش‌بنیان راه انداختند و به برخی وام دادند تا یک پیام‌رسان داخلی ساخته شود که مردم از آن استقبال کنند. در ادامه هم تلگرام را فیلتر کردند، اما استقبالی از پیام‌رسان‌های داخلی نشد».

امرایی با اشاره به کارکرد تخریبی اقداماتی نظیر فیلترینگ و سانسور در ایران گفت: «این سد بستن‌ها درست شبیه به مقاومتی است که در برابر علم شد. روزگاری کلیسای کاتولیک در مقابل گالیله و داروین ایستادگی کرد، اما امروز شما حرف داروین را از دهان پاپ می‌شنوید.

البته من معتقد نیستم شبکه‌های مجازی خیر مطلق‌اند چون در این عالم چیزی به‌عنوان خیر یا شر مطلق وجود ندارد، اما امروز مسئولین ما به‌جای مقابله با سوءاستفاده‌ها، فضای مجازی را فیلتر می‌کنند».

نگاه رسانه ملی در این ایام به فضای مجازی می‌تواند نگاه به یک رقیب باشد یا نگاه به رفیقی که می‌تواند از آن بهره ببرد؛ بنابراین می‌تواند از این تکنولوژی استفاده کند تا هم برای تولید برنامه‌هایش از آن ایده بگیرد و هم محتواهایی را که تولید می‌کند در این پلتفورم قرار بدهد. این‌های بخش دیگری از سخنان اسداله امرایی بود.

او افزود: «در این بازه زمانی قدرت فراگیری، استفاده و اثرگذاری فضای مجازی درست شبیه به وقتی است که ماهواره وارد ایران شد.

همان‌طور که مقاومت در برابر ماهواره به‌جایی نرسید، مقاومت درباره این فضا هم نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. امروز رسانه‌ای همچون صداوسیما خودش را در جبهه مقابل نویسنده و شاعر و مترجم می‌بیند و در درون خود فضا را در اختیار کسانی قرار می‌دهد که با صداوسیما همفکرند، با این رسانه تعارضی ندارند و محدودیت‌هایش را می‌پذیرند».

امیدی به صدا و سیما هست؟

آرش نصیری روزنامه‌نگار باسابقه حوزه موسیقی است که از چند سال قبل، برنامه‌ استعدادیابی با نام «هزار صدا» را مدیریت می‌کند و در آن به دنبال کشف استعدادها درزمینه نوازندگی و خوانندگی در ژانرهای مختلف موسیقایی است.

او هم از چند شب قبل، انتشار ویدیوهای زنده خودش را در صفحه «هزار صدا» در اینستاگرام آغاز کرد و در مدت کوتاهی توانست با استقبال زیادی از سوی اهالی موسیقی و علاقه‌مندان به آن روبه‌رو شود.

نصیری درباره شکل‌گیری ایده اجرای زنده در اینستاگرام گفت: «یکی از دوستانم مدتی قبل به من گفت چرا هر شب با اهالی موسیقی در صفحه «هزار صدا» گفت‌وگویی انجام نمی‌دهی؟

راستش از مدت‌ها قبل این فکر در ذهن خودم هم بود، اما بعدازاینکه این پیشنهاد از سوی این دوست مطرح شد، مصمم شدم که آن را عملی کنم. در ابتدا با دوستانی که ارتباطم با آنها نزدیک‌تر بود، گفت‌وگوها را آغاز کردم.

در ادامه چند نفر از خوانندگان برتر «هزار صدا» را دعوت کردم تا به‌صورت زنده برای مردم اجرای آواز کنند و بعد از آن کم‌کم تجربه‌ام بالا رفت و تصمیم گرفتم برای هر قسمت از برنامه، طراحی مشخصی داشته باشم».

این روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و هنر در ادامه به جذابیت پخش زنده اینستاگرام هم اشاره کرد و توضیح داد:«در طول سال‌های فعالیتم در عرصه روزنامه‌نگاری و اجرا، به‌ندرت پیش آمده که حین ضبط برنامه بگویم گفت‌وگو قطع شود و در ادامه از جای دیگری کار دنبال شود.

اینستاگرام برای من فضایی را مهیا کرد که به آن علاقه‌مندم. در گفت‌وگوهایی نظیر این، اصلاً مهم نیست آدم تپق بزند، مهم آن است که گفت‌وگو کننده خودش باشد و بتواند با بیننده ارتباط بگیرد».

او درباره ادامه‌دار بودن پخش زنده برنامه «هزار صدا» در فضای اینستاگرام هم گفت: «این برنامه در ایام کرونا آغاز شد، اما امروز که بااین‌همه استقبال و واکنش از سوی مخاطبان روبه‌رو شده‌ام، تصمیم دارم آن را ادامه بدهم.

در این میان، البته ممکن است برخی بگویند بسیاری از استادان قدیمی و پیشکسوت ما در ایران اصلاً در فضای مجازی صفحه‌ای ندارند.

برای آنها هم برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داده‌ایم و قرار است این بزرگواران را به فضایی دعوت کنیم تا در آن روبه‌روی هم بنشینیم و به گفت‌وگو بپردازیم اما همان گفت‌وگوها هم به شکل زنده در اینستاگرام پخش شود».

عبور از بعضی خط قرمزهای موجود یا فرضی صداوسیما در اینستاگرام هم یکی دیگر از امکاناتی است که بر اساس آن می‌توان به موفقیت کسانی که در این فضا به تولید محتوا می‌پردازند، کمک کند.

برای نمونه شاید کسی از خوانندگان این نوشته در ذهن نداشته باشند که در فضای رسمی رسانه‌ای در ایران با خواننده زنی که نه فقط برای بانوان که برای عموم جامعه اجرا می‌کند و در خارج از کشور مشغول زندگی است، گفت‌وگوی تصویری انجام شده باشد و از آن جالب‌تر او برای دنبال کنندگان برنامه، بنوازد و بخواند.

«هزار صدا» چند شب قبل با یلدا عباسی خواننده و نوازنده موسیقی مقامی ایران که در ایتالیا زندگی می‌کند، گفت‌وگو کرد و آرش نصیری در پایان برنامه از او خواست برای مخاطبان بنوازد و بخواند.

او درباره واکنش‌هایی که بعد از پخش آن برنامه زنده دریافت کرده، گفت: «بسیاری از بانوان خواننده در ایران بعد از آن برنامه با من تماس گرفتند که تمایل داشتند با آنها گفت‌وگو شود. من در آن گفت‌وگو با کسی حرف زدم که خارج از ایران زندگی می‌کند و نماینده شایسته‌ای برای معرفی موسیقی اقوام و نواحی ایران در آنجا به‌حساب می‌آید.

حتی در آن برنامه خانم عباسی در ابتدا م خواست فارسی بخواند اما من از او خواستم امان امان یا بحرطویل بخواند».

نصیری به تجربه نویسندگی چندساله‌اش در برنامه‌های موسیقایی رسانه ملی هم اشاره کرد و گفت: «من مدت‌ها نویسنده برنامه دستان بودم. همین امروز ده‌ها گفت‌وگوی تصویری با هنرمندان درجه یک موسیقی در آرشیو صداوسیما وجود دارد که از آن استفاده نمی‌کنند.

وقتی در صداوسیما برای فعالیت‌های آدم‌هایی همچون من که در حوزه موسیقی فعالیت می‌کنم، این‌همه مانع می‌تراشند، پیش از مصاحبه باید سؤالاتی که بناست پرسیده شود، چک کنند و بسیاری از اهالی موسیقی به آن رسانه راهی ندارند، چون ممکن است حرف‌هایی بزنند که به مذاق عده‌ای خوش نیاید، دیگر امیدی برای فعالیت در صداوسیما باقی می‌ماند؟»

این روزنامه‌نگار، گفت: «امروز بسیاری از هنرمندان حاضرند با من در لایو اینستاگرام گفت‌وگو کنند اما به‌هیچ‌عنوان قبول نمی‌کنند که در صداوسیما حاضر شوند. امروز هنوز نشان دادن ساز در تلویزیون ایران یک چالش جدی است.

خوب است مسئولین صداوسیما بدانند که یک هنرمند نمی‌تواند جایی را ویران کند. اگر اجازه دهند یک هنرمند بیاید و حرف‌های خودش را بدون اغماض بزند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ درنهایت دست چند نفر آدم سوءاستفاده‌گر رو می‌شود. متأسفانه اما خیلی‌ها از شفافیت بیزارند».

هدر دادن سرمایه‌های فرهنگی و هنری از سوی صداوسیما یکی از بحث‌هایی است که در این سال‌ها مطرح شده است. نصیری در پایان سخنانش، دراین‌باره توضیح داد: «متأسفانه امروز دلسوزان و صاحبان اندیشه که دغدغه جامعه را دارند، بدل به مخالف می‌کنند.

فضای رسانه‌ای در ایران باید باز شود چون گریزی از آن نیست. آدم‌های تنگ‌نظر باید کنار بروند تا اعتماد ازدست‌رفته مردم به صداوسیما بازگردد وگرنه روزبه‌روز فاصله مردم با این رسانه بیشتر خواهد شد تا جایی که فضای مجازی از تهدید یک گام هم برای صداوسیما جلوتر می‌رود».

بی‌اعتمادی به تلویزیون فرصتی برای فضای مجازی است
رسول سنایی شاعر، طنزپرداز، نویسنده، کارگردان و نمایشنامه‌نویس لر زبان و اهل شهرستان بهمئی استان کهگلیویه و بویراحمد است. او در ایام قرنطینه هر شب در صفحه‌اش در اینستاگرام شاعران و اهالی موسیقی را میزبانی می‌کند.

سنایی و بقیه هنرمندان لرزبان هر شب برای یک تا دو ساعت مجموعه‌ای را پیش روی مخاطبان علاقه‌مند به شعر و موسیقی لری قرار می‌دهند تا لااقل برای دقایقی آنان را از فشار حاصل از قرنطینه رها کنند.

او درباره شکل‌گیری اجرای زنده برنامه‌های چند شب گذشته گفت:«تمرکز ما در این صفحه اجرای اشعار با گویش لری است بنابراین برخلاف اینکه عده‌ای از دوستان فکر می‌کنند چون من در زمینه طنز فعالیت دارم، در این شب‌ها تنها اشعار طنز از طریق صفحه من در اینستاگرام برای مخاطبان خوانده شده، ما در این ایام از همه هنرمندان فعال در زمینه شعر با گویش لری دعوت کرده‌ایم یا در ادامه دعوت خواهیم کرد تا در شب‌های مختلف برای مردم علاقه‌مند به شعر و ادبیات ابیاتی را اجرا کنند.

در ابتدا سعی کردیم با دعوت از چهره‌های شناخته شده در این حوزه کم کم راه بیفتیم. در این روزها هم از دوستانی برای شعرخوانی دعوت می‌کنیم که کمتر در فضای رسمی فرصتی می‌یابند تا سروده‌هایشان را بخوانند».
سنایی درباره استقبال مردمان لرزبان از برنامه اینستاگرامی‌اش در این روزها هم توضیح داد: «امروز خیلی از خانواده‌ها با کابل اچ دی‌ام آی گوشی تلفن همراهشان را به تلویزیون وصل می‌کنند تا بتوانند برنامه شعرخوانی ما را از طریق صفحه و به شکل گروهی ببینند».

او در ادامه افزود:«در این برنامه‌ها سعی کردیم از آواهای محلی هم استفاده کنیم که با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبه‌رو شد. این نکته را هم باید بگویم که عموم مردمی که با گویش لری سخن می‌گویند با شعر ارتباط تنگاتنگی دارند و آن را پیگیری می‌کنند و به همین دلیل هم استقبالی که از این صفحه در طول ایام قرنطینه صورت گرفته در قیاس با دیگر صفحاتی که درزمینه شعر حتی در پایتخت هم فعالیت می‌کنند، بیشتر است».

سنایی گفت: «به دلیل توجه اندک شبکه‌های استانی در پنج استان لرنشین، تلاش کردیم به این کمبود بپردازیم و از همین رهگذر فرصتی پیش آمد برای توجه به هنر شاعران جوانی که خود من هم پیش‌ازاین، نامشان را نشنیده بودم، اما در این روزها متوجه شدم اشعار باکیفیتی را سروده‌اند».

او به بمباران مداوم فضای مجازی در طول سال‌های گذشته هم اشاره کرد و گفت: «ما در کشورمان تکنوفوبیا داریم. امروز اما بی‌اعتمادی به رسانه‌های رسمی به‌خصوص صداوسیما این فرصت را به وجود آورده که مردم به سمت فضای مجازی بیایند.

سانسور موجود روی شعر در صداوسیما در فضای مجازی وجود ندارد و این محدودیت توانسته به امکانی برای فضای مجازی بدل شود که معتقدین به هنر ناب بتوانند کارشان را بدون واسطه به مردم عرضه کنند و واکنش‌های آنان را شاهد باشند».

هنرمند از اینکه خودش نباشد گریزان است. یک هنرمند به یک شبکه تلویزیونی می‌رود تا درباره کمبودها سخن بگوید اما با محدودیت‌هایی از سوی برنامه‌سازان روبه‌رو می‌شود که همچون غل و زنجیر به‌پای او بسته می‌شود و همین وضع باعث می‌شود بسیاری از اهالی هنر حاضر نباشند به صداوسیما بروند و از طریق این رسانه با مردم‌شان روبه‌رو بشوند.

امروز فضای مجازی یک فرصت عادلانه برای همه افراد به وجود آورده که بتوانند رودرروی مخاطب قرار بگیرند و حرف‌هایشان را بزنند. این جملات بخشی از سخنان رسول سنایی بود.

این شاعر طنزپرداز در ادامه توضیح داد:«اراده برای تغییر را رقابت به وجود می‌آورد. بر این اساس من گمان می‌کنم امروز رقابتی هرچند ناچیز بین صداوسیما و فضای مجازی به وجود آمده است. در این رهگذر یا صداوسیما تصمیم می‌گیرد از برخی مواضع محدودکننده و البته نادرستش کوتاه بیایند و به رقابتی سالم با فضای مجازی بپردازد یا دست به حذف ناشیانه بزند.

در صورت اول صداوسیما متضرر نمی‌شود اما در حالت دوم ضرر خواهد کرد. اگر فرض سومی را هم در نظر بگیریم که طی آن صداوسیما و مسئولانی که در این زمینه قدرتی دارند، کاری به فضای مجازی نداشته باشند و به مسیری که تا امروز رفته‌اند، ادامه بدهند، در فاصله زمان کوتاهی قافیه را به فضای مجازی خواهد باخت و در این صورت هم ضرر خواهد کرد چون مردم می‌توانند در این شرایط دست به انتخاب بزنند و به‌احتمال انتخابشان فضایی خواهد بود که بتوانند در آن چندصدایی را بشنوند و شاهد حضور سلایق گوناگون باشند».

تا امروز که چند هفته از ایام قرنطینه در ایران می‌گذرد، بسیاری از فعالان عرصه‌های گوناگون در فضای مجازی به‌خصوص اینستاگرام شروع به تولید محتواهایی کرده‌اند که تا پیش‌ازاین عموم جامعه انتظار داشتند، صداوسیما دست به تولید آن برنامه‌ها بزند یا لااقل گمان می‌کردند تنها این رسانه توانایی تولید چنین برنامه‌هایی را دارد.

ایام قرنطینه اما برای رسانه در ایران به‌احتمال دوران تعیین‌کننده‌ای بود، ایامی که بعدازآن رسانه‌ها هم با رسانه‌های پیش از کرونا تفاوت‌های زیادی کرده‌اند. هرچند قطعیت در هر امری در هستی چندان درست نیست، اما به نظر می‌رسد صداوسیما در این روزها، خودش تیر خلاص را بر پیکر نیمه‌جانش شلیک کرده و در روزهای آینده باید منتظر ادامه سیر نزولی مخاطبانش باشد منتها این بار با سرعتی بیشتر.

منتشرشده در روزنامه همدلی