گلباران مزار رضا سقایی

سی‌و‌یکم تیرماه انجام می‌شود؛

به گزارش موسیقی کوک، امین عباسیان مدیر انجمن موسیقی استان لرستان از برپایی آیین نمادین گلباران مزار استاد رضا سقایی از هنرمندان فقید موسیقی منطقه لرستان در روز یکشنبه سی‌ام تیر خبر داد.

او گفت: « امسال هم مثل سال‌های گذشته برای قدردانی از زحمات استاد سقایی در کنار مقبره او جمع می شویم و مزارش را گلباران می کنیم. به اعتقاد من سقایی به تنهایی یک شناسه برای فرهنگ و هنر لرستان است بنابراین قدردانی از مقام هنری این شخصیت، کمترین کاری است که ما انجام داده‌ایم. در این باره از تمامی مردم فرهنگ دوست لرستانی، هنرمندان و اهالی رسانه دعوت می کنیم تا در این آئین حضور داشته باشند.»

رضا سقایی خواننده شهیر لرستانی سال ۱۳۱۴ به دنیا آمد. از همان کودکی استعداد او در خوانندگی مشخص شد. کم‌کم برای دوستانش می خواند. از سال ۱۳۴۴ کارهایش در رادیوی ملی پخش شد. سال ۱۳۵۰ برای شرکت در کلاس‌های زنده یاد اسماعیل مهرتاش راهی تهران شده بود که  با زنده‌یاد مجتبی میرزاده آشنا شد و این آشنایی نقطه عطفی در زندگی سقایی و موسیقی لرستان به وجود آورد. چند سال بعد همکاری میرزاده و سقایی در بازسازی آثاری قدیمی ماندگار موسیقی لرستان باعث خلق دو اثر «قدم خیر» و «موتورچی» شد.

ظاهراً عمل لوزه در سال ۱۳۵۷ باعث شد حنجره رضا سقایی آسیب ببیند و از آن زمان به بعد کم‌تر صدایی از او شنیده شود.

سید فرید قاسمی درباره خلق‌وخوی رضا سقایی در طول زندگی می‌گوید: «در تمام این دوران در حال او هیچ تغییری ایجاد نشد و «سقایی» همان آقا رضای دوست‌داشتنی، نازنین، بردبار، وفادار با روحی حساس و محضری دل‌نشین بود و به داده حق همیشه رضا بود. نه شهرت توانست او را از اصالتش دور کند و نه عزلت.

سی ساله بود که صدایش از رادیو پخش شد و در چهلمین سال زندگی‌اش تصویر او را از تلویزیون دیدیم، او مثل همه‌ آدم‌های موفق دشمنان پیدا و پنهان داشت اما رضا به همه نامهربانی‌ها لبخند می‌زد و اهل ستیز و جدال نبود.

بااینکه رضا را در همه‌ی عمر آزردند اما محبت‌پیشه و بی‌آزار بود. سال‌هایی که شهرت ایران‌گیر پیدا کرده بود و زمانی که روزنامه‌ها روزانه آگهی‌های کنسرت‌های او را چاپ می‌کردند در رفتار و گفتارش تغییری حاصل نشد، همانی بود که پیش‌تر دیده بودیم.

خود را موظف می‌دید که به دیدار دوستان و خویشان و آشنایان برود، به یاد دارم که حتی به دوستان مادرش و همسایه‌های دوران کودکی و نوجوانی‌اش که در آن سال‌ها سالخوردگان شهر ما بودند سرکشی می‌کرد.»

سال ۱۳۶۶ همان زمان که جنگ ایران و عراق در جریان بود، برخورد ترکش بمب در شهر ازنای لرستان به سقایی او را مجروح کرد و آسیب‌هایی از جمله تخریب جدی تارهای صوتی‌اش، تا وقتی زنده بود با این خواننده شهیر همراه شد.

سقایی شب ۱۹ اسفند سال ۱۳۸۵ در کرج سکته مغزی کرد. ۱۰ روز در بیمارستان شهید رجایی کرج تحت مراقبت بود. مدتی را در بیمارستان عشایر خرم‌آباد گذراند و از آن  به بعد خواهرش او را نگهداری و پرستاری می‌کرد. سقایی هیچ‌وقت ازدواج نکرد و هرگاه هم از او درباره این موضوع سؤال می‌شد می‌گفت: «من که آتیه روشنی ندارم که بخواهم یکی را هم اسیر خودم کنم.»

در طول حدود سه و نیم سال بارها در بیمارستان بستری شد که آخرین بارش در بیمارستان ساسان تهران بود. بالاخره نوبت رفتن رضا سقایی هم رسید و ۲۷ تیرماه ۱۳۸۹آوای مانای زاگرس( همان عبارت که روی سنگ قبرش حک شده است) به دلیل نارسایی تنفسی در پی سکته مغزی از دنیا رفت.

آیین گلباران مزار استاد رضا سقایی ساعت ۱۹:۳۰ روز یکشنبه سی ام تیر در قطعه هنرمندان آرامگاه «صالحین» خرم آباد برگزار می شود.